•°ॐहहाمدیران برتر कहॐ°•

349
کانال مدیران برتر ارائه دهنده مطالب آموزشی و انگیزشی
Open in app
63
🌹🌹🌹 ..ديده ام خورشيد را در خواب، تعبيرش تويی خواب دريا و شب مهتاب، تعبيرش تويی از معبّرها نمے پرسم ڪه خواب صبح وصل عشق من! بے رِمْل و اسطرلاب، تعبيرش تويی خود نه تنها خوابهاے چشمِ تن، بل بے گمان هرچه چشم جان ببيند خواب، تعبيرش تويی خوب من! خواب تو را ديدن دراين دنياے بد چون گل روييده در مرداب، تعبيرش تويی خواب ديدار تو و فريادهاے من، ڪه: آی! رفتم از دستت! مرا درياب! تعبيرش تويی ❤❤❤ ✍رسول
59
🌹🌹🌹 تقدیم به عزیزترینم😍 ❤👉 خود خبر داری دلم آواره و حیران توست؟ جان من باشی اگر،تا پای جان،خواهان توست گر نمیدانی بدان این بَرده با میلِ خودش بی غُل و زنجیرهم درگوشه ی زندان توست مثل آن گنجشگکِ آواره و بی سرپناه آرزویش لانه ای در سایه ی مژگان توست گرکه بگشایی به رویش قلب خودرا تا اَبد گوشه ای ازقلب تو لایق ترین مهمان توست جان نثارِ دوست کردن،خوب می داند ولی... همچنان در انتظار دادن  فرم ...
50
🌹🌹🌹 تو را آن گونه می‌خواهم که باغی باغبانش را شبیه مادر پیری که می‌بوسد جوانش را تو را در یک شب بارانی غمگین سرودم که نمی‌دانم زمانش را، نمی‌یابم مکانش را من آن سرباز دلتنگم، که با تردید در میدان برای هیچ و پوچ از دست خواهد داد جانش را پریشانم شبیه پادشاهی خفته در بستر که بالای سرش می‌بیند امشب دشمنانش را تو در تقویم من روزی نوشتی دوستت دارم از آن پس بارها گم کرده‌ام فصل خزانش ...
49
🌹🌹🌹 پاییز منم!... وقتی خاطرات تو... برگ به برگ... رنگ به رنگ در من رهاست... پاییز منم !.... وقتی خیابان ها را ... بی تو قدم می زنم.... و باران امانم را بریده است ... ❤❤❤ ✍رسول
46
🌹🌹🌹 دلم هوای تو دارد ولی چگونه ببندم هزار نامه به پای کبوتری که ندارم ... ✍رسول ❤😔❤
70
🌹🌹🌹 با دوچشمان قشنگت عشقبازی میکنم با نت چشمان مستت نغمه سازی میکنم گرچه بی تاب و پریشانم ولی با یادتو درعبورازسیل غم ها یکه تازی میکنم من همان قارونم و چشمان تو گنجینه ام باحضورت ادعای بی نیازی میکنم نغمه های عشق تو تصنیف دلتنگی من من که با سنتورعشقت تکنوازی میکنم سجده گاه روی تومحراب قلب خسته ام با خیال چشم تو هر دم نمازی میکنم خنده برلبهای خود این بغضها رابرگلو مینشانم ،باتبحر ...
64
🌹🌹🌹 با تـو ای آرام جـانـم میشود تنهـا شوم راهـی یک عشق زیبـا و پـُر از رویـا شوم؟ من بگیـرم دستهـایت را بـه دستِ باورم فارغ از غم های این دنیای پُرسودا شوم همچو پروانه بچرخم گِرد روی چون گلت مونست هرلحظه و هر جای این دنیا شوم باغ چشمانت همیشه پُر بهار و پُر گل است در میـان بازوانـت ، مست و بی پروا شوم از کـرانـه تا کـرانـه عشق می ورزم به تـو گرشوی محبوبِ من شادان ، سوی فردا شوم با ...
