گنجینهی کتاب
53 •
@ganjine_ketab_g
از همهی دوستان تقاضا دارم که عکس و آی دی صحیح داشته باشند
گنجینهی کتاب
91
پست هاتون عالین
گنجینهی کتاب
80
۱)عقل در این نیست که جلوی احساسو بگیری بلکه در اینه که همه چیز رو احساس کنی٬ هر طور که باشه.
۲)تو ۲۰سالگی میشه به سن و سال اعتنا نکرد ولی بعد از چهل سالگی دیگه نمیشه تو رؤیا زندگی کرد.
یک ...
✌️
81
۱)عقل در این نیست که جلوی احساسو بگیری بلکه در اینه که همه چیز رو احساس کنی٬ هر طور که باشه.
۲)تو ۲۰سالگی میشه به سن و سال اعتنا نکرد ولی بعد از چهل سالگی دیگه نمیشه تو رؤیا زندگی کرد.
یک زن وقتی به سنش پی میبره که متوجه میشه زنهای جوونتر از اون هم وجود دارن.
خرده جنایت های زن و شوهری- اریک امانوئل اشمیت
81
اگر تو نتوانی بخندی ، برقصی ، آواز بخوانی، زندگیت مانند یک کویر است.
زندگی باید مثل باغی شود که در آن پرندگان آواز می خوانند گل ها شکوفه می دهند و درخت ها به رقص در میآیند ، جایی که خورشید با شادمانی برخیزد.
این یکی از بزرگترین حماقت های بشر است که در دنیا هیچ دانشگاهی هنر زندگی کردن ، هنر عشق ورزیدن و هنر شاد بودن و مراقبه کردن را به مردم آموزش نمیدهد.
تمام چیزهایی که در دانشکده ها تدریس م ...
گنجینهی کتاب
83
بچه که بودم خیلی لواشک آلو دوست داشتم، برای همین تابستون که میشد مادرم لواشک آلو واسم درست میکرد، منم همیشه یه گوشه وایمیستادم و نگاه میکردم... سختترین مرحله، مرحلهی خشک شدن لواشک بود... لواشک رو میریختیم تو سینی و ...
✌️
78
مطالعه، مرا در خلوت خود تسلی میبخشد، مرا از سنگینی بطالت اندوهبار آزاد میکند و در هر زمانی ، میتواند مرا از مصاحبتهای کسالتبار خلاص کند.
هر زمان که درد، خیلی کُشنده و شدید نباشد، مطالعه، چاقوی درد را کُند میکند ...
برای منحرفکردن ذهنم از افکار مایوسکننده، صرفا نیاز دارم به کتابها پناه ببرم.
#آلن_دوباتن
123
سلام دوستان عزیز،،خصوصا تازه واردین محترم
بنده بدون هماهنگی هیچکس رو دعوت به گروه نمیکنم ولی به هر حال از تشریف فرمایی همگی خوشوقتم 😊😊🌹🌹
B T
81
خیلی عالی
Sistany,,,,
82
درد گفتن دارم و هرگز،!!،،
نگویم حرف خود ...
...
A.Rostami
80
درسته حراست م ولی نترس زیرابتو نمیزنم خخخخ که تعریف نکردی
78
بعد از ابر 📚
پرنده اگر بر شانه ات نمی نشیند
پنجره اگر با نفست مات نمی شود
چای اگر لبت را نمی سوزاند
بوی نان اگر گرسنه ات نمی کند
نگاهی اگر دلت را نمی لرزاند
شب اگر بغض ات نمی گیرد
بوی عطری اگر دیوانه ات نمی کند
خاطره ای اگر اشکت را در نمی آورد
جمعه اگر دلتنگ ات نمی کند
گل اگر برایت زیبا نیست،
بدان که مُرده ای...
•| #بابک_زمانی
81
#جز_از_کل 📚
احساس میکنم یه جای زندگیم راه رو غلط رفتم ولی اینقدر جلو رفتم که دیگه انرژی برای برگشت ندارم.
خواهش میکنم این یادت بمونه مارتین اگه فهمیدی مسیر رو اشتباه رفتی هیچ وقت برای برگشت دیر نیست.
حتی اگه برگشتن ده سال هم طول بکشه باید برگردی.نگو راه برگشت طولانی و تاريکه. نترس از این که هیچی به دست نیاری.
