گنجینهی کتاب
53 •
@ganjine_ketab_g
از همهی دوستان تقاضا دارم که عکس و آی دی صحیح داشته باشند
19
کتاب قانون توانگری نوشته کاترین پاندر و ترجمه گیتی خوشدل هم توصیه میکنم
20
دوستی هایتان را به عشق نرسانید !
به جایی که سلام دادنش ، سَر حالتان بیاورد و قربان صدقه های بی منظورش ، خاص شود برایتان...
به جایی که عقربه ها وقتی کنارش هستید ، برای گذشتن عجله داشته باشند و قهوه ها تلخ به نظرت نیایند...
دوستی هایتان را به جایی که یک روز حرف نزدن با او ، خُلقِتان را تنگ میکند و احوال پرسی نکردنش ، حالِ خوبتان را بَد میکند ، نرسانید!
دوست که بمانید ، لااقل کنارِ خودتان داریدش...
ق ...
nasi 66
19
عید
هر کس آن مهی باشد
که او قربان او است
19
-دلم تا برایت تنگ میشود؛
نه شعر میخوانم،
نه ترانه گوش میدهم،
نه حرفهایمان را تکرار میکنم
دلم تا برایت تنگ میشود؛
مینشینم
اسمت را
مینویسم
مینویسم
مینویسم
بعد میگویم:
این همه او
پس دلتنگی چرا؟!
دلم تا برایت تنگ می شود؛
میمِ مالکیت به آخرِ اسمت اضافه میکنم
و باز عاشقت میشوم...
#گروس_عبدالملكيان
20
زخم هایی که بر قلب داریم....
اگر چه جایشان هرگز خوب نخواهد شد
ولی به یادمان خواهد آورد
که ما هم
کسانی را دوست داشته ایم...
حقیقتِ تلخ آنجاست
که قلب همواره خواهد تپید
زخم بارها باز خواهد شد
و "دوست_داشتن"
چون عفونتی خوش خیم
تمام وجودمان را خواهد گرفت
شاید برای همین است که آدم های زخم خورده
همیشه لبخندی ملایم بر لب دارند ....
19
یک قانون نانوشته وجود دارد که میگوید
هروقت خبری از کسی نبود
بدان یا حوصله ات را ندارد
یا آدمی جدید پیدا کرده که
منفعت اش با او بیشتر است
و یا هنوز به مشکل برنخورده که سراغی ازتو بگیرد
البته زندگی خودش است
به خودش مربوط است اما
دل آدم که بازیچه نیست
دل آدم نازک است
به تار مویی بند است
به خدا زود میشکند
از اینجور آدم ها فاصله بگیرید
این هاآدم را نابود میکنند.
#محسن_دعاوی
20
نمیدونم ...نام نویسنده نداشت
19
R. Fekri:
🔻
من فکر میکنم خداوند قبل از خلقت زنها
دستهایش را با بهار نارنج شسته،
بعد تمام گلهای بهشت را بوییده،
نشسته خوش آبوهوا ترین نقطهی آسمان
و در حالی که دمنوش مهتاب و انجیر مینوشیده و به الزام وجود عشق و وجود یک نگهبان تمام وقت برای آن و به سفیر زیبایی تمام بهشت در زمین و نیاز تمام غنچههای روییده و نروئیده و آدمهای به دنیا آمده و نیامده به معجزهای بهنام مادر خواهر دختر،فکر میکر ...
18
ای آنکه دوست دارمت، اما ندارمت
بر سینه می فشارمت، اما ندارمت
ای آسمان من که سراسر ستاره ای
تا صبح می شمارمت، اما ندارمت
در عالم خیال خودم چون چراغ اشک
بر دیده می گذارمت، اما ندارمت
می خواهم ای درخت بهشتی ، درخت جان
در باغ دل بکارمت، اما ندارمت
می خواهم ای شکوفه ترین مثل چتر گل
بر سر نگاه دارمت، اما ندارمت
19
به خاطر خودت میگویم
که سردت نشود
که دلت نلرزد
که ترس برت ندارد
که دستت خالی نماند
به خاطر خودت میگویم دوستم داشته باش
که در سالن انتظار بلیط سینما را صدبار نخوانی که سرت را گرم کرده باشی
که در اتوبوس راحت بخوابی و نترسی ایستگاه را جا بمانی
که اس ام اس ساده رسیدم، بخواب، دلت را خوش کند
که در مهمانی کسی ناگهان پشت گردنت را ببوسد
که بتوانی راحت شعر سیدعلی صالحی را کنار دفترت بنویسی
که ترست بریزد و ...
