Перейти в канал

إشــــــــــڪﮫإﮰ بــــــــــﮰ تــــــــــۅ

1
بچه که بودم میخواستم زودتر بزرگ بشم تا صبحونه‌های زورکی مادرم رو نخورم . حالا بزرگ شدم ولی وقتی می‌بینم یکی برام صبحونه آماده کرده دلم گرم میشه . دلم گرم میشه ، چون توی سال‌هایی که دیگه مسئولیت همه چیز به عهده‌ی خودته بد نیست ببینی یه روزایی یکی حواسش بهت هست ، و دوستت داره . گاهی هممون به صبحونه‌هایی نیاز داریم که یادمون بندازه ، ما تنها نیستیم !!