#استیو_تولتز
81
#بعد_از-ابر 📚
مادر گفت انتظار زیادی از تو نداره.
همینکه روی پله ها راه بری و صدای پاتو بشنوه، همینکه توو آشپزخونه درِ یخچال رو وا کنی و مثل حواس پرتی های همیشگیت لیوان از دستت بیفته،
همینکه سرفه کنی، یا اینکه نصفه شب کلید برق رو بزنی و لامپا رو روشن کنی،
چه میدونم! همین چیزای ساده، مثه صدای ناخن گرفتنت یا ورق زدن دفترچه یادداشتت،
همینا راضیش میکنه که دیگه گریه نکنه!
گفتم مادر، انتظار زیادی از یه ...
76
منتقد :
شما شعرتان نه دل گرم میکند ، نه آدم را تکان میدهد و نه پیامی منتقل میکند.
مایا کوفسکی :
من نه بخاریام ،نه زلزله و نه سیم تلگراف!
اما من خودم،خودم را درهم شکستهام
با قدم زدن در گلوگاه شعرم ...
#مایا_کوفسکی
Sistany,,,,
78
بخوان زیباترین،!!،،
تو یک ترانه ...
رهاشم دل بدم در،!!،،
اسمان بی هیچ بهانه ...
نفس دادی،!!،،
کشیدم قهرمانی ...
نگاه کردی جهان،!!،،
افتاب گرفته ..
شکوه صبح زیبای امروز
آکنده ازشادی های بی پایان
امیدوارم امروز
زیباترین لبخندهابرلبانتان
بالاترین دستهانگهبانتان
سلام صبحتون بخیر
دوشنبه ...
مورخه ...
۲۵ شهریور 16 September و ۱۶ محرم
علیر ...
Sistany,,,,
101
سر بسته بگم،!!!،،
دلم برایت تنگ است ...
بی انکه ببوسمت،!!!،،
دلم پر رنگ است ...
امروزه تو تک،!!!،،،
شخص جهانم شده ای ...
آری که لمس تو،!!!،،
برام نیرنگ است ...
سلام میکنم و
سلام صبح بخیر میگم ...
بدونی که یادت هستم ...
اگر کسی
به هردلیلی
در هر مکانی
باهر احساسی
تو
رایادش رفت،،،
فقط یک دلیل دارد؛
جزو اولویت هایش نیستی.....
یک شنیه ...
مورخه ...
Sistany,,,,
98
دکلمه ای ماندگار ....
وقتی که بچه بودم،!!!!
یاد گرفته بودم،!!!!
که تلاش کنم وکارکنم،!!!!
میدونستم که شاید،!!!!
با پشت کار بتونم طلاش کنم،!!!!
اما حالا که طلاش کردم،!!!!
متوجه شدم که اشتباه کردم،!!!!
علیرضا سیستانی.....✍️..... شب با عشق همه بخیر
Sistany,,,,
89
خانه ای سازم درون،!!!،،
قلب پاکت ریشه دار ...
دست وبالم باز بذار،!!!،،
درمان شوم در روزگار ...
گر بگریم لحظه ای با،!!!،،
بوسه ای خندان شوم ...
پس تونشکن قلب را،!!!،،
این قلب شده حیران کار ...
سلام صبح زیباد آغاز هفته ای
پر برکت و سلامتی برایتان آرزومندم
زندگی
عمر کردن نیست،
بلکه "رشد" کردن است
عمر کردن کاری است
که از همهی حیوانات ...
Sistany,,,,
90
لحظه هاتم گم شد،!!،،
در درونم روزی ...
چقدر من گویم با محبت بودی ...
انقدر سخت نگیر بودن خود ...
روزگار میچرخد،!!،،
لحظه ها میبی نی ...
هرچقدر بد بودم،!!،،
تو حلالم کردی ؟ ...
صبحی دگر است
جمعه شده عاشق باش ...
از عطر خدا مست بشو...
عاشق باش
روز خوبی داشته باشین
ادینه ای دوباره رسید روز جمعه ...
۲۲شهریور 13 September و ۱۳ محرم
علیرضا سیستانی ...
Sistany,,,,
102
آدمها همه باغبان خدا هستند ...
خدا وندا خودت در،!!،،
من بکاشتی دانه ای را ...
همه اسرار خود را در درونم،!!،،
جای دادی پس چرا ؟ ...
قدرت ندانم،!!،،
نه انقدر سخت نبودش،!!،،
زمین اماده سازم ...
