گنجینهی کتاب
53 •
@ganjine_ketab_g
از همهی دوستان تقاضا دارم که عکس و آی دی صحیح داشته باشند
گنجینهی کتاب
184
مریض هستن باید بلاک شن
198
منم یکی یکی بلاک میکنم تا تموم بشن
Sistany,,,,
183
فهم و شعور داشته باشید و پیام ندید
سلام اینها یک نفر نیستن که ی لشگر هستن حالا همش یکی یکی میان تا شما خسته بشی و بیخیال ، ، ،
189
فهم و شعور داشته باشید و پیام ندید
181
اینجا کسی عرب نیست و هیچ علاقه ای هم به مسائل سیاسی نداریم
185
من نمیدونم چ مرضی دارن که هر چی حذف و بلاک میکنم از رو نمیرن و باز پیام میدن
Sistany,,,,
181
تو دلم هر روزه گرمایت حس کردم ،
میدونی دوست دارم ،
از تولد تا به حالا نفسم می آید ،
دم بازدم که کنم گرمایت پیشم بود ،
کسی که دوسش دارم لحظہ به لحظہ ،
بقلم بود کنارم عشقہ ،
بہ پذیر زندگیت با همہ ئ خوب بدش ،
من پذئ رُفتہ امُ و میمانم منتظرش ،
به تعادل برسید زیبایست ، ، و ،!
ندارد دردی بی مہابا همہ اش زیبایست ،
کسی که دوسش داری کنارتہ ،
اگه مہتاجیم و احتیاج داریم پیشمونہ ،
ھمہ کاری کردم ھر چہ ف ...
Sistany,,,,
184
همہ گشتند ، منم گشتم ، نگرد نیست ،
همہ جاھا ، کہ فکر کردی دگر نیست ،
نہ ایران ، و نہ ، کشور های دیگر ،
نبوده ھرکجا ، رفتم نبود دیگر ،
اگر ، هیچ وقت نباشد ، نفرت . کینہ ،
همان روزت بہشت است .
جہنم ، حسرت است ،
بر خود نہ پیچ ، ھیچ وقت .
تو پوچی را بریز دور ، بوده است ، ھیچ ،
با خدا باش ،
بہشت انسانیت بوده ، همینجا در کنارت ،
خدا با ماست ، بہشت هم بود ،
خدا شکرت همین کہ سالمم عشق است ، ...
Sistany,,,,
187
عاشق شده ام در خود ،
باز از تہ دل صد بار
جسمم شده است ، ارزش ،
ایراد نمی بینم ، بی ربط نبود ، ارزش ،
زیبا سخنُ کامل ،
نسبت به خودم عامل ،
بیزاری امروزه میل خودم است رفتار ،
عشق نیست بد اخلاقی ، عاملی نبود رفتار ،
نیست عشق بدی دانم در عامل این رفتار ،
نفرت نکن از خود تو .
من تجربہ اش دارم ،
احساس کنم مُثبَت ،
تصمیم بگیرم مُثبَت ،
پندی که بیاموزم بیہوده ندم از دست ،
خود بہتر از عشق خود ، بہ ...
Sistany,,,,
195
میدونی مہم بودی خودت برام،
میدونی سر خوشی ھام از تو بوده ،
تو که میدونی چقدر دوست دارم ،
پس کمی حالا خودت باور بکن ،
بہمین سادگی بوده
نکُنِہ ئِ وقت خودت رو بہ راه کج بزنی ،
و نَفَہمیدن قشنگ نیست ،
کار جالب نبوده،
همه اطرافیانت خوب میدونن ،
توکه فہمیدی خودت خوب میدونی ،
هی خود را میزنی ،
بہ این در اون در کہ چی ،
چقدر بی معنا بوده این کارت ،
یا خدا رحمی بکن این دل من نازک ها ,
میسپرم دست خود ...
