مطرود آگاه
635
با خنده گفت هنوزم مثل قبل فکر میکنی ؟ با کاتولیک ها چطوری ؟
گفتم : کاتولیک ها مرا عصبانی میکنند . چون مردم بی احساسی هستند .
خندید و پرسید : پروتستان ها چی ؟
گفتم : آنها با ور رفتن به وجدانشان ، آدم را نا خوش میکنند ...
در حالیکه هنوز میخدید گفت : خدانشناسان چه ؟
گفتم : آنها آدم را به دهن دره می اندازند و چون همیشه فقط از خدا حرف میزنند."
هاینریش بل
از کتاب "عقاید یک دلقک"
مطرود آگاه
601
گیسو مفشان،
توبه ی ما را مشکن
چون توبه ی عاشقان
به مویی بند است
مطرود آگاه
634
هر چقدر که یک بیماری خطرناکتر و شایعتر باشد شناخت و مقابله با آن ضروریتر است.
اما بیشعوری مهلکترین عارضهی کل تاریخ بشریت است که تاکنون راهکاری علمی برای مقابله با آن ارايه نشده است.
بیشوری حماقت نیست و بیشتر بیشعورها نه تنها احمق نیستند که نسبت به مردم عادی از هوش و استعداد بالاتری برخوردارند.
خودخواهی وقاحت و تعرض آگاهانه به حقوق دیگران که بُنمایههای بیشعوری هستند بیشتر از سوی کسانی ا ...
مطرود آگاه
567
Mohammad Motamedi - Hala Ke Miravi (320).mp3
mp3
9,23 Мб
مطرود آگاه
546
سوال واقعی این نیست که
آیا زندگی بعد مرگ وجود دارد
سوال واقعی این است که
آیا قبل از مرگ زندگی کرده ای...؟
اشو
مطرود آگاه
550
در حسرتِ زندگیِ دیگران بودن
برای این است که از بیرون که نگاه میکنی،
زندگیِ دیگران یک کل است که وحدت دارد
اما زندگیِ خودمان، که از درون نگاهش میکنیم،
همهاش تکهتکه و پارهپاره به نظر میآید
و ما هنوز هم در پیِ سرابِ وحدت میدویم ...
📕 کتاب: یادداشت ها
✍🏻 اثر: آلبر کامو
مطرود آگاه
565
موهایم را بباف
مثل عشقی
که در تار و پود جانم بافته ای...
سوده رحمانی
جانم فدای زلف تو
آن دم که پرسمت
کاين چيست، موی بافته؟
گویی که دام توست...
اميرخسرو دهلوی
مطرود آگاه
550
تو به تحریکِ فلک، فتنهیِ دورانِ منی!
من به تصدیقِ نظر، محوِ تماشایِ توام...
فروغی بسطامی
مطرود آگاه
532
از کسانی که همه چیز را
محاسبه می کنند بترس
و هرگز قلبت را
در اختیار آنها نگذار
آنها حساب عشقی که نثار تو
می کنند را نیز دارند
و روزی آن را با تو
تسویه می کنند....
آنا گاوالدا
مطرود آگاه
548
تو مَبین که خاکم
از خستگی و شکستگی ها
تو بِخواه تا بسویت
ز هوا سبک تر آیم ...
حسین منزوی
مطرود آگاه
574
من؛
من با صدای نفس کشیدنت هم
عاشقی می کنم
حتی اگر آرام و بی صدا
خودم را بگذارم در دستهات
و بروم
حتی وقتی از کنارت رد شوم
برای پرت نشدن حواست
بوی تنت را پُک بزنم
نه!
تو را با هیچ چیز عوض نمیکنم
حتی با زندگی
عباس معروفی
مطرود آگاه
573
آدم که دلش بگیرد،
دردش را به کدام پنجره بگوید
که دهانش پیش هر غریبهای باز نشود...؟
لیلا کردبچه
مطرود آگاه
520
دوستت دارم
و چقدر توضیح دادن حرفهای ساده سخت است
مطرود آگاه
515
دنیا دارد از شعرهای عاشقانه
تهی می شود...
