Go to channel

فرهنگ و زبان هندی

64
از طایفه آنها، مرد یا زن مريض شود مردانی که دوستان مریض به شمار می روند، مریض را اگر مرد باشد می کشند و در این موقع می گویند که اگر این کار نکنند، از گوشت مريض به واسطه مرض همواره خواهد کاست. در این مواقع مريض ناخوشی خود را انکار می کند ولی دوستانش حرف او را نمی پذیرند و بعد از کشتن او گوشتش را بین خودشان تقسیم می کنند. چنین است نیز رفتار زنان با زنان ناخوش. پیر مردان را هم کشته گوشت آنها را تقسیم می کنند اگرچه عده کسانی که به سن کهولت رسیده باشند کم است زیرا همین که ناخوش شدند آنها را می کشند. هندی های دیگر عاداتی دیگر دارند: جانداری را نمی کشند، تخم نمی افشانند، مسکن ندارند و قوتشان علف است. در صفحه آنها علفی است که میوه اش در پوست است و به بزرگی دانه ارزن. این علف خودروست و این هندی ها میوه آن را جمع کرده و پخته با پوست میخورند. هر کس از آنها ناخوش شود، در بیغوله ها منزوی شده می خوابد و کسی نه به فکر مرده ها است و نه مراقبتی نسبت به مرضی دارد. تمام هندی هایی که ذکرشان گذشت، قضای حاجت را مانند حشم آشکار می کنند. رنگ پوست این هندی ها یکسان است یعنی مانند رنگ پوست اتیوپی ها است.مردمان را که در سواحل خلیج پارس و سواحل هند سکنی داشتند چنین می نامد و گوید که به اتیوپی های افریقا شباهت دارند و چون اتیوپی های افریقا را حبشی می دانیم اینجا هم لابد باید مردمانی را که هرودوت توصیف می کند، حبشی بنامیم.) تخم مردان که از آن نطفه بندی می شود، در هندی ها بر خلاف تخم سایر مردمان سفید نیست بل سیاه است. چنانکه پوست آنها هم سیاه است. تخم اتیوپی ها هم چنین است. این هندی ها در طرف جنوبی و خیلی دور از پارسی ها سکنی دارند و هیچ گاه تابع شاه پارس نبوده اند. هندی های دیگر در حدود شهر کاسپاتير و اراضی پا کتیا یعنی در شمال سایر هندی ها مسکن گزیده اند.اینها از همه هندی ها جنگی ترند و اینها طلای هند را به دست می آورند. در ولایت این مردم کویرهایی است که از ماسه پوشیده و در این ماسه ها حیواناتی هستند که تقریبا به بزرگی سگ اند و بزرگ تر از روباه. شاه از این حیوانات چند رأس دارد این جانوران مانند مورچه ها زمین را شکافته برای خود لانه می سازند و خاک را بالا می ریزند از این حیث مانند مورچه های یونان اند و به آنها شباهت دارند. هندی ها برای بدست اوردن این خاک به کویر می روند.