عَمیر
47
من دمبل خریدم دارم دستامو سفت میکنم فعلا
41
بهم میگفت امیر ی جا دیدی خیلی زیادن دشمنات ننت گاییدس
منو سجاد انقد دعوا کردیم به خدا ۲ تا بودیم ولی میزدیما
42
من و علی علوی و امین ی بار دیدیمش امین گفت بزنیم گفتم باشه تو میثم بودیم امین رف پایین سلام کرد لاشی ...
منم اون روز گفتم دنبالشم امین گف بچه خوبیه نزنش
عَمیر
43
من و علی علوی و امین ی بار دیدیمش امین گفت بزنیم
گفتم باشه
تو میثم بودیم
امین رف پایین سلام کرد لاشی
43
بعد سجاد اومد قشنگ یادش داد
42
به قران من ۳ ۴ جا دعوا بردمش با خودم یکم یاد گرفت
44
امین خیلی دول بود زارتان
عَمیر
48
کیرم تو کص ننش
عَمیر
42
گو میخوره رلت و پیدا کردیم اومدیم بزنیم کونده میره سلام میکنه
عَمیر
43
امین ی مدت دنبال رل این میگش میگفت بگیریم بزنیمش سر چی بود ؟
43
چی چی عصاب منو خورد کرد
عَمیر
43
هوی معین
38
من میخاسم سمارو بندازم تو گونی عسل نزاش
عَمیر
38
کیری بوده دماغش بش میگم تو کتش نمیره