گنجینهی کتاب
53 •
@ganjine_ketab_g
از همهی دوستان تقاضا دارم که عکس و آی دی صحیح داشته باشند
46
کودک گرسنه بود. شیر می خواست. اما مادر خودش هم گرسنه بود، شیر نبود و نوزاد گریه می کرد.دشمن نزدیک بود...با سگ ها....اگه سگ ها صدایی میشنیدن، هممون میمردیم. گروهمون حدود سی نفر بود...می فهمید؟ بالاخره تصمیم گرفتیم....هیچ کس جرئت نکرد دستور فرمانده رو منتقل کنه، اما مادر خودش قضیه رو حدس زد.
قنداق نوزاد رو تو آب فرو برد و مدت زیادی همون جا نگه داشت....نوزاد دیگه گریه نمی کرد...هیچ صدایی نمی اومد... ...
48
الان که هوا گرم هست ولی شیراز هم خوبه .نمیدونم تا حالا طرف جنوب امدید یا نه
بله اومدم ..بسیار زیبا و فریبنده بود
47
بسا اینکه متعجب هم میشید
46
تهران یکی از شهرهای قدیمی و تاریخی کشور ماست
49
ولی مسلما اینارو ندیدید
47
واقعا ارزششو داره
محسن
47
تهران که کسی نمیاد
48
فکر کردم انتالیا و ارمستان هست
خیلی جاهای دیدنی و عالی توی کشور خودمون داریم که هزار بار بهتر از آنتالیا و ارمنستانه
34
R. Fekri:
🌺
من برای امروزی که تو را ندارم ناراحت نیستم
ناراحتم برای چهل سالگی ام ،
آنجا که به بهانه ی یک شعر
یک آهنگ ،
به یادت میفتم
و به دخترم لبخند می زنم ،
من برای آن لبخند که درد دارد
ناراحتم..
#مریم_قهرمانلو
36
R. Fekri:
مادربزرگم، دوستت دارم را
روی دار قالی گره می زد...
مادرم، دوستت دارم را
رج به رج ، شال گردن میبافت...
من اما دوستت دارم را نقاشی میکِشم...
آخر می دانی ؛
باید آن یک نفر بلد باشد ،
دوستت دارم گفتن تو را
از روی ترنجها بخواند...
از شال گردن خاکستری که
قلبت را گرم میکند بشنود...
از تمام رنگهایی که به یاد او
تنِ بوم را در آغوش گرفته ، ببیند
وگرنه حرف زدن را که همه بلدند...
#علیرضا_اسفند ...
34
4_5911222974781850445.mp3
mp3
Iram Derici - @turkmuzic2018
33
متولد شصت ی ها وارد هر مرحله زندگی و جامعه که میشن با مشکل رو به رو میشن
طبق قوانین لطفا آقا محسن 👆👆
31
4_5905748764085190687.mp3
mp3
Hojat Ashrafzadeh - Bi Khabar Az To [Baritm.Com]
33
حجت اشرف زاده
بیخبر از تو
32
ما از نسلِ دلخوشی هایِ ساده ی نوشمکی ،
و گریه هایِ بی صدایِ یواشکی بودیم ...
نسلِ لِی لی و قایم باشک و هفت سنگ ...
دوره ی لاکچری هایی ؛
که نهایتا یک شکلات سکه ای ، دوغِ آبعلی یا انگشترِ آبپاش بود ...
نسلِ دفتر هایی که فانتزی نبود ،
و نوار کاسِت هایی ؛
که خودش را در اوجِ احساسمان ، جمع می کرد ...
نسلی که با یک تیله یا بادکنک شاد می شد ،
و يک آتاریِ دستی ؛
قله ی آرزوهایش بود ...
ما کم توقع ترین نسلِ ...