60
🌹🌹🌹 پا به پايت تا ته اين جاده مي آيم نترس اين منم عاشق ترين دلداده، مي آيم نترس در مسير عشق از آيينه هم صادق ترم ساده بودم ساده هستم ساده مي آيم نترس خم به ابرويت نياور ذره اي، دق مي کنم عاشقت با خون تعهد داده، مي آيم نترس عقل مي گويد نرو اما نمي فهمد که عشق در دل وامانده ام افتاده مي آيم نترس در دل آتش برو،در آسمان پرواز کن پا به پايت تا ته اين جاده مي آيم، نترس ❤❤❤ ✍رسول
55
🌹🌹🌹 عشق بین منو تو مُعجِزه‌ی عِلمِ پِزِشکی شُده است قَلـبِ مَن پیشِ تو هست ولی امّا بَدَنَـم جان دارَد...! ❤❤❤ ✍رسول
54
🌹🌹🌹 خواهم به فدای دلت ای يار بميرم صد جام شراب خورده خمار بميرم از جام لبت نوش کنم جرعه نابی درمستی اين بوسه دو صد بار بميرم در خانه خود گر ندهی باز جوابم يک بار ترا بينم و صد بار بميرم چشمان من و خانه ی دل جمله فدايت از مستی عشقت دو سه صد بار بميرم در مکتب عشق تو بياموزم من ساده دلی را بنما رخ و بگذار که با خاطر بيدار بمیرم ❤❤❤ ✍رسول
69
🌹🌹🌹 سرکش و دیوانه، بی افسارتر می خواهمت هرنفس، هربار بی انکارتر می خواهمت خاطراتی بین من با توست تا روز ابد زین سبب هر روز من هربارتر می خواهمت بحث تکراری شدن در عشق قطعاً منتفی ست در تمام لحظه ها بسیارتر می خواهمت هیچ عشقی در خیالم این چنین محبوب نیست تا ابد اینگونه بی تکرارتر می خواهمت من تو را صد... نه... هزاران... از عددها بگذریم! من تو را همواره بی آمارتر می خواهمت ... ❤❤❤ ✍رسول
70
🌹🌹🌹 شده تقدیر کسی باشی و قسمت نشود؟ سالها گیر کسی باشی و قسمت نشود؟ پشت یک قلب به ظاهر خوش و یک خنده ی تلخ شده زنجیر کسی باشی و قسمت نشود؟ در میان تپش آینه پنهان شوی و روح و تصویر کسی باشی و قسمت نشود؟ شده در اوج جوانی با همین ظاهر شاد تا گلو پیر کسی باشی و قسمت نشود؟ شده آزاد و رها باشی و تا عمق وجود رام و تسخیر کسی باشی و قسمت نشود؟ می شود با همه ی ریشه و رگهای تنت سالها گیر کسی باشی و ق ...
65
مثلِ پیچک به تو پیچیده‌ام و دلتنگم! بینِ ما هیچ نبوده‌ست، به جز مانشدن 💔😔💔 ✍رسول
68
بی تو بودن را تمام شهر با من گریه کرد دوست با من هم صدا نالید دشمن گریه کرد 💔😔💔 ✍رسول
60
روزها میگذردوخبرازآمدنَت‌نیست‌که‌نیست! عاشقی از سرَت افتاده...؟خدا می‌داند... 💔😔💔 ✍رسول
65
ای عزیزترینم حق داشتی گذر کنی از من، که مدتهاست یک ایستگاه خالی بی رفت و آمدم‌ 💔💔💔 ✍رسول
64
🌹🌹🌹 به همانقدر که چشم تو پر از زیبایی‌ست بی تو دنیای من ای عزیزترینم، پر از تنهایی‌ست... ❤😔❤ ✍رسول
63
🌹🌹🌹 گرچه ندارمت ولی در همه حال با منی یاد تو برخلاف تو؛هست‌وهمیشه‌ماندنی ❤😔❤ ✍رسول
60
🌹🌹🌹 مَپرس از من چرا در پیله‌ے مهر تو محبوسم کھ عشق از پیله‌هاے مُردھ هم پروانھ مےسازد ❤❤❤ ✍رسول
60
🌹🌹🌹 دیوانه تر از خویش کسی می‌جستم دستم بگرفتند و‌به دستم دادند ❤😔❤ ✍رسول
61
🌹🌹🌹 حضورت در قلبم مثل نفس کشیدن است آرام و بی صدا اما همیشگی... ❤❤❤ ✍رسول
70
🌹🌹🌹 عشق مهربونم ﺑﯽ‌ﻗَﺮﺍﺭتوام ﻣﺜﻞ ﻭﻗﺘﯽ، مادرﯼ ﺑﺎ ﯾﮏ شمارﻩ می‌ﺭَﻭﺩ ﺗﺎ ﺑﺎﺟﻪ ﻫﺎ! ﺍﻣّﺎ ﺳَﻮﺍﺩﺵ ﺭﺍ ﻧَﺪﺍﺭﺩ...😔 ❤❤❤ ✍رسول
66
🌹🌹🌹 جای جایِ شهرِ من از خاطراتت پر شده راه رفتن بعدِ تو،از هر مسیری مشکل است! ❤❤❤ ✍رسول
71
🌹🌹🌹 پیراهنم پیراهنت را دوست دارد   ... پیراهنم عطر تنت را دوست دارد پیراهنم وقتی که می آیی سراغش آغوشِ گرم و ایمنت را دوست دارد... پیراهنم ، شب در اتاق گفتگومان پیراهن از تن کندنت را دوست دارد پیراهنم چشمش تو را خیلی گرفته نامرد چشمِ روشنت را دوست دارد خوب او حسودست و تو را از چشم مردم پیداست ! پنهان کردنت را دوست دارد پیراهنم دلتنگ میگردد برایت تنگِ غروب و دیدنت را دوست دارد آهسته در گوش ...
