گنجینه‌ی کتاب

53
از همه‌ی دوستان تقاضا دارم که عکس و آی دی صحیح داشته باشند
58
ای در آمیخته با هر کسی از راه رسید می‌توان از تو فقط دور شد و آه کشید پرچم صلح برافراشته‌ام بر سر خویش نه یکی، بلکه به اندازه‌ی موهای سفید سال‌ها مثل درختی که دَم نجاری است وقت روشن شدن ارّه، وجودم لرزید ناهماهنگی تقدیر نشان داد به من به تقاضای خود اصرار نباید ورزید تلخی وصل ندارد کم از اندوهِ فراق شادی بلبل از آنست که بو کرد و نچید . . . . . کاظم_بهمنی
59
تو را که‌ میبینم... زبانم‌ مثلِ گرامافونِ خاک گرفته ی آقا جان سوزنش ‌گیر ‌میکند! و چشم هایم‌ مثلِ چراغ زنبوریِ قدیمیِ بی بی پِت ‌پِت! تو را که میبینم دوست دارم ‌بگویم، چقدر ‌شما را... اما نگاهم سُر میخورد روی کفشهات و زیر لب ‌میگویم ‌لعنت به این ‌کلمات! شاید باید بگویم شما را‌ خیلی... که‌ انگار شعر می پَرَد در گلویم...! و وای به این سُرفه‌های ‌مُمتَد! کاش بدانی... این ‌نگفتن ها یعنی عشق این ‌سُ ...
62
https://tt.me/join/cNxST3ua7GGyh2085NkdM5-za0GbuNYsfm_Oj6a_B3A
😳😳😳😳
60
https://tt.me/join/cNxST3ua7GGyh2085NkdM5-za0GbuNYsfm_Oj6a_B3A
ببخشید شما از اعضای گروه هستید؟؟
57
عزيز من! خوشبختى،نامه يى نيست كه يكروز،نامه رسانى،زنگ درِ خانه ات را بزند و آن را به دستهاى منتظر تو بسپارد. خوشبختى،ساختن عروسك كوچكى ست از يك تكّه خميرِ نرمِ شكلْ پذير...به همين سادگى،به خُدا به همين سادگى؛امّا يادت باشد كه جنس آن خمير بايد از عشق و ايمان باشد نه هيچ چيز ديگر... خوشبختى را در چنان هاله يى از رمز و راز،لوازم و شرايط،اصول و قوانين پيچيده ى ادراك ناپذير فرونبريم كه خود نيز درمانده ...
57
وقت رفتن دل از دلیل بگیر وقت رفتن لب از گلایه ببند جای زاری ، به جای دلداری وقت رفتن مرا ببوس و بخند یا نه برخیز و چوب کاری کن دامنم را بگیر و زاری کن پدرم باش و سر به سجده ببر مادرم باش و بیقراری کن یا نه برخیز و مثل خواهر من مهر و قران بگیر بر سر من یا بکش سفت و سخت در آغوش وقت رفتن مرا ، برادر من ... #بهنام_عزیزخانی
57
. ‎خواهی مرا دوست بدار ‎و خواهی از من بیزار باش ‎برای من تفاوتی نمی‌کند ‎اگر مرا دوست داشته باشی ‎همیشه در دلِ تو جای دارم ‎و اگر از من بیزار باشی ‎همیشه در ذهنِ تو جای دارم ویلیام شکسپیر
57
جهان چندم....?!!! کشوری را میشناسم.. که ریختن " کنجد " بر روی " بربری " برای مردمانش یک " آپشن " محسوب میشود در آن کشور،مردمانش بجای حل مشکلاتشان سعی میکنند به بهترین شکل ممکن، زندگی خود را با آن تطبیق دهند ... در آنجا مردم،خانه ی رو به آفتاب را گرانتر میخرند... و بعد با هفت لایه پرده ، تمام پنجره ها را می پوشانند ... جالب است در آن کشور یک دختر کنار خیابان ... میتواند مهمترین عامل یک ترافیک سنگی ...
59
از پشت تریبون دلم عشق چنین گفت: محبوب تو زیباست، قشنگ است، ملیح است اعضای وجودم همه فریاد کشیدند: احسنت، صحیح است، صحیح است، صحیح است! #ملک_الشعرا_بهار
57
55
لبخند بزن تازه کنی بغض "بنان" را بخرام برآشفته کنی "فرشچیان" را تلفیقِ سپید و غزل و پست مدرنی انگشت به لب کرده لبت منتقدان را معراج من این بس‌که دراین کوچه‌ی بن‌بست یک جرعه تنفس بکنم چادرتان را دلتنگیِ حزن‌آور یک کهنه سه‌تارم برگیر و برآشوب و بزن "جامه‌دران" را ای کاش در این دهکده‌ی پیر بسوزند هر چه سفر و کوله و راه و چمدان را شاید تو بیایی و لبت شربت گیلاس پایان بدهد این تب و تاب این هذیان ر ...
