Перейти в чат

↳̶͟͞▼̶͞⏎͓⟬̶⟯̶꯭͞⟮̶꯭͞ رفیقای خاص جیگرا آس👒̶꯭͞⟯̶꯭͞▼̶꯭͞

1
تنها تو حال مرا می فهمی و زنبورهای عسل، هیچ کس ما را برای خودمان نمی خواهد. من طاقت می آورم اما گاهی پاهایم لج می کنند اسب های غمگین در سرم، آرام نمی گیرند و دستهایم مدام می پرسند پس کی؟ کی؟ کجا؟ گل زعفران با تو حرف می زنم که سوال نمی کنی. من طاقت می آورم اما گاهی از خودم می پرسم اگر نقابم را بردارم چند نفر در قاب عکس هایم باقی می مانند؟ گل زعفران، گل زعفران مگر چند بار زنده گی می کنیم؟ که اینقدر مرده گی می کشیم.