71
🌹🌹🌹 فَرقی نَدارَد کِی، کُجا، دورِ تو می‌گَردَم مَـن خَطِّ پیرامونِ تو، تو نُقطه‌ی پَرگـار ❤❤❤ ✍رسول
72
🌹🌹🌹 دوستت دارم مثل اولین حس گرم لمس دستانت همانقدر آرام همانقدر شرمگین همانقدرپرشور من تو را تا ابد همانقدر بی نظیر دوست خواهم داشت... ❤❤❤ ✍رسول
80
🌹🌹🌹 همهٔ عمر را عاشق بوده‌ام. تو خود این را بهتر می‌دانی. امّا هرگز عشقی چنین پُرشور نداشته‌ام. عشقی که تنها هنر من، هنر کلام، دربرابر آن بی‌رنگ می‌شود و لُنگ می‌اندازد. گرچه با وجود این بهترین شعرهایم نام تو را دارند چه پیش آمده است؟ آیا در این هنر ورزیده شده‌ام تا بتوانم آخرین شاهکار خود را هم به پای تو بریزم؟ نمیدانم. هرچه هست این است که خیالت لحظه‌ای آرامم نمی‌گذارد. مثل درختی که به‌سوی آفت ...
75
🌹🌹🌹 تو شاید! من ولی از یاد تو غفلت نمی کردم برای دوستی با غیر تو رغبت نمی کردم هزاران بار سویت آمدم چون موج و برگشتم برای گفتن حرف دلم جرأت نمی کردم به جمع دردهایم درد عشق افزوده کی می شد؟ اگر آنروز در چشمان تو دقت نمی کردم چنان در گیر و دار عشق افتادم که بی اغراق برای هیچ کار دیگری فرصت نمی کردم از او با دیگران چیزی نمی گفتم،من از غیرت چنان دیوانه ها جز با خودم صحبت نمی کردم.. ❤❤❤ ✍رسول
66
تقدیم به عزیزترین رفیقم🌹❤
68
🌹🌹🌹 حس می کنم کنار تو از خود فراترم درگیر چشم های تو باشم رهاترم دلتنگی ام کم از غم تنهایی تو نیست من هرچه بی قرارترم...بی صدا ترم گاهی مقابل تو که می ایستم نرنج پیش تو از هر آینه بی ادعاترم قلبی که کنج سینه ی من می زند...تویی من با غم تو از خود تو آشناترم هر لحظه اتفاق می افتم بدون تو از مرگ ها و زلزله ها بی هوا ترم حالم بد است...با تو فقط خوب می شوم خیلی از آن چه فکر کنی مبتلاترم.. ...
415
🌹🌹🌹 بگذار نگاهت كنم الهام بگيرم از چشم تو در اين غزلم وام بگيرم بگذار كمى محو تماشاى تو باشم تا ايده از اين صورت و اندام بگيرم يك لحظه بيا عطر تو در خانه بپيچد يك عمر از اين حال و هوا كام بگيرم من جَلد شدم دور همين خانه بگردم بار آمده ام دانه از اين بام بگيرم از عشق فقط شهرت بد قسمت من شد رخصت بده گمنام ترين نام بگيرم حالا كه مقدّر شده ناكام بميرم اى كاش در آغوش تو آرام بگيرم ❤❤❤ ✍رسول_ رف ...