56
چترت را کنار ایستگاهی در مه فراموش کن خیس و خسته به خانه بیا نمی‌خواهم شاعر باشی باران باش همین برای هفت پشت روییدن گل کافیست چه سرخ، چه سبز ،چه غنچه... #سید_علی_صالحی
57
در زندگی، همیشه غمگین بودن، از شاد بودن آسان تر است، ولی من اصلا از آدم هایی خوشم نمی آید که آسان ترین راه را انتخاب می کنند. تو را به خدا شاد باش و برای آن که شاد شوی، هر کاری از دستت بر می آید، انجام بده... #آنا_گاوالدا از کتاب: ۳۵ کیلو امیدواری
59
یک فنجان واژه در شعرهایم تکرار می شود : چشم هایت.. دست هایت... نگاهت... موهایت... هر چه قدر هم هوای بی تو بودن سرد باشد این فنجان شعر از دهن نمی افتد #حسین_عفتی
بامداد
57
خواستن توانستن است قربان من هم بارها به مشکل برخوردم اما آنقدر شنیدن این کار لذتبخشه که خواستم این حس رو با دیگران تقسیم کنم🌹🌹 ...
من دهها بار امتحان کردم
Ali Rahimvand
58
آقای رحیموند چطور تونستید فایل صوتی به استراک بزارید؟ من هر کار کردم نشد😊
خواستن توانستن است قربان من هم بارها به مشکل برخوردم اما آنقدر شنیدن این کار لذتبخشه که خواستم این حس رو با دیگران تقسیم کنم🌹🌹
بامداد
59
аудиосообщение
آقای رحیموند چطور تونستید فایل صوتی به استراک بزارید؟ من هر کار کردم نشد😊
Sh.Dew
58
аудиосообщение
🌹🍀
Sh.Dew
58
👍👌👌👌 اینهمه ایثار و عشق ، قابل تحسینه یک کلام : زندگی وامدار آنهاست👌👌
🌹🍀🙏
Ali Rahimvand
57
گابریل گارسیا مارکز
Ali Rahimvand
58
ضمن درود و آرزوی بهترین نگاه ها...
59
اصلا دوست داشتن با سختى هاست كه دوست داشتن ميشود! با شب بيدارى ها و فكر كردن، با روزهايى كه با آرزوى داشتنش سر ميشود، با دلهره ى اينكه دوستت نداشته باشد و نكند زيادى باشى، با دوستت دارم هايى كه غافلگيرت ميكند و دستپاچه .. دوست داشتن با سختى دوست داشتن ميشود، با دوختنِ آسمان به زمين براى داشتنش كنارِ خودت .. دوست داشتنى كه راحت به دست بيايد، دوست داشتنى كه برايش نجنگى با دنيا، ميشود باد آورده، ...
57
همه ی ما ظلم کردیم به خودمان ... به کودک معصوم درونمان.. این طفلکِ بیچاره مان چه گناهی داشت اگر زمانه ساز ناکوک میزد؟! کودک است دیگر دلش بازی میخواهد... شیطنت میخواهد.... خنده های بی ملاحظه می خواهد...! درعوض ماچه کردیم ؟! آنقدر ادای متانت در آوردیم که جثه ی نحیفشان، زیرِ سنگینیِ وقارِ من در آوردیمان له شد... آن قدر غصه خوردیم... که طفلکِ کم سن درونمان ، یک شبه پیر شد... همه مان گناه کاریم.. و ...
بامداد
58
🍀یک دقیقه مطالعه چرا زنان سن خود را کمتر از سن شناسنامه ای خود می دانند؟ چون روزهایی را که منتظر تولد کودکش بوده فقط با دلواپسی انتظار کشیده و زندگی نکرده چون شبهایی که فرزندش مریض بوده در کنار بستر او نشسته ...
👍👌👌👌 اینهمه ایثار و عشق ، قابل تحسینه یک کلام : زندگی وامدار آنهاست👌👌
54
Sh.Dew
54
درودها پگاهتان نیک🌹🍀🍀
Sh.Dew
63
🍀یک دقیقه مطالعه چرا زنان سن خود را کمتر از سن شناسنامه ای خود می دانند؟ چون روزهایی را که منتظر تولد کودکش بوده فقط با دلواپسی انتظار کشیده و زندگی نکرده چون شبهایی که فرزندش مریض بوده در کنار بستر او نشسته و گریسته و زندگی نکرده. چون زمانی که فرزندش بیرون از خانه بوده تا لحظه ورودش، فقط به در چشم دوخته و زندگی نکرده. چون بارها بخاطر راحتی سایر اعضای خانواده خواسته ها و نیازهای خود را نادیده ...