و مردم نمی دانند چگونه می شود
بی هیچ واژه ای
کسی را که این همه دور است،
این همه دوست داشت.؟!
لیلا کردبچه
مطرود آگاه
549
تا آینه رفتم
که بگیرم خبر از تو
دیدم که در آن آینه هم
جز تو کسی نیست...
هوشنگ ابتهاج
مطرود آگاه
563
گناهم چیست جز عشق تو روی از من چه میپوشی؟
زبانم را نمی فهمی نگاهم را نمی بینی
ز اشکم بی خبر ماندی و آهم را نمی بینی
سخن ها خفته در چشمم نگاهم صد زبان دارد
سیه چشما! مگر طرز نگاهم را نمی بینی
سیه مژگان من! موی سپیدم را نگاهی کن
سپید اندام من! روز سیاهم را نمی بینی
پریشانم ! دل حسرت نصیبم را نمی جویی
پشیمانم ! نگاه عذر خواهم را نمی بینی
گناهم چیست جز عشق تو روی از من چه میپوشی؟
مگر ای ماه! چ ...
مطرود آگاه
562
دوستت دارم
اما نمىتوانى مرا در بند کنى
همچنانکه آبشار نتوانست
همچنانکه دریاچه و ابر نتوانستند
و بند آب نتوانست
پس مرا دوست بدار
آنچنان که هستم
و در به بند کشیدن روح و نگاه من
مکوش!
مرا بپذیر آنچنان که هستم.
غادة السمان
مطرود آگاه
580
یقین دارم کسی ظرف دعا
را جابه جا کرده
"تو" را من آرزو کردم،
کسی دیگر "تو" را دارد!
علی صفری
مطرود آگاه
569
وقتی کلمات ناتوانند
بگذار تو را با سکوت بگویم...
نزار قبانی
مطرود آگاه
600
زیباترین حرفت را بگو
شکنجهی پنهانِ سکوتت را آشکاره کن
و هراس مدار از آن که بگویند
ترانهیی بیهوده میخوانید؛
چرا که ترانهی ما
ترانهی بیهودگی نیست
چرا که عشق
حرفی بیهوده نیست.
حتا بگذار آفتاب نیز بر نیاید
به خاطرِ فردای ما اگر
بر ماش منتی ست؛
چرا که عشق
خود فرداست
خود همیشه است.
احمد شاملو
مطرود آگاه
870
تا وزیر پرورش آموزگاری دید گفت
حالتان خوب است و انگاری غمی در کار نیست؟
گفت آقای وزیر از حال فرهنگی نپرس
چونکه حال تابلوی ما حاجت اظهار نیست
گفت حرفی ، شِکوهای ، چیزی اگر داری بگو
گفت بسیار است امّا جرأت اقرار نیست
گفت شب ها از غم مردم نمیخوابیم ما
گفت جز آقا پُلیسه شب کسی بیدار نیست
گفتم اوضاع حقوقت در چه حدی هست؟ گفت؛
صفرهای فیش من مانند تو بسیار نیست
گفت دولت گفته که پایین کشیده نِرخ ...
مطرود آگاه
577
بس که خوردم غم تو روزه ی من باطل شد
نرخ کفاره ی این خوردن عمدی چند است؟
مطرود آگاه
583
روزه دارم من و افطارم ازآن لعل لبست
آری افطار رطب در رمضان مستحب است
مطرود آگاه
558
بارها افطار خود را قبل موعد خورده ام
بسکه از زیبایی ات الله اکبر گفته اند
مطرود آگاه
558
ماه من طایفه ی روزه بگیران چه کنند
شب عیدی که تو پنهان شده باشی جایی
مطرود آگاه
542
زان می عشق کزو پخته شود هر خامی
گر چه ماه رمضان است، بیاور جامی
مطرود آگاه
536
روزه ی هجر تو از پای بیانداخت مرا
کی شود با رطب وصل تو افطار کنم
مطرود آگاه
553
من فکر میکنم
هرگز نبوده قلب من اینگونه گرم و سرخ
احساس میکنم
در بدترین دقایق این شام مرگزای
چندینهزار چشمه خورشید در دلم
می جوشد از یقین
احساس میکنم
در هر کنار و گوشۀ این شورهزار یأس
چندینهزار جنگل شاداب، ناگهان
میروید از زمین...
