گنجینهی کتاب
53 •
@ganjine_ketab_g
از همهی دوستان تقاضا دارم که عکس و آی دی صحیح داشته باشند
Sistany,,,,
381
این صبح قحطی میکشم ، ! ، ، ،
از شهر اشوب کربلا . . .
پا بوس اقایم نشد ، ! ، ، ،
امسال حسینی کربلا . . .
دلتنگ پاییز نیستم دلتنگ ، ! ، ، ،
اقایم شدم در شهر امروز خودم . . .
هر چند که امروز اربعین ، ! ، ، ،
عمرم نرفت در کربلا . . .
سلام ، ! ، ، ،
صبح پنج شنبه و روز اربعین بخیر . . .
چهلمین روز در عاشورای حسینی امروز
میباشد تسلیت ...
Sistany,,,,
379
بعضی چیز ها خوردنش ، ! ، ، ،
حالم و بهتر و بهتر میکنه . . .
مثل صبح پنیر و گردو ، ! ، ، ،
با چایی هم عالیه . . .
ی زرشک پلو با مرغ ، ! ، ، ،
ماست خیارم که خوبه . . .
زندگی ما ادماها اگر باهم ، ! ، ، ،
که خوب باشیم ، همینطوریه عالیه . . .
ولیکن امها با دوستاشونم ، ! ، ، ،
خوب نباشن ی طور دیگس . . .
مثل نون خامه ایی ، با ترشیه . ! . . ...
Sistany,,,,
372
چایِ عشق زمان میبرد تا دم بکشد جانم!
ولی چایَش چای استها!
چایِ چشمهای من سالهاست دارد در آبی که از خودِ چشمها میجوشد دم میکشد!
تا امروز برسد،
و تو بیایی و چاییِ پررنگِ چشمهای عاشقم را سر بکشی و
مستیاش تا آخر عمرت از سرت نپرد!
دیر نکنیها یارجان
چایِ چشمها از دهن میفتد و الکلِ نگاه میپرد!
#مانگ_میرزایی
#شعر_نو
385
به #زبان_مادری می نویسم!
من #شکوراآذرخشی هستم جنسیتم #زن است در #ایران متولد شده ام و زبانم بایستی #پارسی باشد.
تا سال دیگر گویا وارد بحران #٣٠سالگی می شوم ولی عین خیالم نیست.[ از صعود اعداد سنم هراسی ندارم.]
چون سرشار از احساسات و هیجانات ناب مثبت و منفی هستم که هم دوست دارم و هم تلاش می کنم بیش تر ازین ها بشناسمشان و هم درجاهایی درست و تمام کمال بروزشان بدهم.
مثلا همین الان؛ من #ترس_کرونایی ...
Sistany,,,,
384
به دلت هیچ غم مده ، ! ، ، ،
لحظه ائ پاییز را ببین . . .
نتونستی غم عشقت ببینی ، ! ، ، ،
دل و خوش کن تو نشین ، !! ، ، ،
برو پارکی خود پاییز را ببین ،! ، ، ،
اگرم پنجره بود ،! ، ، ،
بغض نمیکرد گلوم . . .
غم پاییز نبود لحظه ای ،! ، ، ،
طلوع پاییز را ببین . . .
سلام . ! . . . .
صبح سه شنبه روز اشنای ما با طلبیعت
پاییزی بخیر . . ...
399
آن دختر شب را با من سپری کرد. آخر شب پیش از اینکه بخوابد با صدایی آهسته و گرفته، گفت: «من سالها پیش، قبل از عشق او، سالهایی که تنها بودم، هیچوقت دست از پا خطا نکردم. اما حالا اینچنین بیپروا شدهام.»
من نمی دانستم منظور آن دختر از او چه کسی است، در واقع هیچ چیز از آن دختر نمیدانستم.
برای همدردی بی آنکه چیزی بگویم، دستش را کمی فشار دادم. دوست داشتم بگویم عشق دیوانگی می آورد و همهی ساخ ...
412
در سالن، روبهروی هم روی کاناپه مینشستیم. با مهربانی به هم لبخند میزدیم و حرفی برای گفتن نداشتیم. بعد از پرس و جوهای اولیه راجع به کارهای روزمره، خانواده، احوالپرسی به سکوت پناه میبردیم. این بیشتر از هر چیز عذابم میداد. سالهای اخیر با پدربزرگم هم همینطور بود. همین که پیش آنها بودیم کافی بود، نه؟ من نقش نوهی خوب را بازی میکردم، گاهی یکی دو داستان پیدا میکردم و میتوانستم مهار چند لحظه را ...
