داستانکده آزادی سکسکده داستان شهوانی

575
Public channel
Open in app
داستانکده آزادی سکسکده داستان شهوانی
8745
کردمو سوراخ ک ونشو لیس میزدم دیگه تو حال هوای خودم نبودم گفتم سگی بشین نمیفهمید که متوجهش کردم چجوریه و بازم کونشو میخوردم از بس که سفید بود سیر نمیشدم با دستمم ک سشو میمالوندم سر ک یرمو گرفتم گذاشتم دم کونش فشار دادم تا سرش رفت تو خودشو انداخت جلو دوباره در اومد گفت ک خیلی دردم اومدو... دوباره راضیش کردم سگ:ی نشست و کم کم انگشت کردمو گشادترش کردم دوباره کیرم یواش کردم توش تا سرش رفت اهو اووه میکر ...
داستانکده آزادی سکسکده داستان شهوانی
5381
دمر بخواب پس دمر خوابیدو کونشو باز
داستانکده آزادی سکسکده داستان شهوانی
5842
تو روستا با دختر عموی سفیدم تانیا سلام دوستان خسته نباشید نمیدونم از کجا شروع کنمو چطور بگم ولی خب میگم اسمم امید هست الان نوزده سالمه خوشتیپمو قد بلند ک یرمم ١۵ سانته این جریان برمیگرده به دو سه سال پیش که تابستان بود یه دختر عمو دارم اسمش تانیا قدش تقریبا ١٧۵ و وزنش بنظرم شصت میشه و سفید سفید خیلی هم خوشگل واقعا هر چی بگم کم گفتم دو سال ازم بزرگتره خونمون دیوار به دیوار همه میرم سر اصل مطلب ما ...
داستانکده آزادی سکسکده داستان شهوانی
4702
ن و گوشيامونو گذاشت تو جيبش.. بعد باز قيافش جدي شد گفت چه قد جونتونو دوس دا رين بعد من بي اختيار زدم زير گريه يكي خوابوند زير گوشم بعد بغلم كرد گفت جنده جيك بزني دادمت او مردايه بيرون تيكه پارت كنن بعد موهامو گرفت پرتم كرد روي تشك بعد به صدف گفت لخت شو.. منم لخت كرد اشكان افتاده بود رو صدف و داشت كيرشو ميكرد تو از جلو تو صدف كه صدف گفت به قران دخترم از جلو نكن توروخدا بعد سروش اومد دستشو فشار داد ...
داستانکده آزادی سکسکده داستان شهوانی
3927
سلام به همه ي دوستان. من اولين باره كه اينجا خاطره مينويسم اونم به پيشنهاد يكي از دوستان واسه اين كه تو خودم نريزم.. اسم من نسيم و اسم دوست صميميم صدف هستش (اسم ها مستعارن). من يه دختره ١٧ ساله خوشگل با قيافه معصوم.. دوستم صدف هم ١٨ سالشه.. داستان از اونجايي شروع شد كه ما شباي ماه رمضان مثل خيلي از دختر پسرا تا صحر بيرون بوديم و دور دور همه چي خوب بود.. تا اينكه يه شب ما تو دور دور شماره گرفتيم ...
داستانکده آزادی سکسکده داستان شهوانی
3579
فت: حالا نوبت ك سته كه مثل كونت پاره بشه جنده... آخ نمي‌دوني د يدن پاره شدن ك ونت كه الانم داره از كناره‌هاش خون مياد چه كيفي داره... خب جنده خانوم حالا ك ستو آماده كن.. تا اومدم چيزي بگم ك يرشو با يك ضربه فرستاد تا ته ك سم كه احساس كردم واقعاً جر خوردم از شدت درد داشتم مي‌مردم. اونهايي كه همزمان از ك س و ك ون دادن مي‌دونن چقدر درد وحشتناكي داره كه دوتا كير كلفت همزمان تا ته توي كس و كون بمونند. ...
