Перейти в канал

إشــــــــــڪﮫإﮰ بــــــــــﮰ تــــــــــۅ

1
شاید روزی برسد که برای همه سوال ها جوابی پیدا شود اما یک سوال برایم بی جواب خواهد ماند که چطور باید تو را فراموش کرد تویی که هر طلوع آفتاب مرا یاد سلامت می اندازد و هر غروب به یاد وداعت هر خنده، شادی توست و هر اشک، ماتم دوری تو برای فرار از یاد تو باید از خورشید گریخت، از ماه، از گل نرگس و یاس و رز، از هر آغوشی،از هر بوسه ای، از هر چهره ای، از خنده و گریه، از بوی عطر، از هر نگاه، از هر تنهایی، از هر با هم بودنی، از هر صدایی، از هر نغمه ای، از هر نامی، از محبت، از خشم، از قهر و آشتی، از هر جایی، از جنگل و کوه و دشت، از آسمان و ستارگان، از هر شادی و غمی، از عشق حال من از تو میخواهم، پاسخ سوال هایم را چگونه از یاد تو بگریزم؟ به کجا بروم که یاد تو نیفتم؟ کاش نتوانی سوالم را پاسخ دهی، چون من به یاد تو زنده ام، این زندگی را از من نگیر امیر