تا که اون بذر رشد کند،!!،،
هر طور بخواهی ...
هم اینک هم،!!،،
شودم من باغبانت،!!،،
چرا ؟ قدرت ندانم ،،،
سلام صبحت بخیر ...
میدونستین خداوند
انسان را وقتی افرید
درون انسان روح دمید
تا عشق بور زد م ...
Sistany,,,,
90
خودت ماهی مسیرت رود پندار ...
اگر تو زندگیت را رود دانی ...
خودت ماهی هدف دریا بدانی ...
اگر با رود بری خیلی زولال است ...
به دریا میرسی خواهی نخواهی ...
سلام صبح ارزشمند و،!!،،
مفرح شما عزایزان بخیر ...
کویر مرده دلمان را
به دور بریزیم و علفهای
هرز روید شده در دلمان را
پاک سازی کنیم ...
و شرایط مناسب را برای
ذهن خودمان و اعمال وجودمان
فراهم کنیم ...
خورشید زندگی هر روز
طلوع میک ...
Sistany,,,,
94
در این روزُ و ، در این ظهر،!!،،
جهان کربلا فانی،!!،،
ولی عشق مانده باقی ...
اگر یادت کنم،!!،،
هم چون گل سرخی،!!،،
حسین جانم گل یکدانه بی آبی ...
حسین جانم فقط،!!،،
خاطره هات باقیست ...
درون ذهن مردم،!!،،
رشادت مردیت ، عشق است باقی ...
| السَّلامُ عَلَيْك یا اَباعَبْدِاللهِ الحُسَین |
سلام صبح عاشورای حسینی ...
Sistany,,,,
93
R.Fekri:
امسال محرم برای خیلی ها عزاداری کنید...
امسال عزاداری کنید برای تمام آن
مردمی که وقتی خانه شان آوار شد
در سرمای زمستان هیچکس به دادشان
نرسید و شب میان قطره های سرد
باران خوابیدند ...
امسال عزاداری کنید برای آن مادری
که از سر نداری اش ...
بله بسیار زیبا نوشتید اشک بریزیم برای گذشته که به حال تبدیل شده است ...👍🌺
96
R.Fekri:
امسال محرم برای خیلی ها عزاداری کنید...
امسال عزاداری کنید برای تمام آن
مردمی که وقتی خانه شان آوار شد
در سرمای زمستان هیچکس به دادشان
نرسید و شب میان قطره های سرد
باران خوابیدند ...
امسال عزاداری کنید برای آن مادری
که از سر نداری اش مجبور شد دوچرخه
کودکش را بفروشد و کودکش از غصه
نداشتن دوچرخه خودش را کشت ...
امسال عزاداری کنید برای تمام آن
جوان هایی که قرار بود امسال عروس
و داماد بشون ...
Sistany,,,,
89
تقدیم به عاشقان،!!!،،
ماه منیر قمر بنی هاشم،!!!،،
حضرت ابوالفضل العباس
(علیه السلام)
سلام صبح روز تاسوا بخیر ...
حضرت عباس خودشون،!!!،،
ضامن براورده شدن،!!!،،
حاجاتتون باشند انشاءالله...
یا حضرت عباس 🕋 کعبه نور کربلا
دوشنبه ،!!!،، صبح تاسوا
مورخه ،!!!،،
۱۸ شهریور 9 september و ۹ محرم
علیرضا سیستانی ...✍️ ...
91
R.Fekri:
مسئولیتپذیری اجتماعی
این یادداشت را برای ایران ورزشی نوشتم که بنا به دلایلی منتشر نشد
روز دوم شهریور وقتی هواداران بشیکتاش وارد استادیوم میشدند تا تیم محبوب خود را در سوپر لیگ ترکیه تشویق کنند جز پرچمها و شالهای بشیکتاش چیزهای دیگری هم همراه خود داشتند، نوشتههایی بیربط به فوتبال. آنها میخواستند فوتبال با خاصیت را به نمایش بگذارند.
هواداران بشیکتاش، آن دیوانگانی که حتی یک لحظه صد ...
Sistany,,,,
95
گل سرُخَم گل با دل،!،،
حسین جانم تو بودی ...
نشان اخرین راهم،!،،
حسین جانم تو بودی ...
نشستم دست رودست،!،،
ای حسینم بهترینم ...
