1
.
تا ڪی بترسم از رفتنت؟
تا ڪی بترسم از روزهای نداشتنت؟
و هر شب ڪابوس از دست دادنت را ببینم!
تا ڪی خودم را ڪَول بزنم که
تو هم عاشقی ؟
می دانی …
آدم از یڪ جایی به بعد می ایستد و به تمام ترس هایش "نه " می ڪَوید
و دیگر هیچ نبودنی نگرانش نمی کند
قلبش از احساس خالی می شود و با منطق
به دنیا نڪَاه می ڪند
عاقل میشود، و عشقش را
ارزان به کسی نمی دهد…
از یک جایی به بعد …
نمیدانم ڪجاست!
اما فکر نڪن تا ابد همینطور دوست داشتنی
می مانی…
من اڪَر جای تو باشم تا دیر نشده
قدر دلی که برایم میتپد را میدانم…!!