32
R. Fekri:
بعد از هیتلر همهٔ آلـمان درك
کردند که او چه بلایی بر سر
کشور و زیربناهای آن آورده
است. اما یك چیز نابود شدهٔ
اساسی بودکه هرکسی نمی
فهمید و آن؛ خیانت هـیتلر به
کـلمات بود. خـیلی از کـلمات
شـریف، دیگر «معنی» خود
را از دسـت داده بودند، پـوچ و مسخره شده بودند. عوض شده بودند، «آشغال» شده بودند. كلماتی مانند: آزادی، آگاهی، پیشرفت و «عدالت»...
"هاینریش بل"
34
من همیشه فکر می کنم برای یک زن استقلال مالی خیلی خیلی مهم است...
نه این که آدم مادی ای باشم که این را می گویم...
نه... واقعا نیستم...
ولی همیشه دیده ام که این زن ها قویترند... آسوده ترند.
زن باید دستش توی جیب و کارت و حساب خودش باشد...
اصلا شاید یک روز دلش خواست برای انگشتان چروک شده ی مادرش یک انگشتر طلا بخرد...
خواست برود داخل یک شال فروشی و وقتی نتوانست بین چهار تا شال با رنگ ها و طرح های ج ...
33
میخواستم ببوسمت ، ايمان نمی گذاشت
ترس از فرشته های نگهبان نمی گذاشت
می خواستم بغل کنمت تنگ و تنگ تر
اما لهیب شعله ی سوزان نمی گذاشت
باید خدا که عاقل و خوبست اینقَدَر
اعجاز توی طرز نگاهت نمی گذاشت
یا سیب گونه های تورا کال میکشید
یا در دهانم اینهمه دندان نمی گذاشت
مثل نمازهای قضایی شدم که تو
میخواستی بخوانی و ... شیطان نمی گذاشت
میخواستم ببوسم و میخواستی ،اگر
تردید توی دامن انسان نمیگذاشت. ...
33
جغرافیای بوسه ی من، کجایی؟
تا در سپیده های تو پهلو گیرم
عطر گل شب بو کجایی؟
دلم می خواهد
چنان بنوشمت که در استخوانم حل شوی
آسمان آب شده در تنگ بلورین من
موجی کف بر لبم
که به اشتیاق تو تا ساحل می دوم
و لب پر زنان به بستر خود می روم
بی آنکه تو را ببینم
روزی نو
آغازی نو
جغرافیای خانه ی من، کجایی؟
#شمس_لنگرودی
33
به همین سادگی آدم اسیر می شود و هیچ کاری هم نمی شود کرد . نباید هرگز به زنان و مردان عاشق خندید . همین جوری دو تا نگاه در هم گره می خورد و آدم دیگر نمی تواند در بدنِ خودش زندگی کند ، می خواهد پر بکشد .
📙سال بلوا - عباس معروفی
33
آدمها از ترس وحشی میشوند، از ترس به قدرت رو میآورند که چرخ آدمهای دیگر را از کار بیندازند و گرنه این همه زمین و زراعت و دام و پرنده و نان و آب هست، به قدر همه هم هست اما چرا به حق خودشان قانع نیستند؟ چرا کتاب نمیخوانند؟ چرا هیچچیز از تاریخ نمیدانند؟ چرا ما این همه در تیرهبختی تکرار میشویم؟ این همه جنگ این همه آدم برای چه چیزی کشته شدهاند که آن چیز حالا دستشان نیست و دست بچههاشانم نیست . ...
32
#معرفی_کتاب 📚
📓 سال بلوا
🖊 اثرِ : عباس معروفی
📎 خلاصه داستان : رمان سال بلوا داستان زنی به نام "نوشافرین" با کُلی ناکامی و بدبختی است.
کتاب به صورت اول شخص در ذهن “نوشافرین” اتفاق می افتد و شروعش به گونه ای است که مستقیما داخل داستان پرت می شویم و به مرور ذهنیت و کلیت داستان برایمان مشخص می شود.
کتاب حاوی خاطراتی است که در ذهن نوشافرین مرور می شود که گاهی در دنیای حالش بیدار می شود، ولی زود ب ...
33
4_532579015605716306.pdf
pdf
2,03 Мб
40
4_532580926866137727.mp3
mp3
Hojat Ashrafzadeh - Mah Dokht [BaRitm.Com]