عاشقان مرغ مینا

96
Public chat
Open in app
Reza D
1
سلام. کوص و کون داغ بیاد پی
Reza D
1
کوص و کون داغ و حشری بیاد پیوی
Reza D
1
سلام. کوص و کون داغ بیاد پی
Reza D
1
کوص و کون داغ و حشری بیاد پیوی
Hamid
3
تهران مکان دارم کسی مکان نداره نفر سوم میشم در خدمتم چی میشه رد بشی از کوچمون ببرم بکنمت رو پشت بوم ای ابرو کمون
Hamid
8
تهران مکان دارم کسی مکان نداره نفر سوم میشم در خدمتم چی میشه رد بشی از کوچمون ببرم بکنمت رو پشت بوم ای ابرو کمون
Deaf
4
الهام از تهران ۲۵ ناشنوا هستم ۱۷۵ ۸۵ سینه ۸۰ کسی مردچاق هستید بیاپیوی از منمونم لاعزی فیک نیاد بلاک
Hamid
8
تهران مکان دارم کسی مکان نداره نفر سوم میشم در خدمتم چی میشه رد بشی از کوچمون ببرم بکنمت رو پشت بوم ای ابرو کمون
Reza D
1
کوص و کون داغ بیاد پی
Reza D
6
کوص و کون هات و شهوتی بیاد پیوی
Hamid
8
تهران مکان دارم کسی مکان نداره نفر سوم میشم در خدمتم چی میشه رد بشی از کوچمون ببرم بکنمت رو پشت بوم ای ابرو کمون
Hamid
8
تهران مکان دارم کسی مکان نداره نفر سوم میشم در خدمتم چی میشه رد بشی از کوچمون ببرم بکنمت رو پشت بوم ای ابرو کمون
Hamid
8
تهران مکان دارم کسی مکان نداره نفر سوم میشم در خدمتم چی میشه رد بشی از کوچمون ببرم بکنمت رو پشت بوم ای ابرو کمون
Hamid
1
تهران مکان دارم کسی مکان نداره نفر سوم میشم در خدمتم
Hamid
569
شتم رو کردم تو کس اش . که یه نفس عمیق کشید و بیحال شد... گفتم مرجان تاصبح می خوام بکنمت.. .. دقیقا یادمه تا تا ساعت 4 صبح که بیدار بودیم ..سه بار دیگه کردمش با پوزیشن های مختلف که بار آخر دیگه آبم نیومد..هی فیلم سوپر میذاشتیم و تقلید می کردیم..... بعدش تو بغل هم خوابیدم تا 12 ظهر... دوباره بجای صبحانه بازم سکس کردیم تو حالات مختلف... نهار هم رفتم پایین درست کردم.. بعد از نهار هم تا شب دو بار دیگه ...
Hamid
416
داشت چوچوله اش رو می مالید.. منم کمکش می کردم و انگ
Hamid
537
بردن_دختر_به_خابگاه_پسرونه من سهیل ام.. دیگه تقریبا همدیگه رو می شناسیم.. حوالی سال82 بود که دانشجوی کامپیوتر دانشگاه صنایع و معادن بیرجند بودم و سه تا خوابگاه پسرانه دو طبقه با فاصله از هم در انتهای محوطه دانشگاه بود. خوابگاه ها هم چون خلوت بود و تازه ساز بجای تخت طبقه ای تخت چوبی یکنفره داشت و نهایت دو یا سه نفر تو یه اتاق بودن و از شانس من اتاق دو نفره به من افتاده بود که با حسین بودم ولی ا ...
Hamid
485
م نزدیک بنگاه گفت بیا سر کوچه دوم من هم رفتم وقتی اومد نشناختمش عینک دودی زده بود با مانتو کرم اومد در جلو رو باز کرد نشست چند ثانیه مکث کردم و نگاهش کردم زیبایی خاصی داشت گفت اوی کجایی گفتم اونقدر خوشگلی که باورم نمیشه یک روز همچین دوستی داشته باشم خندید گفت اختیار داری تو هم خوشتیپو خوشگلی گفتم تو یک چیز دیگه هستی راه افتادم به سمت خونه سر کوچه پیادش کردم گفتم من میرم تو اون خونه درو باز میزارم ...
Hamid
327
رفتم خونه نهار خوردم و منتظر پیام مینا بودم که ساعت نزدیک 3 بود که اس داد کجایی من هم گفت
Hamid
452
🌷سکس با مشتری بنگاه مینا جون🌷 سلام دوستان رامین هستم 35 ساله از مشهد دفتر املاک دارم یک روز صبح ساعت 10بود که یک خانم چادری خوشکل اومد سلام کرد گفت ببخشید اقا خونه برا اجاره میخام من هم دو سه مورد که به پولش بخوره بهش گفتم گفت میشه دید گفتم چرا که نه بهش گفتم بریم ببینیم سوار ماشین شدیم رفتیم مورد اول و سوم رو پسند نکرد ولی از دومی خوشش اومد بعد به اتفاق هم اومدیم بنگاه گفت من برم بعدظهر شوهرم ...