419
عزیز من!
از اینکه این روزها، گهگاه، و چه بسا غالباً به خشم میآیی، ابداً دلگیر و آزرده نیستم.
من خوب میدانم که تو سختترین روزها و سالهای تمامی زندگیات را میگذرانی؛ حال آنکه هیچ یک از روزها و سالهای گذشته نیز چندان دلپذیر و خالی از اضطراب و تحمل کردنی نبوده است که با یادآوری آنها، این سنگ سنگین غصهها را از دلت برداری و نفسی به آسودگی بکشی.
صبوریِ تو...صبوریِ تو...صبوریِ بیحسابِ تو در متن یک ...
411
■ آدمیزاد دو تا پا داره و دو تا اعتقاد: یکی برای وقتیکه حالش روبراهه و یکی هم برای موقعی که حالش خرابه. اسم این دومی رو گذاشته دین.
آدمیزاد جزو مهرهدارانه و علاوه بر یه روح نامیرا، از یه سرزمین آبا و اجدادی هم برخورداره، تا زیاد به خودش نباله.
آدمیزاد بهصورت طبیعی تولید میشه ولی حس میکنه طریقهی بوجود اومدنش غیرطبیعی بوده. برای همین زیاد دوست نداره راجع بهش حرف بزنه. بوجود میآرنش، اما ازش ...
Sistany,,,,
399
هر کجا افتاده ام ، ! ، ، ،
گفتم خدا عاشقتم .!
گفت صدایت میکنم ،! ، ، ،
بشنوی فوری مداوات میکنم .!
گفتمش هیچ کی پناهی ، ! ، ، ،
مرا .! گفت میبخشم خاطات .!
گفتمش حالا گرفتارم خدا ، ! ، ، ،
گفت پاکت میکنم .!
حرفهام ضمانت میکنم ،!
گر با منی راحت بلندت میکنم ،!
گفتمش بیمار منم ،! ، ، ،
گفتش مداوات میکنم .!
سلام .! . ...
Sistany,,,,
387
دل و بیداد به باد داد از همان درد که برگ افتاد و میرقصد . . .
و ذهنم رویید ی کمی باد پیچید ئ کمی چرخ زد و رفت بسمت برگها . . .
دل من میخندید ،! شده پاپوشی ، ، ،
برگ هم روی زمین خنده خش خش میکرد شا خه ها میلر زید . . .
روی شاخه پر از سار شده بود یار
من باز نگاهم میکرد و نگاهم
خشکید . . .
به دل یار خودم که هوس کرده که اونم
باشد در کنارم امروز . . .
👤 علیرضا سیستانی . . .✍️ . . . .
Sistany,,,,
399
رنگ پاییز رنگ اون مداد ، ! ، ،
رنگی باد و برگهایی که رقصید . .
زردیو قرمز و نارنجیو خش، ! ، ،
خشهُ خوشبحال برگ میرقصید . .
تو قدم بزن تو برگها وببین ، ! ، ،
چه حالی میده با رفیق . . .
فصل پاییز قصه بود ترانه بود ، ! ، ،
شادی برگه ،! که خوشه میرقصید . . .
سلام . ! . . .
طلوع صبح درخشان پاییز در یکشنبه
بخیر روزت شاد لبت خندان . . .
یادمان باشد
سنگه ...
Sistany,,,,
375
خسته ام !
سنگ نزن،
هي نشكن روح مرا
شده ام عاشق يك آينه نشناس چرا ؟
مهدی اخوان ثالث
359
ببین کوهها را چقدر آسوده ایستادهاند. ابرها را که بدون دنباله ناپدید میشوند. هیچ موجودی مثل انسان، بدبختی را به انواع وسائل برای خودش تهیه نمیکند.
#نیما_یوشیج
#دنیا_خانه_من_است
📘
https://T.Me/Ganjine_Ketab
---------------------------------------------
📘 🎼 ☕️ 🚬 🐢
☘️ ما را به دستِ اهلش بسپارید!
#گنجینه_ی_کتاب
---------------------------------------------
362
ترس معمولاً باعث میشود تلاش کنیم فاصلهای بیندازیم میان خودمان و آنچه از آن ترسیدهایم. بنابراین، فرهنگ ترس میتواند اعتماد را، که به اعتقاد بسیاری از فیلسوفان، متألهین، و جامعهشناسان یکی از پایهایترین خصیصههای روابط انسانی است، سُست کند.
