📩❣ پـــســتـــ ـخـــونــــــه❣📩
1730 •
@PostKhone
به پستخونه ی ما خوش آمدین🙏
🌟این گروه فقط برای پست میباشد🌟
🚫چـــــــــــــــــــــــت ممنوع🚫
🚫ڪلیپ+18🚫
🚫عڪس+18⛔
🚫🚫🌟تبلیغ گپ ممنوع🌟🚫🚫
🚫لینک ممنوع🚫
✅پست لینک دار آزاد✅
پیوی بدونه اجازه ممنوع🚫
گروهی فقط بـــراےڀـــــــست✍️
🍃🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🍃
📩❣ پـــســتـــ ـخـــونــــــه❣📩
28
پیری ان نیس
ک برسر بزند موی سپید
هرکسی ک دلی میشکند
پیر اس
✌️🌹
📩❣ پـــســتـــ ـخـــونــــــه❣📩
2
شب روزگار خوش
2
#دختری_در_روستای_غم_ها♥️
#قسمت #آخر
بعد از فوت مادر شوهرم پدر شوهرم تو روستا تنها بود و کسی رو نداشت همسر منم تنها پسرش بود
دلمون راضی نمیشد اون پیرمرد رو تو یه روستا تنها بزاریم
منو همسرم تصمیم گرفتیم که بیاریمش پیش خودمون دیگه آوردیمش و با ما زندگی میکرد الان شدیم یه #خانواده 5نفره😍
از الله میخوام که بهم قدرت بده تا بتونم ازشون به خوبی نگه داری کنم ...
زندگی کردن با اونارو دوستداشتم😊
پ ...
2
#دختری_در_روستای_غم_ها♥️
#قسمت19
حرف های مردم همیشه پشت سر آدم است هرکار کنی باز هم مردم حرف در میارند دیگه برام مهم نبود هر از گاهی کسایی با زبانشون دل آدم رو میشکنند ولی باید ساکت بود و به خدا واگذارشون کرد ....دیگه ما شدیم 4نفر با اون دوتا ...شوهرم با اون زنه که قبلاً باهاش دوست بود رابطه اش خیلی کمرنگ شده بود..منم دیگه #سرگرم این بچه ها بودم و الان شده بودم یه جورایی مادرشون☺️ ..شوهرم ...
2
#دختری_در_روستای_غم_ها♥️
#قسمت18
تا اینکه فهمیدم بله واقعیت داره و طلاقش داده همه به من زنگ میزدن😒 و میگفتن راحت شدی اما من تو دلم #خوش حال نبودم چون دلم برا بچه میسوخت که این وسط اون چی میشه ...کارای #طلاق رو انجام داده بودن و باهم به تفاهم رسیدن که #مهریه اش بده و بچه رو بیاره خانواده هوو ام گفته بودن بچه رو ببرین شوهرم گفت بچه رو میاره پیش من😳منم بهش گفتم حرفی ندارم تا اینکه آوردش بعد ...
2
اون موقع ها به درد های خودم #گرفتار بود اصن یادم رفته بود خواهرم چقدر درد میکشه اونجا از پس منم کاری بر نمیومد براش ولی خب اگه بخایی پیشرفت کنی باید بتونی از پس مخارج بربیایی وقتی #پول نداشته باشی😞 باید از خیلی خوشی ها و آرزوهات بگذری 😞همون طور که من گذشتم خواهر طفلیم هم سوم راهنمایی که تموم کرد مثل من ترک تحصیل کرد...
و همه انگیزه برای پیشرفت رو از دست داد خیلی #مخ بود همون سر کلاس همه چیو حف ...
2
#دختری_در_روستای_غم_ها♥️
#قسمت17
تو این مدت اینقد درگیر زندگی پر مشقتم بودم که از خواهرم غافل میشدم. خواهر کوچولوم دیگه واس خودش بزرگ شده بود😘اونم سختی هایی کشید مثل من حسرت داشتن کیف کفش لباس قشنگ هزار تا آرزو به دل مونده😢 خواهرم درسش خیلی خوب بود #شاگرد اول کلاس بود و همینطور تو استان همیشه اول میشد😍 تو مسابقه های مدارس دیگه #پیشنهاد کشوری داده بودن ک بره یه شهر دیگه اونجا با بچه های ...