داستانکده آزادی سکسکده داستان شهوانی
2532
متوجه شدم يك ك ير مصنوعي حتي بزرگتر از ك ير خودشو تو ك ونم فرو كرده و بعد هم گ
داستانکده آزادی سکسکده داستان شهوانی
3299
اولین قرار کاری تا ساعتي پيش هنوز از يك سك س جانانه با فؤاد بيحال بودم و حالا كه مشغول رسيدگي به بعضي كارهايم و نيز چك كردن ايميلهايم هستم بد نديدم از چگونگي روابطم با فؤاد بگويم. 4 سال پيش به پيشنهاد و اصرار وكيل و مشاور مالي‌ام خودم شخصاً مديريت شركت بازرگاني به ارث مانده از پدرم را به عهده گرفتم و بديهي بود كه بيشتر روابط تجاري ما در صادرات كشورهاي حوزه خليج فارس و در رآس آن‌ها كويت و امارات ب ...
داستانکده آزادی سکسکده داستان شهوانی
3133
.دیگه طاقت نداشتم وقتی رفتم پایین دیدم رنگ شورت آبیش اینقدر خیس شده به صورمه ای میزنه از روی شورت شروع کردم لیسیدن بعداز چند بار لیسیدن با تموم قوا شورتشو در آوردم. باورم نمیشد انگار خواب بودم..کس سفیدش کمی قرمز شده بود سرمو بردم بین پاهاش که شروع کرد به آه و ناله های بلند و اسممو صدا میزد و میگفت بخورش جووونی گفتمو سرمو بردم بین پاهاش بوسه ای به اطراف کسش زدم و بعدم شروع کردم به لیسیدن. از پایین ...
داستانکده آزادی سکسکده داستان شهوانی
3016
سلام من میلاد هستم الان که داستان رو مینویسم ۲۴ سالمه و دختری که دوسش دارم ۲۰ سالشه و اسمش نگاره....این داستان مربوط میشه دوهفته قبل ...من نگار سه ساله که باهم دوستیم، و من خیلی دوستش دارم و میدونم ک اون هم همینطوره .. یه روز وقتی خونمون خالی شده بود(پدر و مادرم برای دیدن خاله مریضم به شهر دیگه رفته بودن) برای اولین بار دلم میخواست سکس با دختری که دوسش داشتم رو تجربه کنم. وقتی بهش گفتم که بیاد خو ...
داستانکده آزادی سکسکده داستان شهوانی
2872
ائين چند تا ميك زد و آب.م ريخت تو دهنش همش رو خورد بعد بلند شد رفت دهنش رو شست و اومد پاشو بريم تو اتاق خواب اونجا ازش چند تا ل.ب گرفتم و لخ.تش كردم شروع كردم به خوردن گردنش اومدم پائين رسيدم به پ.ستوناش اونا رو هم خوردم رفتم سراغ ك.سش ديدم خيس خيس شروع كردم به ل.يس زدن ك.يرمم دوباره سفت شده بود يه كم كه ك.سش رو خوردم گفت بسه حالا بيا كيرت رو بكن تو ك.سم منم خوابندمش رو تخت و ك.يرم رو گذاشتم جلو ك ...
داستانکده آزادی سکسکده داستان شهوانی
2242
داره آب.م مياد سرش رو كشيدم بالا فهميد س.رش رو برد پ
داستانکده آزادی سکسکده داستان شهوانی
2775
زن عمو سهیلا 9 سال ago يه زن عمو دارم به اسم سهيلا كه خيلي خوشگله سفيد با چشم آبي و قد و هيكل مناسب اين عموم و زنش حدود 18 سال از باباي من كوچيكتره من از بچگي تو كفش بودم يادمه يه بار بچه بودم شب خونه عموم اينا بوديم اونام تازه ازدواج كرده بودن شب موقع خواب از اتاق كه اومدم بيرون بروم دستشوئي سهيلا رو ديدم كه با لباس خواب داشت از تو آشپخونه با شيشه آب مي رفت تو اتاق خوابشون كه من تو اون بچگي آرز ...