Sistany,,,,
197
چه سود دیوانگی دارد ،
خودم را وقت وبی وقت بی خیال بینم ،
همہ عمرم و میکام ،
اگر نا مہربان بینم ،
میشہ گر تو باشی ،
نمیخوام من کسی بینم ،
دلم سوختہ ولیکن ،
زدستم بر نمیاید دگر کاری ،
خداوندا بساز ،
امروز و ھر روز را کنارم باش ،
فقط من مہربان بینم ، قشنگ است ،
همه لطفش در این است ،
که خدا بینم ، و میبینم ،
خودم را چون سلامت دیده ام ،
انگار خدا دیدم ، همین کافیست ،
در افکارم فقط یک مہربان بی ...
Sistany,,,,
202
بہ چقدر شیرین است ،
پشت پنجره نشستن و نگاھی برصبح ،
گل و بلیل ھیچ نیست ،
ی کمی ابر قشنگ ،
ریختن برگ درخت روی زمینی با باد ،
بودن خاطره ھای پاییز ،
و بہ تصویر کشیدن به امید ھای دلم ،
چقدر زیبا بود این پاییز ،
چای زعفرانیہ دارچینی ونباتی کوچک ،
دلخوشی های قشنگ ،
دل مو روح درونم چہ کنم ،
و در امروز صبح پاییزی من ،
لقمہ نانی و پنیر و در کنار چای گرم ،
ذره ای شکر خدا ،
و سلامتی کہ سالمیم همہ ش ...
Sistany,,,,
201
میدونم که میدونی ،
از منم بہتر میدونی ،
ولی یک حرفی دارم ،
تعہد است ، خوب میدونی ،
اگه حرفم و قبول داری ، بخوان ،
یعنی هر فرصتی ، داری ،
و همین وقتشو ، داری ،
و کسی نمیدونہ ، چی بچیه ،
تو کہ میدونی ، کہ اشتباه چی ، هست ،
خودت ، انجامش نده ،
این میشہ تعہدی که راجبش ،
من حرف زدم ،
میخوای انجامش بده .
میخوای انجامش نده ،
معنی تعہدت این بوده است ،
دیگہ وسلام میگم ،
حرفم تمام ،
سلام ، ! ...
Sistany,,,,
208
میدونی کودکی یک افتخاره ،
برای همئ مادر پدرا ،
قدیم ها کودکی کردم زیادی ،
پشیمان نیستم و گذشتہ تا حالا ،
چقدر پُر آرزو بودم تمام شد ،
و میترسیدم کہ تاریکی ببینم ،
ولی امروز فهمیدم ،
ی چیز دیگہ ست کہ ترس دارہ ،
حالا فهمیدم کہ ترس وقتیہ کہ ،
مادرم گریہ میکردش ، ترس داره ،
یا کہ از ناخوشی بود ،
یا کہ از ناراحتی های زمونہ ،
اینها بودش همہ اش ترس قدیم ها ،
همه دلسوزیہای مادرانہ ،
شک و تردید تو ن ...
Sistany,,,,
211
من که هر روزه ،
دلم میخواد که هی عاشق بشوم .
بی محابا بوسه بر اسمت زنم .
نازنینم ای خدا ،
من گره خوردم به اسمت نازنین ،
را هم همواره کن تو یار می ،
دلخوشم هر صبح که بینم ،
من طلوع صبحت تُ ،
دلخوشم در شعر خود گویم کلامُ و .
نامت تُ .
هیچ نخواهم حسرتی از تو بدان ،
ی کلام دوستان سلامت تُ و بدار ،
بچه هایم در پناهت خود تُ و .
این چنین رُوُک گفتنم بود ، پیش تُ و .
نبودن تنها تو قلبم تویی تُ و . ...