19
امین بانی
آهنگ:نشد
20
موضوع `` عادت میکنیم `` چیه؟؟
📚 رمان عادت می کنیم 👈نوشته زویا پیرزاد
✅ درباره کتاب
رمان جالب عادت میکنیم یک رمان ایرانی از نویسنده توانا زویا پیرزاد می باشد که در واقع توصیفات جالبی می باشد که هر روز در زندگی خود با ان ها برخورد میکنیم و خواندن ان برای هر فردی پیشنهاد میشود
18
کتابهایی که معرفی میشن عالی هستن اگر علاقمند به مطالعه هستید حتما تهیه کنید و از خوندن یه کتاب خوب لذت ببرید .👍👍👍🌺🌺🌺
18
دوستان کتابهای بالا بصورت pdf موجود هست .اگر خواستید براتون میفرستم 👆
nasi 66
18
در این زمانهٔ بیهایوهویِ لالپرست
خوشا به حال کلاغانِ قیلوقالپرست
چگونه شرح دهم لحظهٔلحظهٔ خود را
برای اینهمه ناباورِ خیالپرست
به شبنشینیِ خرچنگهای مردابی
چگونه رقص کند ماهیِ زلالپرست
رسیدهها چه غریب و نچیده میافتند
به پای هرزهعلفهای باغِ کالپرست
رسیدهام به کمالی که جز اناالحق نیست
کمالِ دار ...
🍀🍀🍀🍀
19
خرچنگهای مردابی
حبیب
19
در این زمانهٔ بیهایوهویِ لالپرست
خوشا به حال کلاغانِ قیلوقالپرست
چگونه شرح دهم لحظهٔلحظهٔ خود را
برای اینهمه ناباورِ خیالپرست
به شبنشینیِ خرچنگهای مردابی
چگونه رقص کند ماهیِ زلالپرست
رسیدهها چه غریب و نچیده میافتند
به پای هرزهعلفهای باغِ کالپرست
رسیدهام به کمالی که جز اناالحق نیست
کمالِ دار برای منِ کمالپرست
هنوز زندهام و زنده بودنم خاری است
به چشمتنگیِ نامردمِ زوالپرست ...
19
مردم شهرم همیشه عجول بوده اند
همیشه همهی کارهایشان را با عجله انجام داده اند،
چای را داغ سر کشیدند،
پشت ترافیک بوق را یکسره می فشردند،
شب را با استرس خوابیدند و صبح را با عجله سمت کار دویدند
در پیاده رو به هم خوردند و بَد و بیراه گفتند...
برای آشنایی با جنس مخالفشان از ده سالگی آبدیده شدند،
...آنقدر عجله کردند که وقتی رسیدند ، نفسی برایشان نمانده بود...
مردم شهرم همیشه عجول بودند،
باور ک ...
محسن
18
مطــــربا
بهر خدا زخــمه مسـتانه بزن
تا ز زخمه خوش تو ساخته چون
چنگ شویم
#مولانای_جان
19
تو باشی، قهوه ای باشد کنارش فال هم باشد
و در فنجان تلخم ذرّه ای اقبال هم باشد
چه می خواهد مگر دیوانه ای مثل من از دنیا؟
در اوج قلّه ای باشد به پشتش بال هم باشد
من از خاطر نخواهم برد رنگ چشمهایت را
عسل فاسد نخواهد شد اگر صد سال هم باشد
تمنای کمک در عشق آسان نیست، این یعنی
کسی حین سقوط از پرتگاهی لال هم باشد
نگو با خنده ترکم کن که لبخندت شگون دارد
توقّع داری آدم در عزا خوشحال هم باشد؟!
#سعید_صا ...
20
دوستان کتابهای بالا بصورت pdf موجود هست .اگر خواستید براتون میفرستم 👆
18
R. Fekri:
نشسته ام به تماشای چشم چون پری ات
که سهم من بشود یک نگاه سرسری ات
که سهم من بشود سرزمین موهایت
اگر اجازه دهد مرزهای روسری ات
زمان عرضه ی لبخندها حواست نیست
که کشته می دهد این خنده های دلبری ات
نگاه کن که دوباره به خود بگویم کاش
که این نگاه نباشد نگاه آخری ات
مگر چه کرده دلِ بی گناه من خانم !
که دل نمی کنی از شیوه ی ستمگری ات
چه قدر مثل تو باشم، تو هم کمی من باش
که در معامله ثابت شو ...