داستانکده آزادی سکسکده داستان شهوانی
2744
ﺩﺧﺘﺮ_ﺩﺍﯾﯽ ﺳﻼﻡ ﺍﺳﻢ ﻣﻦ ﻋﻠﯽ ﻫﺴﺖ . 17 ﺳﺎﻟﻪ ﺍﺯ ﺭﺷﺖ . ﺍﻻﻥ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺳـ،ـﮑـ،ـﺴﻢ ﺑﺎ ﺩﺧﺘﺮ ﺩﺍﯾﯿﻢ ﺑﻨﻮﯾﺴﻢ . ﺍﺳﻢ ﺩﺧﺘﺮﺩﺍﯾﯽ ﻣﻦ ﺷﺒﻨﻢ ﻫﺴﺖ ﻭ ﺍﻫﻞ ﺗﻬﺮﺍﻧﻪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻋﺮﻭﺳﯽ ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺯ ﺩﺧﺘﺮ ﺩﺍﯾﯿﺎﻡ ﺏ ﺷﻬﺮ ﻣﻦ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻣﻦ ﯾﺎﺩﻡ ﺭﻓﺖ ﺑﮕﻢ ﮐﻪ ﺍﻫﻠﻪ ﺭﺷﺘﻢ . ﻣﻦ ﺍﺯ ﺳﻦ 8 9 ﺳﺎﻟﮕﯽ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﮐـ،ـﻮﺱ ﻭ ﮐـ،ـﻮﻥ ﻭ ﮐـ،ـﯿﺮ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﮐﺎﻓﯽ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻭ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﻣﻮﻗﻊ ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺳﺮﮔﺮﻣﯽ ﻫﻢ ﺷﺪﻩ ﺑﻪ ﺑﻬﻮﻧﻪ ﺩﮐﺘﺮ ﺑﺎﺯﯼ ﺑﺎ ﻫﻢ ﯼ ﺣﺎﻟﯽ ﻣﯿﮑﺮﺩﯾﻢ ﻭﻗﺘﯽ ﺷﺒﻨﻢ ﺑﭽﻪ ﺑﻮﺩ ﻣ ...
داستانکده آزادی سکسکده داستان شهوانی
2581
ﺯﻧﻢ_ﺯﺭﯼ ﻭﻗﺘﯽ ﺟﻮﻥ ﺑﻮﺩﻡ ﺗﻮ ﻓﺎﻣﯿﻞ ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﻋﻤﻮ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﮐﻪ ﺣﺪﻭﺩ 17 ﺳﺎﻟﺶ ﺑﻮﺩ ﺍﯾﻦ ﺩﺧﺘﺮ ﺍﻧﻘﺪﺭ ﺧﻮﺷﮕﻞ ﻭ ﺳﻔﯿﺪ ﺧﻮﺵ ﻫﯿﮑﻞ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻗﯿﺎﻓﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺷﻬﻮﺗﯽ ﺩﺍﺷﺖ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻗﯿﺎﻓﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺗﺎ ﺍﺯ ﭘﯿﺮﻭ ﺟﻮﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎﻟﻮﻧﺪﻥ ﻭ ﮐﺮﺩﻧﺶ ﺑﻪ ﺧﻮﻧﻪ ﺍﻭﻧﺎ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺁﻣﺪ ﮐﻨﻦ . ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﺑﻪ ﺧﻮﻧﻪ ﻋﻤﻮ ﺳﺮ ﺑﺰﻧﻢ ﺩﯾﺪﻡ ﺩﺭ ﺣﯿﺎﻁ ﺑﺎﺯﻩ ﺩﺭ ﺯﺩﻡ ﮐﺴﯽ ﺟﻮﺍﺏ ﻧﺪﺍﺩ ﺭﻓﺘﻢ ﺗﻮ ﺍﺯ ﺗﻮﯼ ﺍﺗﺎﻕ ﺻﺪﺍﯼ ﺍﻩ ﻧﺎﻟﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﻋﻤﻮ ﺭﻭ ﺷﻨﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﻔﺖ ﻭﺍﯼ ﺑﮑﻦ ﮐﯿﺮ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺎ ﺧﺎﻟﻪ ﺧﻮﺷﻢ ﻣﯿﺎﺩ ﺗﺎ ...
داستانکده آزادی سکسکده داستان شهوانی
2260
دختر عالی بود- بگذریم طولانی شد داستان الان فش میدین باز به ما --- گذشت هفته ب @dastan_azadi1 😈 @d
داستانکده آزادی سکسکده داستان شهوانی
3315
بعد_عروسی_تو_ماشین بعد از عروسی خواهر داماد که همسایه قدیمی ما بودن اومد خونمون.داداشش که داماد باشه دوستم بود.خونواده راحتی بودن کلا.از من بزرگتر بود 2 سال.از بچگی دوست داشتم بکنمش.دوست خواهرم بود.لاغر بود با برجستگیهای منحصر به فرد.خیلی داستان داشتم تا مخش زدم.خیلی با سیاست و ک‍ ‍س لیسی.فارسی نوشتن واسم سخته.واسه همین تعریف نمیکنم.بعد زدن مخش چندین بار کردمش.پرده داشت.ک‍ ‍ونش خیلی تنگ بود.معلو ...
