گنجینهی کتاب
53 •
@ganjine_ketab_g
از همهی دوستان تقاضا دارم که عکس و آی دی صحیح داشته باشند
90
به مناسبت ۲۸ مه
اولین باری که رد خون را
در لباس زیرمان دیدیم،
بدون شک تمامی مان وحشت کردیم.
بعد آمدند
در گوش مان گفتند
این یک راز است
و هیچ مردی نباید از آن بو ببرد.
دردهای یواشکی ِزیادی کشیدیم.
دردهایی از ناحیه ی کمر تا زیر شکم.
حالت تهوع از شدت درد.
در فصل سرما عرق کردیم.
فوبیای رد خون بر پشت فرم های مدرسه داشتیم...
آن هایی که مذهبی بودند
ماه رمضان ها در خانه باید ادای روزه دارها را در می ...
86
دلم میخواهد جارویی به دست
بگیرم وسطل آبی ودستمالی
وخاک اندازی.....
ازشمال ایران گردگیری کنم وجارو
کنم تا جنوب..
.شیشه هارا دستمال بکشم برق
بیندازم از شرق تا غرب..
رودخانه هارا آب تازه
بیندازم..
دریاچه هارا لایروبی کنم...
کویر را بتکانم
کوه هارا مرتب کنم...
برتاقچه صخره ها گل
بگذارم...
بیشه وجنگل وباغ را آب بدهم
وشاخه های خشک را درتنور
بیندازم..
.برای آسمان پیراهن ابری
بدوزم...
گیسوی گند ...
86
صحبت های شنیدنی پروفسور محمدقاسم مهجانی
95
از جمله کارهایی که انجام دادنش همیشه حالم را خوب میکند دور ریختن است. کشوها را باز میکنی، چنگ میزنی به خردهریزهای قدیمی، چند لحظهای تماشایشان میکنی و میبینی این همه وقت، این همه سال بیدلیل به اسارت گرفتیشان؛
فندکی که روشن نمیشود، ساعتی که خودش را بازنشست کرده و عقربههایش دیگر نمیچرخد، عکسهای رادیولوژیای که دیگر قرار نیست کسی به تماشایشان بنشیند، کارت ویزیت غریبهها، رژ لبهای به ته ر ...
95
اگر پياده روى ساعتها يا روزها طول بكشد، شكل متفاوتى با پيادهروىهاى نيم ساعته به خود مىگيرد. وابستگىتان به محركهاى بيرونى كمتر مىشود؛ از توقعات ديگران كنده مىشويد. پيادهروىتان حالت درونى پيدا مىكند. بعد از ده روز تنها بودن در راه قطب شمال، روز يازدهم در يادداشتهاى روزانهام نوشتم: «اين جا حس حضور داشتن در زندگى خيلى قوىتر از خانه است. احساس تنهايى را فكر كردن به هدف و حس يكى شدن با طب ...
96
_پیداست به آن جمله ی معروف عقیده نداری که می گوید چنان رفتار کن که هریک از کردارهایت قابلیت تبدیل به قانونی جهانی را داشته باشد.
_این جمله ی قصار هرگز به گوشم نخورده بود. مزخرف محض است.
_خب، این جمله از کانت است.
_باشد. مزخرف محض است.
ص ١۴٢_١۴٣ نسخه طاقچه
#ماه_و_شش_پنی
#سامرست_موآم
#مترجم_شهرزاد_بیات_موحد
#نشرماهی
📘
https://T.Me/Ganjine_Ketab
---------------------------------------------
📘 ...
99
ما در روزگاری به سر میبریم که
بیشترِ مردمِ آن،
بیوفایی را زیرکی دانند.
#نهج_البلاغه
خطبه ٤١
📘
https://T.Me/Ganjine_Ketab
---------------------------------------------
📘 🎼 ☕️ 🚬 🐢
☘️ ما را به دستِ اهلش بسپارید!
#گنجینه_ی_کتاب
---------------------------------------------
96
هر آنچه که واقعاً میخواهیم به انجام برسانیم، همانی است که محض خاطر آن به این جهان آمدهایم.
