Go to channel

زندگی متعالی

730
‍ صحنه یا کنج قفس یا مرگ، این بختِ کبوترهاست ... دنیا پل باریکی بین بد و بدترهاست اِی بر پدرت دنیا، آن باغ جوانم کو؟ ... دریاچه‌ی آرامم، کوه هیجانم کو؟ بر آینه‌ی خانه جای کف دستم نیست ... آن پنجره‌ای را که با توپ شکستم نیست پشتم به پدر گرم و دنیا خودِ مادر بود ... تنها خطرِ ممکن، اطرافِ سماور بود از معرکه‌ها دور و در مهلکه‌ها ایمن ... یک ذهنِ هزار آیا، از چیستی آبستن یک هستیِ سردستی در بود و عدم بودم ... گور پدر دنیا، مشغول خودم بودم هرطور دلم می‌خواست آینده جلو می‌رفت ... هر شعبده‌ای دستش رو می‌شد و لو می‌رفت صد مرتبه می‌کشتند، یک‌بار نمی‌مردم ... حالم که به هم می‌ریخت جز حرص نمی‌خوردم... -ادامه دارد... 🎧 شنیدن دکلمهٔ صحنه با صدای علیرضا آذر و احساس حضور کلمات در شعر تقدیم شما خوبان. #دکلمه صحنه شعر و صدا: #علیرضا_آذر خواننده بیت های آغازین: #میلاد_بابایی @TranscendeLife

/home/devtamta/public_html/bots/1597082715.mp3

mp3
Alireza Azar - Sahneh