2
#دختری_در_روستای_غم_ها♥️
قسمت16
رسیدیم خونه شب شده بود شوهرم رفت پیش اون زنش و با منم قهر بود که چرا برای زنش پیام فرستادم ...صبحش اومد پیشم گفت اون دست به قرآن گذاشته که در مورت حرفی نزده😳 و منم #الکی شلوغ کردم به همسرم گفتم ولش کن حالا گفته یا نگفته من #کتک خوردم و گوشی من شکسته ول کن تورا خدا دیگه #حوصله ندارم😒 ولی مطمعن هستم که گفته بود درموردم حرفای دروغ ...نزدیک ظهر بود که من از خون ...
2
#دختری_در_روستای_غم_ها♥️
#قسمت15
شوهرم بعد این همه مدت تصمیم داشت منو ببره دکتر بخاطر بچه.
.زنش رو برد روستا و منو برد دکتر اونجا که رفتیم بعد آزمایشات و سونو گرافی گفتن که مشکل تخمدان دارم باید عمل بشم. و الحمدلله عمل کردم و دکتر بهم دارو داد تا چند ماه که استفاده کنم و گفت بچه دار میشی دیگه اومدیم شهرمون و دارو هارو استفاده کردم ولی نتیجه نگرفتم😔
دوباره همین شهرستان که زندگی میکردم او ...
3
#دختری_در_روستای_غم_ها♥️
#قسمت14
شب که رفتم وقتی پدر شوهرم و مادرم شوهرم منو دیدن خیلی خوش حال شدن خیلی دوستم داشتن منم واقعا دوستشون داشتم☺️ ...دیگه باز رفتم و تو ی خونه با هوو ام اوایل برام سخت بود ولی دیگه کم کم داشتم عادت میکردم شوهرم هم اخلاقش باهام بهتر شده بود بهم میگفت منو ببخش که اینقدر سرت بلا در آوردم نمیدونم چرا اینکارا رو باهات کردم دست خودم نبوده بعدشم گریه کرد و یهو دیدم پاها ...
📩❣ پـــســتـــ ـخـــونــــــه❣📩
2
Damla - Can Dustum.mp3
mp3
Damla - Can Dostum
3
#دختری_در_روستای_غم_ها♥️
#قسمت13
دیگه من موندم با تموم بدبختی هایی که رو سرم آوار شده بود 😔شوهری که نه بهم محل میداد و نه انگار نه انگار من اونجا آدمی هستم...دیگه هوو ام حامله شده بود بیشتر افتاده بودم رو دهن مردم که بدبخت حامله نمیشه و #نازا است مشکل از من است و ازین حرفا که دیگه همه میزنن...شب و روز ها هم به سختی میگذشت تا اینکه یه شب با شوهرم بحثم شد باز باهام دعوا کرد و منو کتک زد 🥺 ...
2
#دختری_در_روستای_غم_ها♥️
#قسمت12
دیگه باز هم شب ها و روز هام به سختی میگذشت یک ماهی را به هر بدبختی بود تحمل کردم شوهرم خیلی باهام #لج کرده بود برای گوشی پدرشوهرم زنگ میزد ک ببینه من خونه هستم یا نه😔 هیچ جایی نمیزاشت برم خودش با زنش میرفت تفریح دریا و هرجا که دلش میخواست منم مثل زندانی ها شده بودم همش تو خونه ازون ورم اونو برده بود شهرستان تو خونه های من یکی دوهفته اونجا بودن خونم بعدش ک ...
2
#دختری_در_روستای_غم_ها♥️
#قسمت11
اولش فکر میکردم میخواد #لجم در بیاره اما من کاری نکرده بودم که بخواد لج منو در بیاره بعد فهمیدم واقعا تصمیمش جدی بود😔به خانوادش گفت که میخواد زن بگیره... پدر و مادرش خیلی منو دوست داشتن چون من همیشه احترامشون داشتم اصلا راضی نبودن گفتن نه برای خواستگاری میریم نه هیچی اصلا هیچ کسی راضی نبود همه تو #شوک بودن چرا این تصمیم گرفته من تازه ۲۱سالم شده بود و همه می ...