به یک معنا، همه ما موجوداتی خلاقیم و زندگیمان به اثر هنری ما تبدیل میشود.
#راه_هنرمند_بازیابی_خلاقیت
#جولیا_کامرون
#گیتی_خوشدل
📘
https://T.Me/Ganjine_Ketab
---------------------------------------------
📘 🎼 ☕️ 🚬 🐢
☘️ ما را به دستِ اهلش بسپارید!
#گنجینه_ی_کتاب
------------------------------------ ...
95
من این رو خیلی خوب میدونم که آدمها وقتی بزرگ میشن، اگه کسی رو دوست داشته باشن، اون دوست داشتن خیلی ارزشمند میشه.
منظور من از بزرگ شدن بالا رفتن سن نیست، این فهمیدنه که آدمها رو بزرگ میکنه، کسی که تنها میمونه و فکر میکنه بزرگ میشه، کسی که سفر میکنه و از هر جایی چیزی یاد میگیره بزرگ میشه، کسی که با آدمهای مختلف حرف میزنه و سعی میکنه اونها رو درک کنه بزرگ میشه.
واسه همین اعتقاد دارم که کسا ...
95
دیدهام خورشید را در خواب تعبیرش تویی
خواب دریا و شب مهتاب، تعبیرش تویی
زان لب شیرین حوالت کن برایم بوسهای
ای که رویای شراب ناب، تعبیرش تویی
گیسوانت را به گرد گردن من حلقه کن
اوست! ای که خواب پیچ و تاب، تعبیرش تویی
از معبّرها نمیپرسم که خواب صبح وصل
عشق من! بی رمل و اصطرلاب تعبیرش تویی
خود، نه تنها خوابهای چشم تن بل بیگمان
هر چه چشم جان ببیند خواب، تعبیرش تویی
خوب من! خواب تو را دیدن در ا ...
100
چنان گرفتــــــــــــــــه ترا بازوان پیچکی ام
که گویی از تو جدا نه که با تو من یکی ام
نه آشنایی ام امـــــروزی است با تو همین
کـــه می شناسمت از خوابهای کودکی ام
عروسوار خیـــــــــــــــــال منی که آمده ای
دوباره باز به مهمانی عروســـــــــــــکی ام
همین نه بانوی شــــعر منی که مدحت تو
به گوش می رسد از بانگ چنگ رودکی ام
نسیم و نخ بده از خاک تا رهـــــــــــا بشود
به یک اشــــــــــــــاره ی ...
100
زن که شاعر شود
غذا میسوزد ،
ظرفها نشسته می ماند،
لباسها گم می شوند اما.......
خانه حتما گرم خواهد ماند!
حسین منزوی
99
16 اردیبهشت سالروز درگذشت سلطان غزل استاد حسین منزوی
اسیر خاکم و نفرین شکسته بالی را
که بسته راه به من، آسمان خالی را
نهاده ایم قدم از عدم به سوی عدم
حیات نام مده فصل انتقالی را🌺
94
با من خیال کن
که نشستی کنار من
تو قصه گفتی
من قصه خواندم
با من خیال کن
شب از سر گذشت و رفت
بیدار ماندهیی
بیدار ماندهام
در انزوای کوچه
یکی ساز میزند
با من خیال کن
که به آواز رفتهایم
با من خیال کن
که بهپُلهای اصفهان
با من خیال کن
که به شیراز رفتهایم
با من خیال کن
که به گیلانِ خانهات
سبز و کبود و سرخ
جنگل دمیده است
در کوچههای سرد و پریشان این دیار
دستی به دستِ یار رسیده است
با من خیال کن
ک ...
92
آرزو داشتم زبان میگشودم
و آن را مثل پارچههای خیس تا میکردم و
کلام را بر پیشانیات مینهادم...