داستانکده آزادی سکسکده داستان شهوانی
3019
ه رفتم دکتر و واسم آزمایش نوشت یهو متوجه شدم که باردارم اصلا نمیتون ستم باور کنم چطور ممکنه!!! باورش واسم سخت بود دکتر زنان رفتم و اونم تایید کرد و گفت از این موارد پیش میاد و الان باید مواظب بچه باشی نمیتونستم به کسی بگم از مصطفی هم پنهون کردم تا اینکه تصمیم گرفتم بخاطر اینکه آبروریزی نشه بچه رو سقط کنم تصمیممو گرفتم و مخفیانه بچه رو انداختم اما دیگه امید داشتم که میتونم بچه دار بشم بعد از یکسال ...
داستانکده آزادی سکسکده داستان شهوانی
2986
خانوم_متاهل_با_بچه اش سلام تازه ماشینمو عوض کرده بودم صب ساعت ده از خونه اومدم بیرون که برم نمایندگی سر راه که داشتم میرفتم یه خانم با دختره یک سالو نیمه اش که رفته بود خرید از وسایلای دستش مشخص بود رو دیدم جلو پاش وایسادم گفتم مستقیم میرم سوار شد عقب منم از آینه نگاهش میگردم نگامیکرد ولی نگاهشو برمیگردوند یه خیابون که رفتم جلو تر رسیدم به نمایندگی بهش گفتم من تا اینجا کاردارم جلوتر نمیرم گفت اخه ...
داستانکده آزادی سکسکده داستان شهوانی
2989
دوست_پسرم سلام . من بهار هستم اولین سک.سم برمیگرده ببه حدود یه سال بیش که با دوست بسرم محسن اشنا شدم خیلی بسر باحالی بود منم خیلی دوسش داشتم حدود دو ماه که از اشناییمون میگذشت یه روز محسن بهم گفت فردا مامان بابام میرن مشهد مسافرت میتونی فردا بیای خونمون با هم باشیم منم از اونجایی که خیلی قبولش داشتم قبول کردم فردای اون روز بعدازظهر اومد دنبالم که بریم خونشون راستش تا اون روز اصلا باهم خلوت نکرده ...
داستانکده آزادی سکسکده داستان شهوانی
2763
یلی حرفه ای این کارو میکرد چوچولمو لیس میزد و میمکید و از فشار شهوت بدنم میلرزید جیغم دراومده بود که کیر میخوام کیر میخوام از رو میزم یه ماژیک ورداشت و کرد تو کسم و چوچولمو میخورد آبم دراومده بود یهو پا شد و کیرشو درآورد نشست رو دهنم و کیرشو تا دسته کرد تو دهنم و تلمبه میزد عق میزدم درش میاورد بعد دوباره میکرد تو دهنم منم هی میگفتم جووووون کیــــــــــر گفت کیر کیر میکنی ماده سگ الان با کیرم خفت م ...
داستانکده آزادی سکسکده داستان شهوانی
2426
میزنی اما کیرمو دست تو جنده نمیدم یه کاری میکنم واسه کیر بمیری بدبخت و اومد و شروع کرد به خوردن کسم خ
داستانکده آزادی سکسکده داستان شهوانی
3291
بعد چند سال 1395/12/30 آنال سکس خشن سلام اسمم ثناست اصلا دلم نمیخواد مثل بقیه بگم الم و بلم داستانی که میخوام تعریف کنم واقعیه و نمیخوام با کس شر و خالی بندی خرابش کنم یه دختر کاملا معمولی با یه اندام معمولیم نه کون گنده ام نه ممه ام هشتاد و پنجه نه چشمام رنگیه.من از بچگی خیلی حشری بودم وقتی ۴ـ۵سالم بود با پسر همسایمون که اسمش دانیال بود تو کوچه بازی میکردم شورتمونو درمیاوردیم و به همدیگه دست می ...