به هر جایی تو این روزها،!،،
که چشم دوختم،!!،،
حسین جانم تو بودی ...
سلام صبح زیبای،!،،
شما مثل این گل...
برکت آرامش و پایداری
برایتان آرزومندم
عذاداری هایتان قبول حق
دو سه روزی نیستم
پیشاپیش م ...
Sistany,,,,
94
مهربانی تو کنی،!!،،
عشقت یقین حاصل کند ...
میشوی آرام روح،!!،،
در هوایت باز عشق پَر وُاز کند ...
تو همیشه مال من،!!،،
من هم همیشه مال تو ...
این چه آغوشی بُود،!!،،
من را به زندانم کند ...
یا که تا پایان جانم،!!،،
من شوم فانی به تو ...
راستی از شعر هیچ ترسی،!!،،
ندارم ، حال که خوشبختم تویی ...
سعی نکن تو زندگی
بهترین قطار رو سوار ...
96
مگر من از این شبها چه میخواهم
جز
جاده های مه گرفته ی شمالی
یک دلِ سیر نمِ باران
یک موسیقیِ آرام
یک دنیا دلخوشی کنارِ تو
دو تا صندلی باشد
کمی دست هایت
کمی شانه هایت؛
کمی تاریکی ِ محض،
و کمی غرق شدن در قهوه ی چشمانت...
همین برای دیوانگی کافیست....
#معين
#سونا_محمدی
101
می پرسد فکر می کنی آنها که می روند دلشان برای ما هم تنگ می شود؟ می گویم نمی دانم. فکر نمی کنم. اگر قرار بود آنقدر دوستمان داشته باشند که اگر نباشند یا ما نباشیم، دلتنگ ما بشوند که نمی رفتند. پس دوستمان نداشته اند که رفته اند و وقتی خودشان با پای خودشان بروند دلشان هم برای ما تنگ نمی شود. حداقل اوایلش به تنها چیزی که فکر نمی کنند ما و دلتنگی برای ماست.
می پرسد بعد ها چی؟ می گویم بعد ها هم احتمالا ...
Sistany,,,,
104
تو ترک نکن دلم را،،!!،،
هر روز امید وشادی ...
در دام تو اسیرم،،!!،،
چون تو گره گشایی ...
ای خالقم امیدم،!!،،
در جستجویتم شکر ...
دل داده ام به عشقت،!!،،
خیلی تو با وفایی ...
دل بسته بی ملاقات،!!،،
سویت کنم.! پرواز ...
کردی مرا تو ادم،!!،،
ای خالقم خدایم ...
سلام صبح زیبای جمعه بخیر ...
بنظرم شاید خیل ...
Sistany,,,,
98
دلت میخواد بگی تا بشنوم من ،!!،،
چقدر خودسرد هستی جان جانان ،!!،،
نمیپرسی سوال هایت جوابدَم ،!!،،
سکوت کردن ی دردی داره بی جان ،!!،،
اگر فرصت نصیبت باشه یک بار،!!،،
نباید بشکنی تو یک دفعه آن ،!!،،
همیشه زندگی کن زندگی هست ،!!،،
ولی از دست نده راه های خوب را ،!!،،
تو در راهت نباشی بوده بُن بَست ،!!،،
سلام صبح زیبایتان بخیر ...
بادکنکُ زیاد باد کنید
تو صورت خودتان میترکه ؛!،،، ...
103
بروزترین لینکدونی گپ تم تم
https://tt.me/linkdonigp
https://tt.me/linkdonigp
https://tt.me/linkdonigp
تبلیغات ممنوع ⛔️⛔️⛔️⛔️⛔️
A.Rostami
98
👏👏👏👏👏
100
زیر ِ باران، هر نخ ِ سیگار می چسبد عجیب
دست توی ِ دست های ِ یار می چسبد عجیب
معنی ِ بی تاب بودن هایمان جز "عشق" چیست؟
شور و شوق ِ لحظه ی ِ دیدار می چسبد عجیب
کوچه باغ ِ خاطرات و خش خش ِ برگ ِ درخت
پرسه های ِ خیس در رگبار می چسبد عجیب
آسمان سقفی قدیمی، پُر تَرَک از آذرخش
قطره قطره بر سرت آوار می چسبد عجیب
از دهان ِ تو شنیدن آخر ِ خوشبختی است
"دوستت می دارم" ِ هر بار می چسبد عجیب
من بگ ...