Sistany,,,,
216
چه سود دیوانگی دارد ،
خودم را وقت وبی وقت بی خیال بینم ،
همه عمرم که میکاهم ،
اگر نا مهربان بینم ،
همیشه که تو باشی ،
نمیخوام دیگران بینم ،
دلم سوخته ولیکن ،
زدستم بر نمیاید دگر کاری ،
چقدر سخته تو را با دیگران بینم ،
ولی بی مهری و دیوانگیم گل کرده بینم ،
تحمل میکنم ، هر روز ،
که گرمایی دگر بینم ،
خداوندا بساز ،
امروز و هر روز را کنارم باش ،
سلام ، ! ، ، ،
صبح زیبای پنج شنبه عالی ، ، ...
Sistany,,,,
225
امروز نبود آغاز ،
پایان هم نبوده ،
تندی نکنُ و شکر گذار باش ،
باریچه نباش ، تُ ،
با داد زدنُ و داد همه گفتند ،
چه حاصل ، این بودن ما رفتن ما ،
حال چقدر است غنیمت شِمُرِیمَش ،
ایام دل آدمیان خیلی ضعیف است ،
با بودنت اموخته ام ،
دونیا همین است ، دو سه روز یست ،
خوشحالی و غمگینی و حسرت ،
گریه روز تولد ،
حسرتی در پی روزها ، و مردن بوده ،
قلبی که به ایستد ،
دمی نیست ،
که بازدم طلبد باز ،
ام ...
Sistany,,,,
228
آب و باد و خاک و پاییز ، ! ، ، ،
رنگ نارنجی و زرد ،
رقص برگها تو هوای عاشقی ،
نم باران ، هوای مطبوع پاییز ،
ناز کردن های خوشگل ،
پشت چشم را عشق ،
نازک کردنش ،
با ی همتا دیدنش ،
یا که بی همتا ،
دل و دادن به عشق ،
حال امروز تُ خوش کن ،
بازم اون مردمک ، چشم تُ
بیشتر بازکن ،
بلکه بهتر بینی روزگار خودت تُ ،
سلام ، ! ، ، ،
صبح روز سه شنبه ات پر از روزی ، ،
هر روز وقتی از خواب بیدار میشم ...
Sistany,,,,
226
تو با من مهربانی ، ! ، ، ،
دل من شاد کنی ،
در همه روزه . . .
همیشه آینه بودی ، ! ، ، ،
نشانم داده ای ،
واقعیت را همه روز . . .
من که اموخته ام ، ! ، ، ،
سمت تو پرواز کنم . . .
تو که نزدیکتر ، ! ، ، ،
از یک نفسی ،
در هر روز . . .
دم وبازدم همه اش مال تو بود . . .
این زمین وآسمان مال تو بود . . .
روی خوش بوده سلامت ، ، ،
هر چه شکرت باشد ،
به چه زیبا از تو بود . . .
سلام ، ! ، ، ...
Sistany,,,,
223
ای دوست هر روزی ، اون ، ! ، ، ،
عشق خداوند ، جاری بشود ، !! ، ، ،
هر روز ، به سعادت زیر پایت . . .
هر آنچه خودت خواهی ، ! ، ، ،
هر آنچه برایت بهترینه ، !! ، ، ،
خوش رنگ و سلامت . . .
هر روزه خدا ، دورت کنه ، ! ، ، ،
از غم غصه ، عشق را بریزه !! ، ، ،
به پایت ، همانجور که خوآهی . . .
گویا تو شوی ، در جمع ! ، ، ،
همه کس ،هر لحظ ...
Sistany,,,,
225
پاییز بقل گیرم ، سلامت ، ! ، ، ،
میروم شنبه پی رزق حلال . . .
امروزه باز خوش ، بوده ام ، ! ، ، ،
پروردگار با بودن رزق حلال . . .
امیدوار اینده ام با بودنت ، ! ، ، ،
امروز روشن میکنم با یاد تو . . .
اینجا نبود دوری تو ، ! ، ، ،
همیشه برکت بوده و رزق حلال . . .
در ذهنمی پرودگاره ، من شکر گذار . . .
سلام ، ! ، ، ،
آغاز و صبح روز شنبه بخیر ، ...