داستانکده آزادی سکسکده داستان شهوانی
2812
سکس من ومامان تپلم سلام دوستان .اسم من امین ،اسم مامانم حوریه هستش،مامانم درسن پانزده سالگی با پدرم که اونموقع بیست وهشت سالش بود در یکی از شهرهای شمالی ایران ازدواج کرد یعنی سیزده سال فاصله سنی،خب اونموقع بابام جونتر بود ومیتونست خارش کوس مامانمو ازبین ببره ولی الان مادرم حدود ۴۵سال و بابامم ۵۸سال سن داره،بابام بازنشسته شده و کار کشاورزی میکنه دیگه طاقت کوس کردن نداره و فقط موقع سکس بامامانم ...
داستانکده آزادی سکسکده داستان شهوانی
2943
ﺗﻮ ﮐﻮﻧﻢ ﺟﻠﻮ ﻋﻘﺐ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﺩﯾﺪﻡ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺭﻭﺵ ﺭﻭ ﻃﺮﻑ ﻣﻦ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﻭ ﭼﺴﺒﻮﻧﺪ ﺑﻪ ﻣﻦ . ‏( ﻣﻦ ﻫﻢ ﺳﺮﯾﻊ ﺩﺳﺘﻢ ﺭﻭ ﺑﺎ ﺣﺮﮐﺖ ﺍﻭﻟﺶ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻢ . ‏) ﺷﮑﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﯿﺮ ﺑﺰﮒ ﻭ ﺩﺍﻏﺶ ﺭﻭ ﺭﻭﯼ ﮐﻮﻧﻢ ﺣﺲ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ ﺑﺪﻭﻥ ﺷﺮﺕ . ﺧﻮﺩﻡ ﺭﻭ ﺯﺩﻡ ﺑﻪ ﺧﻮﺏ ﻭ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﻋﮑﺲ ﺍﻟﻌﻤﻠﺶ ﺷﺪﻡ ﻭﻟﯽ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﭼﻨﺪ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺧﻮﺍﺑﻪ ﻭ ﺍﺯ ﺷﺪﺕ ﮔﺮﻣﺎ ﺷﺮﺗﺶ ﺭﻭ ﺩﺭ ﺍﻭﺭﺩﻩ ﺍﺳﺖ . ﺣﺎﻻ ﮐﯿﺮ ﮔﻨﺪﺵ ﺭﻭﯼ ﮐﻮﻧﻢ ﺑﻮﺩ ﻭﻟﯽ ﺟﺮﻋﺖ ﻧﻤﯿﮑﺮﺩﻡ ﺗﮑﻮﻥ ﺑﺨﻮﺭﻡ . ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﯾﮏ ﺗﮑﻮﻥ ﺧﻮﺭﺩﻡ ﻭ ﺍﺯ ﮐﯿﺮﺵ ﮐ ...
داستانکده آزادی سکسکده داستان شهوانی
2782
ﺍﺳﻢ ﻣﺴﺘﻌﺎﺭ ﻣﻦ ﺳﺎﺭﺍ ﻫﺴﺖ ﻭ ﺩﺍﺳﺘﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﻨﻢ ﮐﺎﻣﻼ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻫﯿﭻ ﺧﺎﻟﯽ ﺑﻨﺪﯼ ﻭ ﺗﺨﯿﻠﯽ ﺩﺭﺵ ﻧﯿﺴﺖ . ﻣﻦ 23 ﺳﺎﻟﻤﻪ ﻭ ﺗﺎﺯﻩ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﺰﺩﻡ . ﺑﻌﻠﺖ ﺯﻭﺩ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﺎﺑﺎ ﻭ ﺑﭽﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﺑﻮﺩﻥ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺑﯿﻦ ﻣﻦ ﻭ ﭘﺪﺭ ﻧﯿﺴﺖ . ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺧﯿﻠﯽ ﻣﺮﺩ ﺟﺬﺍﺏ ﻭ ﺧﻮﺷﮑﻞ ﻭ ﺧﻮﺷﺘﯿﭙﯽ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻣﻌﻤﻮﻻ ﻧﻈﺮ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﺯﻧﻬﺎ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﺟﻠﺐ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻭ ﯾﮑﻢ ﻫﻢ ﺳﺮﻭ ﮔﻮﺷﺶ ﻣﯿﺠﻨﺒﻪ . 19 ﺳﺎﻟﻢ ﮐﻪ ﺑﻮﺩ ﺗﺎﺯﻩ ﺑﺎ ﯾﮏ ﭘﺴﺮﯼ ﺩﻭﺳﺖ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﯾﮏ ﮐﭽﻮﻟﻮ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺳﮑﺲ ﻫ ...