Sistany,,,,
98
دلت پرواز میخواست،!،،
چون پرنده ...
در این گرما هم آوازم،!،،
توباشی پشت پرده ...
سفر کرده خطر کرده،!،،
تویی یار قدیمی ...
چقدر این عشق و،!،،
خواهم بی بهانه ...
تصور کن همین،!،،
دوست داشتنم را ...
ی دل نه صد سخن،!،،
حرف دل ماست ...
مثال کوه که باشم،!،،،
دلم بی تو ی ...
97
گمان کن جنگلی پوشیده از مه، شمیمِ نم نمِ باران بیاید
نسیمِ خیس و آوازِ پرنده، صدایِ پایِ یک مهمان بیاید
تو باشی پشتِ در، یارِ قدیمی، رسیده از سفر، خوب و صمیمی
به همراهِ سلامِ مهربانت، شمیمِ نرگس و ریحان بیاید
چه زیبا می شود صبحی مه آلود، به همراهِ صدایِ شرشرِ رود
به شوقت از فراسو چون دلِ من، انارِ نوبری غلتان بیاید
من و خوشبختی و یک کلبه چوبی، تو و دنیایی از احساس و خوبی
تصور کن بهاری را که ...
Sistany,,,,
105
چه خیالی دارم ؟،!!،،
در قلبت باز کن،!!،،
کوچ کنم در قلبت ...
تو چه بی احساسی،!!،،
متوجه نیستی تب دارم از عشقت ،!!،
هم ئ بودن تو ،!!،،
به چه زیبایست گلم ...
خودتم میدانی،!!،،
که چه حرمت دارداین کارت ...
پس بیا،!!،،
خانه غم را زیر پایت ، لح کن ...
هیچوقت ...
غمتون و به مادرتون نگید
چون ...
اگه خودش بزرگترین
غم و داشته باشه
مال خ ...
97
دوستی تنها چیزی است که تمام نمیشود. هر چیز دیگری هم از بین برود، دوست میماند ؛ این یادت باشد ...
📕 بعد از پایان
✍🏻 #فریبا_وفی
#گنجینه_ی_کتاب
.
📘 @Ganjine_Ketab 📕
📘 @My_eBooks 📕
151
بچه که بودم خیلی لواشک آلو دوست داشتم، برای همین تابستون که میشد مادرم لواشک آلو واسم درست میکرد، منم همیشه یه گوشه وایمیستادم و نگاه میکردم... سختترین مرحله، مرحلهی خشک شدن لواشک بود... لواشک رو میریختیم تو سینی و میذاشتیم رو بالکن، زیر آفتاب تا خشک بشه... خیلی انتظار سختی بود، همش وسوسه میشدم ناخنک بزنم ولی چارهای نبود بعضی وقتا برای خواستهی دلت باید صبر کنی... صبر کردم تا اینکه بال ...
Sistany,,,,
99
دل تنگ،!، را پیش کی،!!،،،
یا چه کسی خواهم برد ؟ ...
به چه دل خوش بکنم ؟،!!،،
نفسی با من باش،!!،،
تن منو گرم بکن می آید ...
ای رفیقم روزها بود خودم،!!،،
در پی تو خوش بودم ...
به چه زیبا بودی آب زولال،!!،،
متعلق داری تو به آن،!!،،
ناب دعا که خوشی را دارد ...
قلب دوستان خودم ، منزل من ...
بوسه دوس ...
99
سلام من علیرضا سیستانی عضو جدید این گروه هستم در ضمن خودم کمی هم دست به قلم هستم .....و یکی از دست اموختگان بانوی غزل شادروان سیمین بهبهانی که به سفارش برادرشان خدمتشان بودم اقای دکتر کامیار خلیلی .... ...
سلام خیر مقدم جناب سیستانی ،،امیدوارم از نوشته هاتون بیشتر بهره ببریم ،،سپاس از حضورتون 🙏
Sistany,,,,
93
قصه شعر دلم خوش بوده،!!،،
عاشقم باز بکن ...
مادرم زحمت کش ،!!،،
بابزرگ،!!،،
کردن ما قامتشو خم کردن ..
پیچو خم های بدن،!!،،
شرط افاتی بود،!!،،
از بین رفت ...
زیر پای لحظه به لحظه،!!،،
خُرد گشت با چروک ها در بدن ...
با تواضع مینویسم،!!،،
این چنین دلخوش ما بوده و هست .. ...