#فلسفه_ترس
#لارس_اسوندسن
#خشایار_دیهیمی
📚
__________________
#گنجینه_ی_کتاب
📘 @Ganjine_Ketab 📕
📘 @My_eBooks 📕
__________________
361
قشنگ ترین آدمهایی که میشناسیم کسانی هستند که شکست، رنج، مبارزه، و خسران را شناخته و راه خود را از اعماق بازیافتهاند.
این افراد قدردان زندگیاند و نسبت به آن حساسیت و درکی دارند که آنها را از همدردی، مهربانی، و نوعی توجه دوست داشتنی و عمیق سرشار میکند.
آدم های قشنگ اتفاقی به وجود نمیآیند.
👤الیزابت کوبلر راس
📚
__________________
#گنجینه_ی_کتاب
📘 @Ganjine_Ketab 📕
📘 @My_eBooks 📕
__ ...
352
ذهن انسان تا حدی شبیه به «ماشین دلیل تراشی» است؛
در ارائه ی انواع مختلفی از دلایلی که چرا نمی توانیم تغییر کنیم،چرا نباید تغییر کنیم ،یا چرا نباید مجبور به تغییر شویم،به شکلی برجسته عمل می کند و یکی از داستانهای محبوبش این است :«دیگر خیلی دیر شده است!من این شکلی هستم دیگر.همیشه اینطور بوده ام.»
#راس_هریس
#سیلی_واقعیت
📚
______________________
#گنجینه_ی_کتاب
📕@Ganjine_Ketab📘
___________________ ...
Sistany,,,,
349
بهترین کار دلم حرف و ، ! ، ، ،
سخن بود همه ئ روح وروان . . .
چقدر تو بهترینی چه کنم ، ! ، ، ،
آرام جانی تو برام در این جهان . . .
لطف داری برا من ، ! ، ، ،
لطف عیانی تو خودت . . .
برا من دنیا بکام است ، ! ، ، ،
همیشه عشق لطیفم ، !! ، ، ،
تو باشی بوده عیان . . .
سلام . ! . . .
صبح روز شنبه اول هفته بخیر . . .
هیچ خوشبختی بزرگتر از
آرامش ...
Sistany,,,,
360
من بخواهم خودم و ، ! ، ، ،
بروز رسانی بکنم . . .
طرز فکرم را خودم و ، ! ، ، ،
بروز رسانی بکنم . . .
مثلا دور بریزم ، ! ، ، ،
همه کینه خود یا که ، !! ، ، ،
افسوس نخورم با حسرت . . .
بهتره حال و هوای خودم و ، ! ، ، ،
بروز رسانی بکنم . . .
زندگیت را نو کن ، ! ، ، ,
بوی کهنه گی گرفته ، !! ، ، ،
و بازم به ...
359
.
ما از وحشت فراموش کردن دیگران است که عکس آنها را به دیوار می کوبیم یا روی تاقچه می گذاریم .
یک وفاداری کاذب...!
خود ما به عکس هایی که به دیوارهای اتاقمان می کوبیم نگاه نمی کنیم ، یا خیلی به ندرت و تصادفاً نگاه میکنیم .
عکس ، فقط برای مهمان است .
" این را یادتان باشد ،
که ذره یی در قلب ،
بهتر از کوهی بر دیوار است."
👤#نادر_ابراهیمی
📚
__________________
#گنجینه_ی_کتاب
📘 @Ganjine_Ketab 📕
📘 ...
Sistany,,,,
369
کس نگوید ای طبیعت پس ، ! ،
چرا رفت اون بهار . . .
یا نگوید اون همه گرما کجا ، ! ،
باشد که رفت پاییز به با بار . . .
تو که دلگیری پر از رنگ و خزان ، ! ،
امد ان پاییز و جان عاشقی . . .
کس نگوید مهر و ابان اذرت ، ! ،
باشد چه کار . . .
سلام . ! . . .
صبح روز چهار شنبه ای سرشار
از عشقی پایدار و عمیق
و روزی حلال برکت و سلامتی ...
360
📃صاحب رستوران
جوان تر که بودم،واسه خرج و مخارج تحصیلم مجبور شدم توی یه رستوران کار کنم،من اون جا گارسون بودم،رستوران ما به مرغ سوخاری هاش معروف بود،البته نمی شد از سیب زمینی سرخ کرده هاش هم گذشت،خلاصه اینکه پاتوق دختر پسرهای جوان بود.صاحب رستوران مرد با انصافی بود،از اون سبیلوهای باحال،خیلی هوای زیردست هاش رو داشت،ما بهش می گفتیم رئیس.