از آنها میخواستم زمزمه کنند:
«همه چیز کاملاً خوب است»
از آنها میخواستم تمام شب بیدارت نگه دارند
آرزو داشتم زبان میگشودم
و هر جا را که تب، به تاول رسانده بود و میسوزاند
میمالیدم و تسکین میدادم و خنک میکردم
هر جا که تب، تو را خصم خویشتن میکند.
آرزو داشتم زبان میگشودم و کلامی را که زخمهایی بود ...
99
من برمی خیزم!
چراغی در دست
چراغی در دلم.
زنگار روحم را صیقل می زنم
آینه ای برابر آینه ات می گذارم
تا از تو
ابدیتی بسازم.
#شاملو
📘
https://T.Me/Ganjine_Ketab
---------------------------------------------
📘 🎼 ☕️ 🚬 🐢
☘️ ما را به دستِ اهلش بسپارید!
#گنجینه_ی_کتاب
---------------------------------------------
90
درست است كه مىتوانيد با خواندن روزنامه و كتاب و مجله، يا شركت در جلسات، يا از پنجرهى ماشين بيرون را نگاه كردن ... ولى همه چيز فرق مىكند وقتى در كوچه و خيابان راه برويد و ببينيد شهروندان ... چيز مىخوانند، حرف مىزنند و به فكر فرو مىروند. دنيا از دور يكدست و همگن به نظر مىرسد، اما تصور ذهنىتان هيچ گاه با دنياى واقعى همخوانى نخواهد داشت.
هر چه فاصلهى مادى ميان تصميم گيرندگان و آنها كه از ا ...
96
دوست داشتنِ تو
در وجود من است
خاکش ، آبش ، نورش
زندگی و خیالش با عشق
با هم آمیخته است
تو همچو نفسی هستی که در جانم
همان سویی هستی که در چشمم
همان تپشی هستی که در قلبم
و همان فکری هستی
که در سرم جریان دارد
محبوب من
به هرچه بیندیشم به تو فکر میکنم
به هرچه مینگرم تو را میبینم
#ناظم_حکمت
📘
https://T.Me/Ganjine_Ketab
---------------------------------------------
📘 🎼 ☕️ 🚬 🐢
☘️ ما را به دست ...
95
عادت همیشگیام بود از همان کودکی به این سوال فکر میکردم...
چه کسی از همه خوشبختتر است؟!
در کودکی فکر میکردم آن مردی که سر خیابان اسباببازیفروشی دارد حتما خوشبختترین انسان دنیاست. اما چند سال بعد که از خواب بیدار شدم بروم به مدرسه نظرم عوض شد و فکر کردم پسر ششسالهی همسایهمان از همه خوشبختتر است چون مدرسه نمیرود و میتواند چند ساعت بیشتر بخوابد.
نوجوان که بودم فکر میکردم حتما خوشبختتری ...
95
همواره جستجوگر بودم و هستم
اما دیگر در ستاره ها و کتاب ها دنبال چیزی نمیگردم اکنون بیشتر به دنبال صدایی هستم که از وجودم بر می آید
#هرمان_هسه
📘
https://T.Me/Ganjine_Ketab
---------------------------------------------
📘 🎼 ☕️ 🚬 🐢
☘️ ما را به دستِ اهلش بسپارید!
#گنجینه_ی_کتاب
---------------------------------------------
94
بهشت همين جايیست كه هستم. هيچ وقت هيچ كجا هيچ چيز به اندازهى آن لحظه به زندگىام معنا نمىدهد. اين تجربهها را هيچ رقمه از دست نمىدهم. ما در طلب چنين مخاطراتى هستيم، چرا كه قرار گرفتن در موقعيتهاى پرفشار و توانايىمان براى غلبه بر آن ها همچون مهر تأييدى بر شور و سرزندگىمان است. گاه چند ثانيه انگار مىخواهد تا ابد كش بيايد. فقط همان لحظهاى كه تشنهايد و به جويبار مىرسيد، يا از صخرهاى آويزان ...
92
خلاقیت، فطرت طبیعی ماست و موانع، انسداد غیرطبیعی فرایندی است که روزگاری بهنجار و همچون شکوفایی گلی در انتهای ساقهیی سبز و نازک، سحرآمیز بود.