344
🌹🌹🌹 یک لحظه بمان تا درِ غم بسته بماند عهدِ من و تو باقی و نشکسته بماند در شهرِ نگاهم بنشین با لبِ خندان نگذار امیدِ دلِ من خسته بماند یک قصّه بگو از نفسِ آبیِ لب‌هات تا ردِّ نفس‌های تو برجسته بماند در کوچه‌ی بارانی من حرف بزن تا نجوای تو در خاطره سربسته بماند هر لحظه نگو می‌روم از شهر خیالت بگذار نگاهم به تو پیوسته بماند با دست تو موهام پریشان شود ای کاش! تا با نفسِ دستِ تو وابسته بماند .. ...
328
🌹🌹🌹 چای دم کن با محبت میهمانت می شوم من همان قند دو پهلوی لبانت می شوم در دل تنگم عجب جا کرده ای جانان من گر بخواهی در دل تنگ تو جانت می شوم یک اشاره از تو بنیادِ دلم را میکٓند گر تو خواهی بهتر از جان جهانت می شوم ناز کم کن من که گفتم میخرم ناز تو را انقدر می خواهمت آهو، شبانت می شوم شب شدی تو ماهتابم ، روز خورشید منی مهربانی دیدم از تو ، مهربانت می شوم چشمهء عشقی که می جوشی درون سینه ام ...
380
🌹🌹🌹 ویران کن و بگذار که ویرانه بماند از قصه‌ی تو غصه‌ی جانانه بماند! از روی سرم رد شو و نگذار پس از تو جز خاطره‌ی موی تو بر شانه بماند! از پشت همین پنجره‌ی بسته گذر کن تا عطر قدم های تو در خانه بماند! آنسوی زمین خنده به لب‌های تو آمد باعث شده این‌سو گل و گلخانه بماند با یاد تو عشق است که این شاعر مجنون دیوانه‌ی دیوانه‌ی دیوانه بماند ❤❤❤ ✍رسول_رفیق
404
🌹🌹🌹 بچه ها عشق قشنــگ است ولـی سهم عاشق دل تنــگ است ولـی بین معشـــوقه و عاشــــق گه گـاه زندگی صحنه ی جنــگ است ولـی دل معشـــــوقه و عاشـــــق با هـم مثل آیینـــــه و سنــــگ است ولـی با سیــــاهی و سفیــــــدی ترکیـب عشق یعنی که دو رنگ است ولی درد بسیــــار شکســــت عشقـــی بدتـــــــر از زخم پلنــــگ است ولـی دوستــــــانم همه تان می دانیــــــد عشق بی زور تفنـــــگ اسـت ولـی خودمـــ ...
196
🌹🌹🌹 تمامِ دین و دنیایم، فدای دردِ سرهایت چه دردی میکشم وقتی، که دورم از نفسهایت شبیه آدمِ برفی، اگر تنها ترین باشم تورا اینگونه میخواهم، تورا تنهای تنهایت کسی جز من چه میفهمد؟؟ کسی جز من چه میداند چه عشقی دارد این بوسیدنِ ردِّ قدمهایت من اینجا در زمین آدم، تو ماهِ آسمانهایی عجب راه درازی هست، تا آغازِ دنیایت مرا اینگونه باور کن، کمی عاشق، کمی خسته تو هم گاهی مدارا کن، تو با چشمانِ زیبایت ب ...
219
🌹🌹🌹 پروانه شدم دورت چرخیدم و چرخیدم شمعی شدی‌ و با تو رقصیدم و رقصیدم میسوزم‌ و خوشحالم.. از آتش پرهایم... باشعله‌ی عشق تو خورشیدم و خورشیدم من آدم مغروری از روز ازل بودم.... در پای تو قلبم را بخشیدم و بخشیدم در عزلت تنهایی غمگین و پکر بودم از شادی عشق تو خندیدم و خندیدم تاریکی شبهایم با نور تو روشن شد پیشانی ماهت را بوسیدم و بوسیدم در عمق نگاه تو الماس درخشانست با گنج دو چشم تو تابیدم و ...
298
🌹🌹🌹 ای یار دوردست که دل می‌بری هنوز چون آتش نهفته به خاکستری هنوز هر چند خط کشیده بر آیینه‌ات زمان در چشمم از تمامي خوبان، سری هنوز سودای دلنشین نخستین و آخرین! عمرم گذشت و توام در سری هنوز ای نازنین درخت نخستین گناه من! از میوه‌های وسوسه بارآوری هنوز آن سیب‌های راه به پرهیز بسته را در سایه سار زلف، تو می‌پروری هنوز با جرعه‌ای ز بوی تو از خویش می‌روم آه ای شراب کهنه که در ساغری هنوز ❤❤❤ ✍ر ...