Hamid
455
مریم و مینا 1396/7/28 سلام ،این صرفا ی داستانه تخیلیه،خاطره نیست،جقیای عزیزجقتونوبزنید،من امیرم ۳۸ سالمه ،یه مغازه لوازم آرایشی دارم ،یه کارگر دارم اسمش مریمه،۴۴سالشه،یه پسرسرباز داره،این مریم خانم یه گوشت تمام عیاره،خوشگل و خوش اندام وخوش صحبت و.....از روز اول که اومد اینجا تو نخش بودم بکنمش ی چندروز بعد از اومدنش سروکله خواهرش پیداشد،اومده بود به مریم سربزنه،اونم ی خانم قشنگه چادری و خوش قدوبا ...
Hamid
395
روز بهش گفتم كه فرحناز نمیدونی چه غمی تو دلم نشسته؟ پرسید چرا؟ گفتم اگه یه روز تو حامله بشی من بدون تو میمیرم. جواب داد كه نگران نباش شوهرم بخاطر مسائل شغلیش و بخاطر اینكه تو شهر خودمون نیستیم گفته تا وقتی به شهر خودمون برنگشتیم بچه نمیخوام. این حرفو كه زد انگار تمام شادی دنیا رو بهم داده بود نمیدنید از ذوقم چطوری بوسش میكردم. مدتها بود كه دلم میخواست به فرحناز بگم وقتی رو دهنم نشسته تو دهنم بگوزه ...
Hamid
315
شوهرش چندین دوست پسر دیگه هم داشته. منم به
Hamid
493
فرحناز چند وقتی بود كه یه همسایه جدید كه یه زن و شوهر جوون بودند اومده بودند تو ساختمنو ما ( طبقه بالای واحد ما ) زنه یه تیپ خاصی داشت شاید بشه گفت كمی بور با پوستی سفید باریك اندام و تقریباً شیك پوش. غالباً مانتو و شلوار چسبون یا به اصطلاح استرچ می پوشید و این قشنگی اندامشو بیشتر نشون میداد مخصوصاً دور كونشو كه با یه نگاه میتونستی بفهمی كه طرف شكم بزرگی نداره و سایز دور كونش از دور كمرش بیشتره. ...
Hamid
671
ﺳﻼﻡ . ﺍﺭﺵ ﻫﺴﺘﻢ 31 ﺳﺎﻟﻪ ﺍﺯ ﺷﯿﺮﺍﺯ، ﺍﺳﻢ ﺧﺎﻧﻤﻢ ﻣﮋﮔﺎﻥ ﻫﺴﺖ . ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺷﻐﻠﻢ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ ...... ﯾﻪ ﺧﻮﺍﻫﺮﺧﺎﻧﻢ ﺧﻮﺷﮑﻞ ﻭ ﺧﻮﺵ ﺍﻧﺪﺍﻡ ﺑﻪ ﺍﺳﻢ ﻣﻬﺴﺎ ﺩﺍﺭﻡ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺗﻮ ﮐﻒ ﮐﻮﻧﺶ ﺑﻮﺩﻡ ﻭﻟﯽ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺑﺮﻭﻡ ﺳﺮﺍﻏﺶ ﻧﻤﯽ ﺭﻓﺘﻢ ... ﺳﺎﻝ 94 ﻣﻬﺴﺎ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﮐﺎﺷﺎﻥ ﺭﺷﺘﻪ ﺣﺴﺎﺑﺪﺍﺭﯼ ﻗﺒﻮﻝ ﺷﺪ ﺑﻪ ﺧﻮﻧﻮﺍﺩﺵ ﺯﯾﺎﺩ ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻣﺨﺼﻮﺻﺎ ﺑﻪ ﻣﮋﮔﺎﻥ،ﻃﺎﻗﺖ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻭ ﺩﻭﺭﯼ ﺍﺯ ﺍﻭﻧﺎ ﺭﻭ ﻧﺪﺍﺷﺖ ﺑﻪ ﺍﮐﺜﺮﺍ ﺁﺧﺮ ﻫﻔﺘﻪ ﻫﺎ ﺍﺯ ﮐﺎﺷﺎﻥ ﻣﯿﻮﻣﺪ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﺧﻮﻧﻪ ﻣﺎ ..... ﻣﻨﻢ ﺣﺴﺎﺑﯽ ﮐﻮﻧﺶ ...