داستانکده آزادی سکسکده داستان شهوانی
2926
شتم رو کردم تو کس اش . که یه نفس عمیق کشید و بیحال شد... گفتم مرجان تاصبح می خوام بکنمت.. .. دقیقا یادمه تا تا ساعت 4 صبح که بیدار بودیم ..سه بار دیگه کردمش با پوزیشن های مختلف که بار آخر دیگه آبم نیومد..هی فیلم سوپر میذاشتیم و تقلید می کردیم..... بعدش تو بغل هم خوابیدم تا 12 ظهر... دوباره بجای صبحانه بازم سکس کردیم تو حالات مختلف... نهار هم رفتم پایین درست کردم.. بعد از نهار هم تا شب دو بار دیگه ...
داستانکده آزادی سکسکده داستان شهوانی
2416
داشت چوچوله اش رو می مالید.. منم کمکش می کردم و انگ
داستانکده آزادی سکسکده داستان شهوانی
3061
بردن_دختر_به_خابگاه_پسرونه من سهیل ام.. دیگه تقریبا همدیگه رو می شناسیم.. حوالی سال82 بود که دانشجوی کامپیوتر دانشگاه صنایع و معادن بیرجند بودم و سه تا خوابگاه پسرانه دو طبقه با فاصله از هم در انتهای محوطه دانشگاه بود. خوابگاه ها هم چون خلوت بود و تازه ساز بجای تخت طبقه ای تخت چوبی یکنفره داشت و نهایت دو یا سه نفر تو یه اتاق بودن و از شانس من اتاق دو نفره به من افتاده بود که با حسین بودم ولی ا ...
داستانکده آزادی سکسکده داستان شهوانی
2979
م نزدیک بنگاه گفت بیا سر کوچه دوم من هم رفتم وقتی اومد نشناختمش عینک دودی زده بود با مانتو کرم اومد در جلو رو باز کرد نشست چند ثانیه مکث کردم و نگاهش کردم زیبایی خاصی داشت گفت اوی کجایی گفتم اونقدر خوشگلی که باورم نمیشه یک روز همچین دوستی داشته باشم خندید گفت اختیار داری تو هم خوشتیپو خوشگلی گفتم تو یک چیز دیگه هستی راه افتادم به سمت خونه سر کوچه پیادش کردم گفتم من میرم تو اون خونه درو باز میزارم ...
داستانکده آزادی سکسکده داستان شهوانی
2401
رفتم خونه نهار خوردم و منتظر پیام مینا بودم که ساعت نزدیک 3 بود که اس داد کجایی من هم گفت
داستانکده آزادی سکسکده داستان شهوانی
2881
🌷سکس با مشتری بنگاه مینا جون🌷 سلام دوستان رامین هستم 35 ساله از مشهد دفتر املاک دارم یک روز صبح ساعت 10بود که یک خانم چادری خوشکل اومد سلام کرد گفت ببخشید اقا خونه برا اجاره میخام من هم دو سه مورد که به پولش بخوره بهش گفتم گفت میشه دید گفتم چرا که نه بهش گفتم بریم ببینیم سوار ماشین شدیم رفتیم مورد اول و سوم رو پسند نکرد ولی از دومی خوشش اومد بعد به اتفاق هم اومدیم بنگاه گفت من برم بعدظهر شوهرم ...
داستانکده آزادی سکسکده داستان شهوانی
2903
مریم و مینا 1396/7/28 سلام ،این صرفا ی داستانه تخیلیه،خاطره نیست،جقیای عزیزجقتونوبزنید،من امیرم ۳۸ سالمه ،یه مغازه لوازم آرایشی دارم ،یه کارگر دارم اسمش مریمه،۴۴سالشه،یه پسرسرباز داره،این مریم خانم یه گوشت تمام عیاره،خوشگل و خوش اندام وخوش صحبت و.....از روز اول که اومد اینجا تو نخش بودم بکنمش ی چندروز بعد از اومدنش سروکله خواهرش پیداشد،اومده بود به مریم سربزنه،اونم ی خانم قشنگه چادری و خوش قدوبا ...