279
❤❤❤ تو را من ز هستی جدا دوست دارم تـــو را بی حد و انتها دوست دارم خیـــال تو در سینه ام گرم و جاری تـو را همره لحظه ها دوست دارم تو اصل وجـــــــود مرا باز خواندی تــــــو را مثل آئینه ها دوست دارم نگنجد در اندیشه ات ایـــــن ارادت تو را فـــــوق پندارها دوست دارم همه آرزو و امیــــد م توئـی تــــو تو را از زمین تا خـدا دوست دارم 🌹🌹🌹 ✍رسول_رفیق
244
❤❤❤ ‌ قول دادم به کسی غیر تو عادت نکنم از غم انگیزی این عشق شکایت نکنم من به دنبال تو با عقربه ها می چرخم عشق یعنی گله از حرکت ساعت نکنم عشق یعنی که تو از آن کسی باشی و من عاشقت باشم و احساس حماقت نکنم چه غمی بیشتر از این که تو جایی باشی بشود دور و برت باشم و جرات نکنم عشق تو از ته دل عمر مرا نفرین کرد بی تو یک روز نیامد که دعایت نکنم بی تو باران بزند خیس ترین رهگذرم تا به صد خاطره با چتر خ ...
236
🌹🌹🌹 کنار آشنایی تو آشیانه می‌کنم فضای آشیانه را پر از ترانه می‌کنم کسی سوال می‌کند؛ به خاطر چه زنده‌ای؟ و من برای زندگی تو را بهانه می‌کنم ❤❤❤ ✍رسول_رفیق
245
با همه‌ی بی سر و سامانی‌ام باز به دنبال پریشانی‌ام طاقت فرسودگی‌ام هیچ نیست در پی ویران شدن آنی‌ام آمده‌ام بلکه نگاهم کنی عاشق آن لحظه‌ی طوفانی‌ام دل خوش گرمای کسی نیستم آمده‌ام تا تو بسوزانی‌ام آمده‌ام با عطش سال‌ها تا تو کمی عشق بنوشانی‌ام ماهی برگشته ز دریا شدم تا تو بگیری و بمیرانی‌ام خوب‌ترین حادثه می‌دانمت خوب‌ترین حادثه می‌دانی‌ام؟ 💔🌹 ✍رسول_رفیق
235
ای یاد تو در ظلمت شب همسفر من وی نام تو روشنگر شام و سحر من جز نقش تو نقشی نبود در نظر من شبها منم و عشق تو و چشم تر من وین اشک دمادم که بود پرده در من در عطر چمن های جهان بوی تو دیدم در برگ درختان سر گیسوی تو دیدم هر منظره را منظری از روی تو دیدم 💔🌹 ✍رسول_رفیق
221
نازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفت پرده ی خلوت این غمکده بالا زد و رفت درد بی عشقی ما دید و دریغش آمد آتش شوق درین جان شکیبا زد و رفت 💔🌹 ✍رسول_رفیق
238
من سرم را شیره میمالم که یادت نیستم پشت حجمی بیخیالی دوستت دارم هنوز ✍رسول_رفیق
237
دلم تنگ است دلم اندازه‌ی حجم قفس تنگ است سکوت از کوچه لبریز است صدایم خیس و بارانی ست نمی دانم چرا در قلب من پاییز طولانی‌ست!😔 ✍رسول_رفیق
230
گاهگاهی که دلم می گیرد پیش خود می گویم... آنکه جانم را سوخت یاد می آرد از این بنده هنوز؟ گفته بودند.... که از دل برود یار چو از دیده برفت روزها هست که از دیده ی من رفتی لیک دلم از مهر تو آکنده هنوز...❤💔 ✍رسول_رفیق
239
مپرس حال مرا ! روزگار یارم نیست که یار در دل من باشد و کنارم نیست 😔 ✍رسول_رفیق
235
من اسیرمٖ ، عاشقم، عاشق تر از افسانه ها با خـیال روی تـو مـن مـانـدم و ویــرانه ها😔 ✍رسول_رفیق
224
ای آنکه دوست دارمت اما ندارمت بر سینه می فشارمت اما ندارمت ای آسمان من که سراسر ستاره ای تا صبح می شمارمت اما ندارمت در عالم خیال خودم چون چراغ اشک بر دیده می گذارمت اما ندارمت می خواهم ای درخت بهشتی، درخت جان در باغ دل بکارمت اما ندارمت می خواهم ای شکوفه ترین مثل چتر گل بر سر نگاه دارمت اما ندارمت😔 ✍رسول _رفیق