#راه_هنرمند_بازیابی_خلاقیت
#جولیا_کامرون
#گیتی_خوشدل
📘
https://T.Me/Ganjine_Ketab
---------------------------------------------
📘 🎼 ☕️ 🚬 🐢
☘️ ما را به دستِ اهلش بسپارید!
#گنجینه_ی_کتاب
---------------------------------------------
88
میکوشیم نیکوخصال و دلپذیر و مددکار و عاری از خودخواهی باشیم. میخواهیم سخاوتمند و خادم و اهل دنیا باشیم. اما آنچه واقعاً میخواهیم این است که دست از سرمان بردارند. وقتی نتوانیم دیگران را وا داریم که تنهایمان بگذارند، سرانجام خودمان خویشتن را ترک میکنیم. شاید از نظر دیگران حضور داشته باشیم، شاید به شیوهای عمل کنیم که گویی آنجاییم، اما خود راستین ما زیر خاک رفته است.
آنچه به جا مانده پوسته خود کا ...
91
لیلی
چشمت خراج سلطنت شب را
از شاعران شرق طلب میکند
من آبروی حرمت عشقم
هشدار
تا به خاک نریزی
من آبروی عشقم
لیلی
با من بودن خوب است
من میسرایمت...
#نصرت_رحمانی
📘
https://T.Me/Ganjine_Ketab
---------------------------------------------
📘 🎼 ☕️ 🚬 🐢
☘️ ما را به دستِ اهلش بسپارید!
#گنجینه_ی_کتاب
---------------------------------------------
100
زن ، بام نیست
تا برای هواخوری به سراغش بروی
آسمان است پرواز را بیاموز
سیگار نیست
که بکشی و تمامش کنی
اکسیژن است او را نفس بکش
روزنامه نیست که بخوانی و
روی نیمکتی جا بگذاری
کتاب است او را زندگی کن
او یک «زن» است اگر میتوانی «مرد» باش.
« سیمین بهبهانی »
#گنجینه_ی_کتاب
.
📘 @Ganjine_Ketab 📕
📘 @My_eBooks 📕
93
آیدای نازنین من! تو از پاكی و معصومیت، به بچهای میمانی كه درست در میان گریه، اگر كسی با انگشتان دستش سایهی موشی روی دیوار بسازد، همچنان كه هنوز اشكها بر گونهاش جاری است صدای خندهاش به آسمان میرود.
تو به همان اندازه بیآلایش و معصومی...
#احمد_شاملو
📘
https://T.Me/Ganjine_Ketab
---------------------------------------------
📘 🎼 ☕️ 🚬 🐢
☘️ ما را به دستِ اهلش بسپارید!
#گنجینه_ی_کتاب
--- ...
92
چندبار بخوان:
«لاکپشت در ساحل موجودی تنبل، کمتوان، سنگین و آسیبپذیر است. اما در آب، تبدیل به پرنده میشود.»
روانشناسان زرد مدام تاکید میکنند که همهچیز در توست. خودت را عوض کن تا جهانت عوض شود! آنها موذیانه یا ابلهانه، تاثیرِ محیط را نمیبینند. اینکه در کجایی؟ در کدام کشور؟ کدام استان؟ کدام شهر؟ کدام محله؟ کدام خانه؟ اینها را نمیبینند. آنچه بر انسان میگذرد، متاثر از عوامل درونی و بیرو ...
87
دیشب
دیدم پرندهای میان دفترم آواز میخواند
آنگونه
قدمزنان تا ماه رفتم
باور نمیکنی؟
بیا کفشهایم را
امتحان کن.
#گروس_عبدالملکیان
#پرنده_ی_پنهان
📘
https://T.Me/Ganjine_Ketab
---------------------------------------------
📘 🎼 ☕️ 🚬 🐢
☘️ ما را به دستِ اهلش بسپارید!
