Перейти в канал

إشــــــــــڪﮫإﮰ بــــــــــﮰ تــــــــــۅ

1
. همه اش دارم فڪر میڪنم تو را یڪ جایی توے خواب هایم دیده ام یا شاید قبل از اینڪه به دنیا بیایم! یا یڪ بُعدِ دیگر یڪ شڪل دیگر شاید روزگاری من دانه اے زیرِ خاڪ بودم و تو باران! شاید من غزل بودم تو ناب ترین بیتش! شاید پستچی بودم و تو خبر برگشتن شادے به خانه اے! یا ڪِرمی بودم با رویایی بیشتر! و تو بال هاےِ اولین پروانه... ما حتما یڪ جاے دیگر همدیگر را دیده بودیم یڪ جایی ڪه زندگی اینقدر اشڪمان را درنمی آورد دلم برایت تنگ شده و من بال ندارم. همین!