2
#دختری_در_روستای_غم_ها♥️
#قسمت10
الحمدلله من تو #مسجد بودم که انگار قلبم لرزید🥺 با خودم گفتم چرا من دارم با خودم و اون این کارا رو میکنم آخرش این کار عاقبت نداره جز آبرو ریزی😞 ...تو تلگرام تو همون گروهی که #عضو بودم از بس فعال بودم و مطالب مذهبی میفرستادم و میخوندم #مدیرش یه برادری بود اومد پی وی و از من خاست که #ادمین بشم منم قبول کردم و پیام های گروه دنبال میکردم. شده بودم مدیر گروه مذه ...
📩❣ پـــســتـــ ـخـــونــــــه❣📩
2
Amir-Rashvand-To-320.mp3
mp3
Amir Rashvand - To
2
#دختری_در_روستای_غم_ها♥️
#قسمت9
چند بار باهاش قرار گذاشتم که ببینمش میومد و پیشش گریه میکردم که چرا اینجور شد #سرنوشتم ،، حرف زدنمون و این کارا #گناه بزرگی بود که الله خودش #هردومون ببخشه😞 بازم بهم گفت بیا فرار کنیم اما این بار بدتر از قبل با زنی که #شوهر داره اگه بگیرنمون هردومون میکشتن....دیگه بهش گفتم به پا من نسوزه باید زن بگیره ۳سال گذشت و اونم با اسرار #خانوادش داماد شد هرچند منم خیل ...
📩❣ پـــســتـــ ـخـــونــــــه❣📩
2
Macan Band - Doset Daram (320).mp3
سیر نمیشم ازت...
میزنه قلبم واست.....
📩❣ پـــســتـــ ـخـــونــــــه❣📩
2
Macan Band - Doset Daram (320).mp3
mp3
Macan Band | موزیکدل - Doset Daram
2
#دختری_در_روستای_غم_ها♥️
#قسمت8
مادرم همش میترسید که نکنه من یه موقع #قبلاً با اون رابطه ای داشتم و باکره نباشم سرافکنده نشه و #آبروشون نره🤐 اما من درسته خیلی اونو دوستش داشتم ولی هیچ وقت همچین کاری نمیکردیم ترس از خدا تو وجودمون بود درسته #گناهان دیگه انجام دادم ولی هیچ وقت #زنا نکردم ...شب عروسی من برا اونا به خوبی تموم شد اما برا من خیلی سخت #گذشت😭 ....دیگه یکی دو ماهی گذشت فهمیدم شو ...
.....
2
من برم لا لا 🥱🥱🥱
2
#دختری_در_روستای_غم_ها♥️
#قسمت7
دیگه به پسرعمه ام زنگ نزدم واقعا روم نمیشد دیگه باهاش تماس بگیرم با این #خیانتی که در حقش کردم دو هفته ای بود که خبرش نداشتم نامزدم برام گوشی آورد بعدش رفت #شهرستان سر کارش همون جایی که پدر و مادرم رفته بودن خانواده اینا هم همون جا بودن خیلی برام سخت بود جوری وانمود کنم که میخوامش🥺 بعضی وقتا گوشی خاموش میکردم یا برام زنگ میزد جواب نمیدادم اصلا دوست نداشتم ...
.....
2
معنای نگاهت مرا بکشت ننه جان
2
#دختری_در_روستای_غم_ها♥️
#قسمت6
پسرعمه ام از گوشی رفیقش که قایمکی برده بود #پادگان باهام تماس گرفت اونم از دنیا بی خبر پادگان بود بیچاره😔... واقعا نمیدونستم چی بگم زبونم بند اومده بود اونم متوجه حال بدم شد همش میپرسید چرا ساکتی چیشده تا اینکه بهش گفتم برام خواستگار اومده منو بزور دادن بهش همین جور #گریه میکردم 😭میگفت شوخی نکن بابا سر کار گذاشتی منو باور نمیکرد اصلا تا اینکه #قسم خوردم د ...
2
#دختری_در_روستای_غم_ها♥️
#قسمت5
مادرم یه چند روزی بود که اومده بود پیش ما از شهرستان پدرم شهرستان بود همون جا سر کار میرفت ...
اونروز بعد از ظهر وقتی برگشتم خونه از سر زمین کشاورزی لباس هام کثیف بودن پر از خاک ... دیدم #خاله ام اومد بهم گفت برو سریع حموم و لباسات عوض کن به خودت برس .... گفتم برای چی گفت برو با این #وضع نبیننت سریع باش گفتم چطور گفت برات #خواستگار اومده کلی هم خوش حال بود گف ...
.....
2
قربان همگی🥰😍😘😘😘