#گنجینه_ی_کتاب
---------------------------------------------
92
شیرینتر از همیشه بخند
این زندگی چای تلخیست
که کنارش قند نگذاشتند
#رسول_ادهمی
📘
https://T.Me/Ganjine_Ketab
---------------------------------------------
📘 🎼 ☕️ 🚬 🐢
☘️ ما را به دستِ اهلش بسپارید!
#گنجینه_ی_کتاب
---------------------------------------------
89
هنرمند درونتان نیاز دارد که او را بیرون ببرید، به او بال و پر بدهید، به حرفهایش گوش کنید. به تعداد روزهای عمرتان راههایی برای طفره رفتن از این تعهد وجود دارد.
هنرمند درونتان یک کودک است. تماشای یک بنجلفروشی، سفری تنها به کنار دریا، تماشای فیلمی به تنهایی، دیدن یک آکواریوم یا نمایشگاه هنری با هنرمند درونتان مستلزم صرف وقت است نه صرف پول.
آنچه آن کودک میخواهد توجه است، نه گردشهای گرانقیمت.
#را ...
91
اساسیترین تخیل، قدرت زندگانی است.
(ساموئل تیلور کالریج)
سن و سال یا راه زندگیتان هر چه که باشد - خواه هنر حرفهتان باشد و خواه سرگرمی و خواه رؤیایتان - هیچگاه برای پرداختن به خلاقیت خویش دیر نیست، و هیچگاه پرورش خلاقیت خویشتن نشانه خودپرستی یا خودخواهی یا کاری احمقانه و بیمعنا نیست.
#راه_هنرمند_بازیابی_خلاقیت
#جولیا_کامرون
#گیتی_خوشدل
📘
https://T.Me/Ganjine_Ketab
------------------------- ...
95
.
باید کسی را پیدا کنم
دوستم داشته باشد.
آنقدر که یکی از این شبهای لعنتی
آغوشش را برای من و
یک دنیا خستگی بگشاید
هیچ نگوید، هیچ نپرسد.....
(نزار قبانی)
📘
https://T.Me/Ganjine_Ketab
---------------------------------------------
📘 🎼 ☕️ 🚬 🐢
☘️ ما را به دستِ اهلش بسپارید!
#گنجینه_ی_کتاب
---------------------------------------------
95
کاش غم و غصه هم قیمت داشت
مجانی است، همه میخورند!
کاش روی دهانمان کنتوری نصب میشد
و جریمهی غصهها را به حساب آنان میریختیم
غصه نخوریم مردم!
سیاستمدارها هم روزی بزرگ میشوند
و به مدرسه میروند
و دنیا مثلِ گلِ مصنوعی قشنگ میشود
هر چیز مجانی که ارزشِ خوردن ندارد!
#شمس_لنگرودی
📘
https://T.Me/Ganjine_Ketab
---------------------------------------------
📘 🎼 ☕️ 🚬 🐢
☘️ ما را به دستِ اهلش بسپ ...
93
تا به حال سرازيرىهاى زيادى را اسكى كردهام و از صخره با طنابى كوتاه آويزان شدهام. اما چهار دقيقه خيره شدن در چشم كسى از هراس آورترين و مهيجترين تجربههاى زندگىام بوده است.
مىدانم چشمها پنجرههايى گشوده بر روح آدمىاند، اما مسئلهى اصلى در آن لحظات فقط اين نيود كه داشتم كسى را مىديدم. بلكه اين بود كه كسى را مىديدم كه او هم داشت مرا مىديد. وقتى با وحشتِ فهميدن اين قضيه كنار آمدم و به خودم ...
90
هرگز نمیتوانید از شرّ رنج خلاص شوید. رنجْ عنصر ثابت جهانیست. بنابراین تلاش برای دوری از رنج و محافظتِ افراد در برابر تمام آسیبها تنها ممکن است نتیجهی معکوس داشته باشد. تلاش برای حذفکردنِ رنج به جای اینکه اندوهتان را تسکین دهد، حساسیتتان را بالا میبَرَد. باعث میشود در هر گوشهای یک شبح، در هر قدرتی استبداد و سرکوبگری، و پشت هر آغوشی نفرت و فریب ببینید.