احمد شاملو
.
مطرود آگاه
590
گاهی دوستت دارم
و گاهی دوست ترت می دارم..
میانگین را که
در نظر بگیری
دیوانه ات هستم
مطرود آگاه
648
چشمهایم را میبندم و
از یک تا هزار میشمارم
امّآ چیزی عوض نمیشود؛
نه سرزمینم،
نه کلماتم
حالا تو هی بنشین و سوزندوزی کن
روی این پردهها
برای خانهای که نداریم
دلتنگی کن،
بهانه بگیر
برای کسیکه نمیدانی کیست...
بههم نگاه میکنیم
بیآنکه حرفی بزنیم
به خواب میرویم
بیآنکه یکدیگر را بوسیده باشیم
جواد گنجعلی
مطرود آگاه
636
مرا جوری در آغوش بگیر
که انگار فردا میمیرم!
و فردا چطور ؟!
جوری در آغوشم بگیر
که انگار از مرگ بازگشتهام!
نزار قبانی
مطرود آگاه
572
تلخ منم...
همچون چای سرد
که ساعات طولانی نگاهش کرده باشی
و ننوشیده باشی
تلخ منم!
چای یخ
که هیچ کس ندارد
هوسش را...
سیدعلی صالحی
مطرود آگاه
619
فروردین
دارد تمام می شود ،
اولین باران بهار را که نبوده ای ...
خودت را
به اولین
شکوفهی اردیبهشت برسان ...
می دانی که ؛
اردیبهشت بی تو بهشت نمیشود
مطرود آگاه
559
جهنم یعنی؛
وابستگی به قضاوت دیگران،
افراد بسیار زیادی در جهان هستند که
در جهنم به سر می برند
زیرا سخت وابسته به داوری دیگرانند.
ژان پل سارتر
مطرود آگاه
577
داستان کوتاه :حیات سیاسی یوسف رستم
نویسنده: احسان عبدی پور
اجرا: احسان عبدی گور
مطرود آگاه
571
حیات سیاسی یوسف رستم. احسان عبدی پور.mp3
mp3
DialogueBox - Yousef Rostam
مطرود آگاه
566
ارغوان. هوشنگ ابتهاج.mp3
ارغوان
این چه رازیست که هر بار بهار
با عزای دل ما میآید؟
که زمین هر سال، از خون پرستوها رنگین است
وین چنین بر جگر سوختگان
داغ بر داغ میافزاید؟
ارغوان، پنجه خونین زمین
دامن صبح بگیر
وز سواران خرامنده خورشید بپرس
کی بر این دره غم میگذرند؟
مطرود آگاه
579
ارغوان. هوشنگ ابتهاج.mp3
mp3
Ebtehaj - Arghavan
مطرود آگاه
568
محبوب زیبا.mp3
mp3
Nima Hashempanah - Mahboobe Ziba
مطرود آگاه
641
با خودمان میگوییم عادت میکنیم و با صراحت زیادی این جمله را تکرار میکنیم آن چیزی که هیچکس نمیپرسد این است که به چه قیمتی عادت میکنیم؟!
ژوزه ساراماگو
مطرود آگاه
578
اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزار دهنده ای است تنها خوشبخت بودن ، در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است .
مطرود آگاه
616
*
از بس که چو شمع از غم تو زار بسوزم
گویم نچنانم که دگربار بسوزم
بیم است که از آه دل سوخته هر شب
نه پردهٔ افلاک به یکبار بسوزم
زان با من دلسوخته اندک به نسازی
تا من ز غم عشق تو بسیار بسوزم
دانی که ز تر دامنی و خامی خود من
چندان که بسوزم نه به هنجار بسوزم
ترسم که اگر سوخته خواهند من خام
در آتش عشق افتم و دشوار بسوزم
تا چند تنم پردهٔ پندار به خود بر
وقت است که این پردهٔ پندار بسوزم
ای ساقی جان جام م ...
مطرود آگاه
552
گفتی که دیر و زود
بهحالت نظر کنم
آری کنی
چو بر سر خاکم گذر کنی
سعدی