Перейти в канал

إشــــــــــڪﮫإﮰ بــــــــــﮰ تــــــــــۅ

1
مگو پرنده در این لانه ماندنش سخت است بمان ! که مهر تو از سینه راندنش سخت است چگونه دل نسپاری به دیگران ؟ که دلت کبوتری ست که یک جا نشاندنش سخت است چه حال و روز غریبی ، که قلب عاشق من اسیر کردنش آسان ، رهاندنش سخت است ! زبان حال دلم را کسی نمی‌فهمد ؛ کتیبه‌های ترک خورده خواندنش سخت است هزار نامه نوشتم بدون ختم کلام ... حدیث شوق به پایان رساندنش سخت است @