#اوضاع_خیلی_خراب_است
#مارک_منسن ...
85
جان كيجِ آهنگساز از كلود دبوسى نقل مىكند كه دربارهى شيوهى آهنگسازىِ خود چنين گفته: « همهى نواها را فراهم مىآورم؛ آنهايى را كه نمىخواهم حذف مىكنم، و باقى را به كار مىگيرم.» پس از آن كيج تمام نواها را در قطعهى "٣٣'٤ حذف كرد و سكوتى چهار دقيقه و سى و سه ثانيهاى خلق شد. قطعهى سكوت حتى حالا هم ستايش حاضران را برمىانگيزد. يا به عبارتى: سكوت منهاى صداهايى كه حضار، در حين تلاش براى آرام ماندن ...
87
همدیگر را وداع گفتیم
امٌا تصویرِ تو تا ابد در دلم باقی است
مانند شبحی کمرنگ
از بهترین سالهای زندگیام
شبحی شادی آفرین
وفادار ماندهام
و هیچ عشق تازهای
تصویر تو را از دلم نخواهد زدود
همچون معبدی استوار که همواره معبد است
و همچون معبودی که همیشه خداست.
#میخائیل _یوریویچ_ لرمانتف
📘
https://T.Me/Ganjine_Ketab
---------------------------------------------
📘 🎼 ☕️ 🚬 🐢
☘️ ما را به دستِ اهلش بسپ ...
86
«آدم همیشه دنبال قطعهای گم شده است،
هیچ آدمی را نمیتوان یافت كه قطعه خود را
جستجو نكند؛
فقط نوع قطعههاست كه فرق میكند،
یكی به دنبال دوستی است،
دیگری در پی عشق؛
یكی مراد میجوید و یكی مرید!
یكی همراه میخواهد و دیگری شریك زندگی،
یكی هم قطعه ای اسباب بازی!
به هر حال آدم هرگز بدون قطعه خود یا دست
كم بدون آرزوی یافتن آن نمیتواند زندگی كند.
گستره این آرزو به اندازه زندگی آدم است و
آرز ...
85
تجربهی دوست داشتن، یک خوشبختی است. گاهی حتی فراق، خوش است. خصوصا اگر از تبوتاب اولیه عبور کرده باشی. اجازه دهی غبارها بخوابند. آرام بگیری و قبول کنی. عشق به قلب آدم غَنا میبخشد. تجربهی این رنجها خوب است و یک گنجینه در ته قلبِ تو پُر میکند، اگر درست شناساییاش کنی. آلبر کامو در زمانهی دوری از یار نوشت: "حتی جدا از تو، چیزی در من سکونت داشت." در غیبت معشوق، چیزی از او در تو ساکن میشود. چیزی ...
89
دوست داشتنت را
از سالی به سال دیگری جابه جا میکنم
مثل دانشآموزی
که مشقش را
در دفتری تازه پاکنویس میکند
صدای تو،
عطر تو،
نامههای تو
شماره تلفن تو و صندوق پستی تو را هم منتقل میکنم
و میآویزمشان به کمد سال جدید
اقامت دائمی قلبم را
به تو میدهم
تو را دوست دارم
و هرگز رهایت نمیکنم
بر برگه تقویم آخرین روز سال
در آغوش میگیرمت
و در چهار فصل سال میچرخانمت
#نزار_قبانی
📘
https://T.Me/Gan ...
88
پر سفید یک کبوتر، چرخزنان پایین میآید. جلو پایم میافتد. پر را برمیدارم. بو میکنم، بوی آزادی و بوی آسمان میدهد. بغض میکنم.
سالهای ابری
#علیاشرف_درویشیان
( ۳ شهریور ۱۳۲۰ - ۴ آبان ۱۳۹۶)
📘
https://T.Me/Ganjine_Ketab
---------------------------------------------
📘 🎼 ☕️ 🚬 🐢
☘️ ما را به دستِ اهلش بسپارید!
#گنجینه_ی_کتاب
---------------------------------------------