یه روز که می خواستم غذای مشتری ها رو ببرم،رئیس من رو کشید کن ...
353
گفت که با بال و پَری،
من پَر و بالَت نَدَهم
در هَوَسِ بال و پَرَش،
بیپَر و پَرکَنده شُدم
روز بزرگداشت حضرت مولانا گرامی باد 🍀
Sistany,,,,
337
یکمی فکرم و مشغول کرده ؟ ، ، ،
که چطوری باشم .! من یک انسان . . .
نکنم تحقیری و گذشتم ، ! ، ، ،
از حق بودم یک انسان . . .
و به هر علت دیگر که من ، ! ، ، ،
رنجیدم فکرم ، !! ، ، ،
این بود که او بخشیدم . . .
ودگر دوست بدارم نکنم ، ! ، ، ،
غفلت از او بودم یک انسان . . .
سلام . ! . . .
صبح در سه شنبه رویایی وسط هفته
بخیر و خوش و شادا ...
331
مرحوم صدرالممالک اردبیلی
عارف بود و بسیاری از آخوندها همیشه او
را به دلیل عرفان لعن و طرد می کردند تا
آن که محمدشاه قاجار لقب صدرالممالکی
به او داد و او را رأس علمای آذربایجان
قرار داد ...
از همان ساعت بسیاری از علمای
لعن کننده به تکریم وی پرداختند و در تقرب
به ایشان ، ته لیوان او را به قصد شفا از
یکدیگر می ربودند ، تا آنکه روزی که همۀ
علما حضور داشتند شیخ بالای منبر رفت
و پرسید : آقایا ...
335
"زمان" تصميم ميگيرد چه کسی را در زندگيت ملاقات خواهی کرد،
"قلبت" تصميم ميگيرد چه کسی را در زندگيت ميخواهی،
و "رفتارت" تصميم ميگيرد چه کسی در زندگيت ميماند.
کریشنا_مورتی
329
دستهایت
از سینههای دیگری بالا میرود،
خیالت
از شیارِ چشمهای من...
تقصیر هیچکس نیست که....
میدانی!
تنهاییِ من از کُرگی آغوش نداشت...
من اقتضای طبیعتم بیکسی است
تا همیشه
شایعهای از تو باشد که
برای خــــیالم حرف در بیاورد...
همیشه مویی باشد که
به جایِ لمس دستهای تو
به تن تنـــهاییام راست شود..
دستهایت
بر تن دیگری میلغزد و
خیالت،
در اشکِ چشم های من..
تقصیر هیچکس نیست..
باور کن
″شایعه″ اگ ...
332
در زمان قاجار ، در کنار سفارت حکومت عثمانی در تهران ، مسجد کوچکی وجود داشت.
امام جماعت آن مسجد می گوید: شخص روضه خوانی را دیدم که هر روز صبح به مسجد می آمد و به اهل سنت ناسزا میگفت...
و این درحالی بود که افراد سفارت و تبعه آن که اهل سنّت بودند ، برای نماز به آن مسجد می آمدند.
روزی به او گفتم:
تو به چه دلیل هر روز همین روضه را می خوانی و همان ناسزا را تکرار میکنی؟
مگر روضه دیگری بلد نیستی؟!
او ...
330
شنیدهام چشم به راه باران پاییزی.
کنار پنجره اتاقت مینشینی و بوسه بر سیگار میزنی. خوش به حال سیگارها! شنیدهام تنهایی به کافه میروی، خیابانها را متر میکنی، بی دلیل میخندی. شنیدهام خوابهایت زمستانی شدهاند. روزهایت کوتاه، موهایت کوتاه...
راستی، کنار همیشگیهایت، شبهای تنهایی، دلتنگ من هم میشوی؟
#روزبه_معين
Sistany,,,,
334
دیشبم خواب تو دیدم ، ! ، ، ،
و از عشق تو بیدار شدم . . .
بوسه از ان لب شهرت بگرفتم ، ! ، ، ،
که تماشایی بود در خوابم . . .
چشم من بر هم خورد ، ! ، ، ،
خواب تو را دیدم من . . .
من شکارم در خواب ، ! ، ، ،
تو و اون عطر خوشت دلدارم . . .
سلام . ! . . .
