Перейти в канал

إشــــــــــڪﮫإﮰ بــــــــــﮰ تــــــــــۅ

1
‏یه روز صبح از خواب بلند میشی و متوجه میشی هیچ حسی به گذشته وآدم‌های گذشته نداری،دیگه میتونی واسه همه‌شون آرزوی خوشبختی کنی؛یه جور رهایی وبی‌احساسی کامل، ازاون به بعد با کسی جر و بحث نمی‌کنی، به همه لبخند می‌زنی و از همه‌چیز ساده می‌گذری.اونجاست که میفهمی باید قوی بمونی چون موندی میمونه، رفتنی هم میره و فقط خودت مهمی! فقط خودت..