Sistany,,,,
219
من و تو فرق نداریم ، ، ،
فقط همه ی وقت هایی ، ، ،
اگر ، ، ، ، ، ، ، ، ، داریم ، ! ، ، ،
اگر من دیدم که خندت خوشگله ، ، ،
اگر اون لباس ، برات خیلی خوبه ، ، ،
اگر ذره ای ، ازش بد ندیدی ، ، ،
اگر بودنش ، بهم قوت میده ، ، ،
پس چه بهتر چرا ؟ من بهش بگم ، ، ،
دوستش دارم قشنگ بوده همش ، ، ،
زندگی با لحظه هاش سلامتی ، ، ،
قشنگ بوده ، ، ،
چرا ؟ بهترین نباشیم برای هم ، ، ،
منو تو بهترینیم ، اینو بهت ...
Sistany,,,,
222
هرکسی خوب ، میتونه ، ! ، ، ،
یاد کنه ، یاد کسی ، ! ، ، ،
تو کُنج اون ذهن شلوغش . . .
حتی با گذشت ، ! ، ، ،
ایام زمان ، میتونه یاد کنه ، !! ، ، ،
ی لحظه ای ، !!! ، ، ،
ئ خاطره پیش خودش . . .
اُنقدرهام سخت نبوده ، ! ، ، ،
یاد نکنیم ، تو طبیعت !! ، ، ،
باد و بارون ، کناردرخت بید . . .
یا که رقص ، ریزش ...
Sistany,,,,
229
دونیای بزرگ ، با تو ، ! ، ، ،
چقدر شاد و قشنگه . . .
من بودم تو ، امروز ، ! ، ، ،
دنیاست که میچرخه قشنگه . . .
دل را زده ام ، سنجاق ، ! ، ، ،
بر بودنت تو یارم . . .
یاردل من خالق ، هر روزه ، ! ، ، ،
کنارم هست زیباست قشنگه . . .
خوشحالم ، خوشحالم ، ! ، ، ،
با خاصیت و کارم . . .
خندان شده فرزند ...
224
ﺍﮔﺮ ﮐﺴﯽ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺭﯾﺪ ﺩﻭﺳﺘﺘﺎﻥﻧﺪﺍﺭﺩ ،
ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺗﺎﻥ ﺭﺍ ﺗﺎ ﻧﺎ ﮐﺠﺎ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻧﺪﻫﯿﺪ
ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﺍﻣﯿﺪ ﻧﺪﻫﯿﺪ ﮐﻪ ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺭﻭﺯﯼ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺷﺖ
ﺍﯾﻨﮑﻪ ﮔﺎﻫﯽ ﺍﺯ ﻃﺮﻑ ﺍﻭ ﭘﺬﯾﺮﻓﺘﻪ ﻣﯿﺸﻮﯾﺪ ﻭﮔﺎﻫﯽ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﯾﺪ ﮐﻼﻓﻪ ﺗﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﺮﺩ
ﮔﻮﯾﯽ ﺩﺭ ﺟﺎ ﻣﯽ ﺩﻭﯾﺪ و ﻫﺮ ﭼﻘﺪﺭ ﺗﻼﺵ ﻣﯿﮑﻨﯿﺪ ﺑﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﯿﺪ
ﺍﯾﻦ ﻧﺮﺳﯿﺪﻥ ﺩﺍﯾﻤﯽ، ﺧﺴﺘﻪ ﺗﺎﻥ ﻣﯿﮑﻨﺪ، ﺧﺸﻤﮕﯿﻦ ﻣﯿﺸﻮﯾﺪ، ﺍﻓﺴﺮﺩﻩ ﻣﯿﺸﻮﯾﺪ ،
ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﺭﺍ ﻗﺎﻧﻊ ﻧﮑﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﻧﺪﺍﺷﺖ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﻣﺪﺕ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﺪ ...
Sistany,,,,
223
ی وقت های ، همه خوشحال و مستند ،!
نمیدانند که چی باید بشه انگار نه انگار
خیال بافن درون ذهنشان گیج ،!
