شب ها را نمی دانم چگونه تعریف کنم !
آخر شب هایی که تو هستی ؛ یک جور اند
و شب هایی که نیستی ، جور دیگر !!
اصلا شب ها از یک ساعتی به بعد اگر خوابت نبرد دیگر باید فاتحه ی آن شب و دلت را بخوانی !
نمیدانم چه رازی درون شب نهفته است که تمام دلتنگی ها و خاطره ها
یکدفعه هوار میشود روی آدم !
این شب ها بسیار بی رحم اند !
چه کسی شب های مهربان را دیده است ؟
اصلا شب هایی که تو در آن نباشی
با ماه هم قشنگ نمیشود !