داستانکده آزادی سکسکده داستان شهوانی
2660
روز بهش گفتم كه فرحناز نمیدونی چه غمی تو دلم نشسته؟ پرسید چرا؟ گفتم اگه یه روز تو حامله بشی من بدون تو میمیرم. جواب داد كه نگران نباش شوهرم بخاطر مسائل شغلیش و بخاطر اینكه تو شهر خودمون نیستیم گفته تا وقتی به شهر خودمون برنگشتیم بچه نمیخوام. این حرفو كه زد انگار تمام شادی دنیا رو بهم داده بود نمیدنید از ذوقم چطوری بوسش میكردم. مدتها بود كه دلم میخواست به فرحناز بگم وقتی رو دهنم نشسته تو دهنم بگوزه ...
داستانکده آزادی سکسکده داستان شهوانی
2302
شوهرش چندین دوست پسر دیگه هم داشته. منم به
داستانکده آزادی سکسکده داستان شهوانی
2832
فرحناز چند وقتی بود كه یه همسایه جدید كه یه زن و شوهر جوون بودند اومده بودند تو ساختمنو ما ( طبقه بالای واحد ما ) زنه یه تیپ خاصی داشت شاید بشه گفت كمی بور با پوستی سفید باریك اندام و تقریباً شیك پوش. غالباً مانتو و شلوار چسبون یا به اصطلاح استرچ می پوشید و این قشنگی اندامشو بیشتر نشون میداد مخصوصاً دور كونشو كه با یه نگاه میتونستی بفهمی كه طرف شكم بزرگی نداره و سایز دور كونش از دور كمرش بیشتره. ...
داستانکده آزادی سکسکده داستان شهوانی
3102
ﺳﻼﻡ . ﺍﺭﺵ ﻫﺴﺘﻢ 31 ﺳﺎﻟﻪ ﺍﺯ ﺷﯿﺮﺍﺯ، ﺍﺳﻢ ﺧﺎﻧﻤﻢ ﻣﮋﮔﺎﻥ ﻫﺴﺖ . ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺷﻐﻠﻢ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ ...... ﯾﻪ ﺧﻮﺍﻫﺮﺧﺎﻧﻢ ﺧﻮﺷﮑﻞ ﻭ ﺧﻮﺵ ﺍﻧﺪﺍﻡ ﺑﻪ ﺍﺳﻢ ﻣﻬﺴﺎ ﺩﺍﺭﻡ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺗﻮ ﮐﻒ ﮐﻮﻧﺶ ﺑﻮﺩﻡ ﻭﻟﯽ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺑﺮﻭﻡ ﺳﺮﺍﻏﺶ ﻧﻤﯽ ﺭﻓﺘﻢ ... ﺳﺎﻝ 94 ﻣﻬﺴﺎ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﮐﺎﺷﺎﻥ ﺭﺷﺘﻪ ﺣﺴﺎﺑﺪﺍﺭﯼ ﻗﺒﻮﻝ ﺷﺪ ﺑﻪ ﺧﻮﻧﻮﺍﺩﺵ ﺯﯾﺎﺩ ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻣﺨﺼﻮﺻﺎ ﺑﻪ ﻣﮋﮔﺎﻥ،ﻃﺎﻗﺖ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻭ ﺩﻭﺭﯼ ﺍﺯ ﺍﻭﻧﺎ ﺭﻭ ﻧﺪﺍﺷﺖ ﺑﻪ ﺍﮐﺜﺮﺍ ﺁﺧﺮ ﻫﻔﺘﻪ ﻫﺎ ﺍﺯ ﮐﺎﺷﺎﻥ ﻣﯿﻮﻣﺪ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﺧﻮﻧﻪ ﻣﺎ ..... ﻣﻨﻢ ﺣﺴﺎﺑﯽ ﮐﻮﻧﺶ ...