همش با بیخیالی میپرن بالا و پایین ،!
نمیدانند ی روزی سکه برگرده ،!
چی میشه ، تمام خنده ها میشه زُمُختِی
خیال بافی بریز دور ، بخوان ۴ برگ ،!
کتاب تو ، برقص فیلمی ببین شاد کن
خودت را ، تو این دنیا پر از افراد ،!
بیذوق ، بی هنر هست ، نباش بیذوق
خودت را دوست بدار ، این بهترینه ،!
و ترغیب شو ، ب ...
Sistany,,,,
222
چه یادش بخیر ، ! ، ، ،
چابکی کوه قله ، !! ، ، ،
چقدر زود گذشت . . .
همان خاطرات قدیمی ، ! ، ، ،
ظفر با فری ، حمید و مجید و ، !! ، ، ،
امیر و جمال ناصرم زود گذشت . . .
سلیس و روان ، ! ، ، ،
هم نویسم ، که عشقها ، ! ، ، ،
برفت و ، دلتنگ بماند . . .
همی دانم اون ، ! ، ، ،
دوست شریفی برفت ، !! ، ، ، ...
Sistany,,,,
225
ی کم شادی ی کم ، ! ، ، ،
در خود فرو رفتن ، !! ، ، ،
ی کم بی دردی میخواهم . . .
به زیر پام پر از شعر ، ! ، ، ،
باشد و ، فرشی پر از واژه ، !! ، ، ،
همین را حال میخواهم . . .
اگر حسی دلم باشد ، ! ، ، ،
بِگُنجانم درون شعر امروزه . . .
دلم ابی ، ایرانی ، ! ، ، ،
اتاقی که طلوع دارد ، !! ، ، ،
به روی طلوع صبح ، !!! ، ، ...
234
خیال بباف، نفس بکش، کتاب بخوان، ذوق کن.
به هر شکلی که میشود؛ زنده باش و دستان زمخت زندگی را محکم بگیر.
کسی را پیدا کن که پایهی دیوانگیهات باشد، با تو زیر باران خیس شود، با تو توی خیابان بلند بخندد، با تو موزیک گوش کند، برقصد، کتاب بخواند، فیلم ببیند. کسی را پیدا کن که سن و سال حالیش نباشد، که از قضاوتها نهراسد، که ساده، ذوق کند، که سبز باشد، بکر باشد، دیوانه باشد.
کسی را پیدا کن که با تو از طر ...
Sistany,,,,
227
روز نو ، آغاز نو ، ! ، ، ،
اول هفته خوب ، !! ، ، ،
با تو خوش است . . .
انقدر میترسم ، ! ، ، ،
از حالی که بد باشد ، !! ، ، ،
برای یک شروع شنبه ات . . .
حالتو خوش کن ، همانند ، ! ، ، ،
گل سرخی که بشکافته . . .
همه اطرافیان با حال ، ! ، ، ،
خوش ، بر خوردشان ، !! ، ، ، ...
Sistany,,,,
224
چقدر خوبه ، که وقتی ، ! ، ، ،
حال خوبی ما نداریم ، !! ، ،
تو ذهنم فراموشی بگیرم . . .
میگن , دوست ، ! ، ، ،
داشتن ها ، باعث حال ، !! ، ، ،
بدم بود ، الهی دوساعت ،!!! ، ، ،
من حال فراموشی بگیرم . . .
و مدتی نباشم ، توی دنیای ، ! ، ، ،
برم به عالمی که ، !! ، ، ،
میگن خدا در انجاست . . .
چقدر باید بشینم ...
230
.
آنها که زیر باران رفته
و رو به آسمان خندیدند
«دوستت دارم»شان
تر و تمیزتر است!
شسته رُفته بگویم:
رنگین کمانِ عشق
مال آنهایی که چتر دارند نیست
مال آن دسته از آدمهاست
که میخواهند با آستین خیس
صورتشان را خشک کنند
دیوانههای لجوجی
که لرز گرفتهاند اما
از خیابان دست نمیکشند...!