بامداد
50
بامدادان به نیکی و مهربانی🍀🍀🍀🍀🌹
بامداد
51
به من بگو، بگو، چگونه بشنوم صدای ریزش هزار برگ را ز شاخه‌ها؟ بمن بگو، بگو، چگونه بشنوم صدای بارش ستاره را ز ابرها؟ من از درخت زاده‌ام تو ای که گفتنت وزیدن نسیم‌هاست بر درختها به من بگو، بگو، درخت را که زاده است؟ مرا ستاره زاده است تو ای که گفتنت چو جویبارهاست، جویبارهای سرد به من بگو، بگو، ستاره را که زاده است؟ ستاره را، درخت را تو زاده‌ای تو ای که گفتنت پریدن پرنده‌هاست به من بگو، بگو، تو را ک ...
52
عادت ناجوانمردانه‌ترین بیماریست، زیرا هر بداقبالی را به ما می‌قبولاند، هر دردی را و هر مرگی را... در اثر عادت، در کنار افرادِ نفرت‌انگیز زندگی می‌کنیم، به تحمل زنجیرها رضا می‌‌دهیم، بی‌عدالتی‌ها و رنج‌ها را تحمل می‌کنیم. به درد، به تنهایی و به همه‌چیز تسلیم می‌شویم. عادت، بی‌رحم‌ترین زهر زندگیست! زیرا آهسته وارد می‌شود. در سکوت کم کم رشد می‌کند و از بی‌خبری ما سیراب می‌شود و وقتی کشف می‌کنیم که ...
50
https://tt.me/join/cNxST3ua7GGyh2085NkdM5-za0GbuNYsfm_Oj6a_B3A
😳😳😳😳😳
55
هستی چه باشد؟ آشفته خوابی نقش فریبی، موج سرابی نخل محبت، پژمرده شد، کو؟ فیض نسیمی، اشک سحابی در بحر هستی، ما چون حبابیم جز یک نفس نیست، عمر حبابی از هجر و وصلم، حاصل همین بود یا انتظاری، یا اضطرابی ما از نگاهت مستیم ور نه کیفیتی نیست، در هر شرابی از داغ حسرت حرفی چه گوید؟ نا کامیابی، با کامیابی دیدم رهی را، می رفت و می گفت هستی چه باشد، آشفته خوابی #رهی_معیری
54
ترسید دستهایش را بگیرم دستهایش را نیاورد ترسید در آغوش گیرمش آغوشش را نیاورد ترسید نگاهمان به هم رسد نگاهش را نیاورد ترسید از چیزی بترسد خودش را نیاورد کنارِ نیامده‌اش نشستم هنوز میترسید مهدى تدينى
55
🍃 بوي ارديبهشت مي آيد اين حوالي بوي لوس ترين دخترِ بهار، كه لاي موهاي فرخورده خرمايي رنگش عطر شكوفه هاي گيلاس است. و از چشم هاي قهوه اي اش شيطنت مي بارد..
54
نگه‌داشتن لباس‌هایی که به انسان آرامش نمی‌دهند در منزل هرگز کار درستی نیست. زمانی را که در خانه می‌گذرانیم زمان گران‌بهایی است که باید عزیزش بداریم. ارزش این زمان را، آن هم به این دلیل که کسی ما را نمی‌بیند، نباید دست‌کم بگیریم. به خودتان بها و ارزش بدهید. همیشه لباس‌هایی را که دوست دارید بپوشید. هرگز در خانه شلخته لباس نپوشید. لباسی که در خانه می‌پوشید روی تصویر ذهنی شما از خود اثر می‌گذارد. ...
63
ترسید دستهایش را بگیرم دستهایش را نیاورد ترسید در آغوش گیرمش آغوشش را نیاورد ترسید نگاهمان به هم رسد نگاهش را نیاورد ترسید از چیزی بترسد خودش را نیاورد کنارِ نیامده‌اش نشستم هنوز میترسید مهدى تدينى
Sh.Dew
59
سپاس از همه ی فعالین🍀🌹🍀
بامداد
60
ﺧﺪﺍﻱِ ﻣﻦ ﻧﻪ ﺩﻭﺭِ ﮐﻌﺒﻪ ﺍﺳﺖ؛ ﻧﻪ ﺩﺭ ﮐﻠﻴﺴﺎ؛ ﻧﻪ ﺩﺭ ﻣﻌﺒﺪ؛ ﺧﺪﺍﻱِ ﻣﻦ ﻫﻤﻴﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻨﺎﺭِ ﺗﻤﺎﻡِ ﺩﻟﻮﺍﭘﺴﻲ ﻫﺎﻳﻢ؛ ...
