Перейти в канал

جانم

1
چند دوبیتی زیبا پزشکم  داد  دارویی   به   دل درد چو دیدش رنگ رخسارم شده زرد به  او  گفتم  ندارم   دردی از جسم که  درد  دل  رخ  من  را چنین کرد ********** هر آنکس  که  به  دردی مبتلا هست خودش داندکه ضربه ازکجا هست غریبه    دست     آزاری    ندارد که هرچه زخم هست ازآشنا هست ********** سالها هر جا که شد گفتم یل دوران منم هر که را با هر توانی بر زمینش می زنم ازدواج آمد خط باطل به روی آن کشید چونکه دانستم ندارم قدرتی پیش زنم ************ همانگونه که خورشیدی به شب نیست درون ذات هر فردی ادب نیست ادب چون گوهر دردانه ای هست که قطعاسهم بی اصل و نسب نیست Yaz