داستانکده آزادی سکسکده داستان شهوانی
1767
چی میشه رد بشی از کوچمون ببرم بکنمت رو پشت بوم ای ابرو کمون
داستانکده آزادی سکسکده داستان شهوانی
2600
بچه های شرط زن فوتبال ۱۰۰ وین میشه تو کانال عضو بشتن
داستانکده آزادی سکسکده داستان شهوانی
1802
چطوری_بکارتم_پاره_شد تازه با کسی که عاشقش بودم و هستم کات کرده بودم خیلی تنها بودم یه دفعه یاد یکی از دوست ‍پسرای قبلیم افتادم گفتم یه زنگ بزنم باهاش قرار بزارم یکم ازین حال و هوا در بیام.حدود 1هفته باهاش حرف زدم و قرار گذاشتیم بریم بیرون و رفتیم کافه یه چی خوردیم و حرف زدیم چند وقت بعدش بهم گفت بریم ویلای من هم غذا بخوریم هم قلیون بکشیم و حال و هوات عوض شه...گفتم باشه...فرداش اومد دنبالم رفتیم ...
داستانکده آزادی سکسکده داستان شهوانی
1766
کس_برفی_زنداداش من 26 سالمه دو سالی میشه عروسی کردم. زن برادر خانمم اسمش سیمینه یک زنه کاملا هات و خوشکل. از همون اول یه جورایی چشمم دنبالش بود ولی خیلی زیرکانه و اصلا به روی خودم نمی آوردم. حدودا 32 سالشه و دو تا بچه داره. قضیه از جایی شروع شد که برای اولین بار بهم اس ام اس داد و عید رو تبریک گفت من هم فورا جوابشو دادم چند ماهی تو اعیاد و مراسمات واسه هم اس ام اس می دادیم ولی خیلی پنهانی و ...
داستانکده آزادی سکسکده داستان شهوانی
1709
سلام دوستان عزیز من سوسن هستم 24سالمه قدم160. میخوام. داستان آشنایی خودم بادوست پسرم رو تعریف کنم مابه طوراتفاقی باهم اشنا شدیم تاچندماه اول فقط باپیام وتلفن درارتباطوبودیم وسکس چت میکردیم وهفته یکبار همدیگرو می دیدیم دوست پسرم اسمش سامان بود مغازه دار. یک روز بهم اس دادگفت که امروز ظهر رو مغازه میمونم بیا پیشم دوسه ساعتی رودرکنارهم باشیم منم بعدازکلی اسرار قبول کردم برم پیشش. اون روز رو کلی استرس ...
داستانکده آزادی سکسکده داستان شهوانی
1663
جرخوردن_کونم_توسط_مهران_مهربونم سلام اسمم رعناس یه دختر توپر ولی زیاد چاق نیستم سینه هام و باسنم بزرگه طوری که همه تو کفشن 21سالمه این داستان هم برمیگرده به 1سال پیش من تجربه سکس ودوست پسر واینجورچیزارو نداشتم ولی وقتی تودانشگاه قبول شدم وارد اونجاشدم کلی بهم پیشنهاد دادن آخه مامان اینازیاد نمیزاشتن تنها بیرون برم یعنی اصلا نمیزاشتن ولی وقتی دانشگاه قبول شدم یکم راضی شدن تنهابرم خوب برگردیم تو ...
داستانکده آزادی سکسکده داستان شهوانی
1654
_ن میخوام پیشت باشم _اوکی پس من نمیرم فعلا _فعلا بابامو مامانم رسیدن بعد از احوال پرسی گفتم من نمیتونم بیام _چرا؟ _تحقیق دارم باید تا پنجم عید تحویل بدم _باشع پس ما میریم ساعت تقریبا پنج بود که رفتن وقتی رفتن زنگ آنا زدم _سلام کجایی؟ _با سحر نزدیکه باغ گلها بیا اونجا یکم بگردیم _باشه بعد از گشتن تو باغ سحرو رسوندیم خونشو رفتیم خونه تو راه رفتن یه پاکت ماربارو پایه بلند گرفتم که تو خونه بکشم تو خون ...
داستانکده آزادی سکسکده داستان شهوانی
1654
سکس با آناهیتا سلام به دوستان شهوانی مهدی هستم 23 ساله این داستان واسه 2 سال پیشه تقریبا 23 اسفند و یکمم طولانیه حوصله کنین لطفا. من تا 18 سالگی تو یزد بودم وقتی کنکور دادم بابام گفت اگه سراسری غیر از یزد قبول شدی واست یه ماشین میخرم با یه خونه تو همون شهر واست اجاره میکنم کنکور جوابش اومدو من مترجمی زبان اصفهان قبول شدم تا این حد بدونین که بابام 206 مدل 90 و یه خونه تو اصفهان اجاره کرد به مدت 5 ...