مادری دارم بهتر از برگ درخت دوستانی بهتر از آب روان و خدایی که در این نزدیکی است لای این شب بوها پای آن کاج بلند روی آگاهی آب روی قانون گیاه.... سهراب سپهری
بامداد
62
تو ای که گفتنت پریدن پرنده هاست بمن بگو، بگو، تو را که زاده است؟ #رضا_براهنی
بامداد
64
دلم برای خنده‌های بی‌ دلیل برای شادمانی‌هایِ بی‌ سبب برای بی‌ ریا بودن دلم برای روز‌های خوشِ زندگی‌ تنگ شده است دستم را بگیر و به من بگو چگونه در گرگ و میشِ این روزگارِ پر بالا و پایین ِ همیشه خاکستری هنوز می‌‌توانم بخندم ؟؟؟ 👤 #نیکی_فیروزکوهی ...
واقعا👌👍🍀🌹 چگونه!؟
61
ﺧﺪﺍﻱِ ﻣﻦ ﻧﻪ ﺩﻭﺭِ ﮐﻌﺒﻪ ﺍﺳﺖ؛ ﻧﻪ ﺩﺭ ﮐﻠﻴﺴﺎ؛ ﻧﻪ ﺩﺭ ﻣﻌﺒﺪ؛ ﺧﺪﺍﻱِ ﻣﻦ ﻫﻤﻴﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻨﺎﺭِ ﺗﻤﺎﻡِ ﺩﻟﻮﺍﭘﺴﻲ ﻫﺎﻳﻢ؛ ﺑﻐﺾ ﻫﺎﻳﻢ؛ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﻳﻢ؛ ﺧﺪﺍﻱ ﻣﻦ، ﻧﻤﻲ ﺗﺮﺳﺎﻧﺪ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﺁﺗﺶ ﺍﻣــــﺎ؛ ﻣﻲ ﺗﺮﺳﺎﻧﺪ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ: ﺷﮑﺴﺘﻦِ ﺩﻟﻲ، ﺍﺷﮏ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﺑﻪ ﭼﺸﻤﻲ، ﻧﺎ ﺣﻖ ﮐﺮﺩﻥِ ﺣﻘﻲ، ﺧﺪﺍﻱِ ﻣﻦ ﻣﻲ ﺑﻴﻨﺪ ﻣﺮﺍ ﻫﺮﺟﺎ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﻢ ﻣﻲ ﻓﻬﻤﺪ ﻣﺮﺍ ﺑﺎ ﻫﺮ ﺯﺑﺎﻧﻲ ﮐﻪ ﺳﺨﻦ ﻣﻲ ﮔﻮﻳﻢ ...
63
صبح که خانه را ترک می‌کنم، جوانم و شب، پیر به خانه باز می‌گردم با اندوهی هزار ساله! چهار دیواری خانه‌ام، آرام و صبور پذیرای پیرمردی است که سحرگاهان جوان برمی‌خیزد. #عباس_كيارستمى
65
دلم برای خنده‌های بی‌ دلیل برای شادمانی‌هایِ بی‌ سبب برای بی‌ ریا بودن دلم برای روز‌های خوشِ زندگی‌ تنگ شده است دستم را بگیر و به من بگو چگونه در گرگ و میشِ این روزگارِ پر بالا و پایین ِ همیشه خاکستری هنوز می‌‌توانم بخندم ؟؟؟ 👤 #نیکی_فیروزکوهی
56
دروغ گفتن فقط این نیست که حرفی بزنیم که راست نیست؛ دروغ گفتن در ضمن و علی الخصوص، گفتنِ چیزی بیش از آن است که راست است و حقیقت دارد، و در مورد قلب آدمی، به زبان آوردن چیزی بیش از آنی ست که واقعا احساس می کند ! ما همه مان هر روز این کار را می کنیم تا زندگی را ساده تر کنیم ...! ⁣ بیــــگانه آلبــر کامــو
بامداد
57
قبول نيست ری‌را  بيا قدمهامان را تا يادگاری درخت شماره کنيم  هر که پيشتر از باران به رويای چشمه رسيد  پريچه‌ی بی‌جفت آبها را ببوسد،  برود تا پشتِ بالِ پروانه  هی خواب خدا و سينه‌ريز و ستاره ببيند.  قبول نيست ری‌را!  بيا بی‌خبر به خواب هفت‌سالگی برگرديم،  غصه‌هامان گوشه‌ی گنجه‌ی بی‌کليد،  مشقهامان نوشته،  تقويم تمامِ مدارس در باد،  و عيد ... يعنی هميشه همين فردا!  نه دوش و نه امروز،  تنها باريکه‌ ...
58
تو کیستی که من از موج هر تبسم تو به سان قایق سرگشته روی گردابم... #فريدون_مشيرى