سلام صبحت در یک شنبه ای . . .
زیبا شکوفا با کرادار نیک و گفتار نیک
از دید خودتون به مشکلات . . ...
335
حقیقت این است که همهی انسانها این تصور را دارند که خدا درست همان طرفی ایستاده که آنها ایستادهاند.
#برتراند_راسل
📘
https://T.Me/Ganjine_Ketab
---------------------------------------------
📘 🎼 ☕️ 🚬 🐢
☘️ ما را به دستِ اهلش بسپارید!
#گنجینه_ی_کتاب
---------------------------------------------
337
میلیون ها نفر در آرزوی جاودانگی به سر میبرند،
در حالی که نمیدانند با بعدازظهر ِ بارانی
ِیک روز ِ تعطیل ِ خود چه کنند
سوزان ارتز
#گنجینه_ی_کتاب
.
📘 @Ganjine_Ketab 📕
📘 @My_eBooks 📕
Sistany,,,,
327
از همین امروز نویس تُو ، ! ، ، ،
اسم تُو در صفحه بُردت عزیز . . .
شُکر نعمت کن همش ، ! ، ، ،
گفتار خود را تازه کن تو ای عزیز . . .
در تمام کهکشان هیچ ، ! ، ، ،
مصلحت ازار نیست . . .
در کجا تقصیر من بود ، ! ، ، ،
گردنم ننداز عزیز . . .
زندگی مشگل ندارد ، ! ، ، ،
مشگل از ما بود عزیز . . .
سلام . ! . . .
سلام صبح روز شنبه بخیر ...
Sistany,,,,
353
دنیا پر است از دکترهای بیسواد
از دانشگاه رفتههای بیسواد
سیاسیون بیسواد
انسانی که به شناخت خویش نرسیده باشد، بیسواد است.
هر چند تمام کتب دنیا را خوانده باشد.
اگر درونت پر از خشم، نفرت، خودخواهی و غرور نژادپرستی، حسادت و زبالههای دیگر است بدان ...
موافقم افرین
👍🍄🌹
361
دنیا پر است از دکترهای بیسواد
از دانشگاه رفتههای بیسواد
سیاسیون بیسواد
انسانی که به شناخت خویش نرسیده باشد، بیسواد است.
هر چند تمام کتب دنیا را خوانده باشد.
اگر درونت پر از خشم، نفرت، خودخواهی و غرور
نژادپرستی، حسادت و زبالههای دیگر است
بدان که هیچگاه چیزی را نیاموختهای
بدان که هنوز رشد نکردهای.
انسان در مورد چیزهای زیبا حرف می زند
اما زشت زندگی می کند.
این همان چیزی است که تاکنون بشر ...
Sistany,,,,
339
هیچ کس مشتری ، ! ، ، ،
قلب ترک خورده نبود . . .
من که بد عهد نبودم ، ! ، ، ،
ی روز ، فکرت و پایان بدهم . . .
تو کجایی منو از ، ! ، ، ،
قفس ازاد کنی . . .
خود هم خانه تویی ، ! ، ، ،
عشق به چه کس من بدهم . . .
سلام . ! . . .
صبح روز قشنگ جمعه ادینه ات بخیر
چند ثانیه به این متن فکر کن!
"امیدوارم هر جا که میروی؛
یک نفر مثل خودت ...
Sistany,,,,
355
روزها گذشت اما هنوزم ، ! ، ، ،
مثل قبلا ، بازم گرفتار تو بودم . . .
چون شاخ ترین عاشق ، ! ، ، ،
بی عار تو بودم . . .
باریک نشم بیشتر بگم ، ! ، ، ،
شعرم تویی تو . . .
دلبسته ام هر لحظه ، ! ، ، ،
با عشق تو بودم . . .
سلام . ! . . .
صبح پنج شنبه خوش و روزت پایدار .
الهی در این صبح زیبا پنج شنبه
سایه خدابرسرتون ...
358
.
پاییز عزیز
هردو راه درازی آمده ایم
تو های و هوی و چهچه بهاررا پشت سر داری
از قهقهه مستانه و سرخ تابستان گذشته ای
من از زمزمه سبز بهار
شور و شرار شب های عاشقی
وسوسه تن های داغ تابستانی
عبور کرده ام.
تو برگهای رنگارنگ بر سر داری
من خاکستر رو به سفیدی بر مو
نزدیک تر بیا
حرف زیادی برای گفتن داریم
پاییز عزیز...
#فرانسیسکو_ویلاتورو