#رسول_ادهمی
🌱
222
پاییز
یک نوار کاست قدیمیست
که یک طرفش با صدای باران پر شده
یک طرفش با صدای تو...
جلال حاجیزاده
220
یک بار زنی را دیدم که لباس خیلی کوتاهی پوشیده بود، نگاه آتشینی در چشمهایش بود و در دمای پنج درجه زیر صفر، در خیابانهای لیوبلیانا قدم میزد.
فکر کردم باید مست باشد و رفتم تا کمکش کنم. اما حاضر نشد بالا پوشم را بپذیرد.
شاید در دنیای او تابستان بود و بدنش از اشتیاق کسی که منتظرش بود، گرم میشد. حتی اگر هم آن شخص فقط در هذیان های او بود،
آن زن این حق را داشت که مطابق میلش زندگی کند و بمیرد، موافق ن ...
Sistany,,,,
227
خدایا کودکی خواهم ، ! ، ، ،
همین یک ذره از عمری که مانده . . .
بشینم پای خاک بازی ، ! ، ، ،
برم ، تاپ بازی های کودکانه . . .
درون ذهن خسته ، ! ، ، ،
دوساعت خواب بدک نیست . . .
کشیدم کودکی را ، ! ، ، ،
با لبی خندان چه ساده . . .
نباید ها ، نشاید ها ، ! ، ، ،
پر از خواب خیال ناب می باشد . . .
فقط که دلخوشم ، ! ، ، ،
با این ت ...
Sistany,,,,
223
بار الاها دست من را ول نکن
صبح کنار یار رسوایم نکن
دل بخندان و کنارم باش همش
دوست را امروز خوشبختش بکن
مهر و آبان مهربانیست گفته ام
آذرم ان دختر تک دانه اش که گفته ام
میرسد در اخر پاییز بدان
یک نفس یک شکر بوده حال بدان
با مرام من تویی که پیشتم
با سلام صبح بخیر من پیشتم
سلام ، ! ، ، ،
صبح چهار شنبه ات خوش ، ، ،
انشاءالله که روز آروم و بی دغدغه ای
داشته باشید ، شر شار از آرامش الاهی
مو ...
228
.
آنها که زیر باران رفته
و رو به آسمان خندیدند
«دوستت دارم»شان
تر و تمیزتر است!
شسته رُفته بگویم:
رنگین کمانِ عشق
مال آنهایی که چتر دارند نیست
مال آن دسته از آدمهاست
که میخواهند با آستین خیس
صورتشان را خشک کنند
دیوانههای لجوجی
که لرز گرفتهاند اما
از خیابان دست نمیکشند...!
#رسول_ادهمی
🌱
226
دلم جنگل، دلم باران، دلم مهتاب میخواهد
دلم یک کلبهی چوبی کنار آب میخواهد
چنان دلگیرم از دنیا که ترجیحا دلم شعری...
پر از تصویر موزون و خیالی ناب میخواهد
قلم دستم به دامانت، بکِش یک دسته مرغابی
که دل آرامشِ محضِ لبِ تالاب میخواهد
جهانی خالی از وحشت، نه کفتار و نه سگ باشد
دلم یک جنگلِ سبزِ پُر از سنجاب میخواهد
بکِش یک کودکِ ساده، که از اسباب بازیها
نه شمشیر و نه نارنجک، فقط یک تاب میخواهد ...
Sistany,,,,
222
تمام دوستانم ، ! ، ، ،
خوب میدونن ، !! ، ، ،
ادب مدرک نمیخواد . . .
ادب بالا شهر ، پایین شهر ، ! ، ، ،
هم هیچ نمیخواد . . .
ادب باتوست ، و بامن ، ! ، ، ،
درون ذات ادمهاست دوستان . . .
ادب شادی ، بیاره ، ! ، ، ،
ادب انسانیت بود ، ! ، ، ،
کی نمیخواد . . .
سلام ، ! ، ...