داســتــانـڪده 📝 داستان شهوانی دختر پسر

1114
Public channel
Open in app
داســتــانـڪده 📝 داستان شهوانی دختر پسر
8857
کانال تلکرام فیلم و سریالمون هم عضو بشید 👇🏼 👇🏼 👇🏼 👇🏼 https://t.me/joinchat/AAAAAEP6g4tP7X9mhGqBVQ https://t.me/joinchat/AAAAAEP6g4tP7X9mhGqBVQ
داســتــانـڪده 📝 داستان شهوانی دختر پسر
5770
درشته اروم اوردم از پهلو هدایت کردم تو کوسش وقتی که رفت تو خیلی نرم و گرم بود که یه اهی کشید که کم موندع بود ابم بیاد منم تلمبه زدم اونم لبامو میخورد بعد سه دقیقه ارضا شدیم هر دو ولی تا صبح چند بار س.ک.س کردیم ولی هر کاری کردم نزاشت از کون بکنمش. نوشته: سینا داســتــانـڪده 👈 @DasttanKade
داســتــانـڪده 📝 داستان شهوانی دختر پسر
6521
خواهرم سودابه سلام من سینا هستم ۲۸ سالمه خواهرم هم ۲۵ سالشه ما از بچه گی که تو خانواده پر جمعیت زندگی میکردیم و صمیمی بودیم مثلا پشت همو موقع خواب ماساژ میدادیم خاله بازی که میکردیم زن و شوهر هم میشدیم و.....از این حرفا تو دوران بچع گی همو میمالیدیم و مثلا. س.ک.س میکردیم و دودولم و به کونش میچسبوندم خواهرم سینه هاش ۸۵هست باسنش هم گوشتی ولی بی ریخت نیست پوستش هم سفید خلاصه بگذریم شوهرش تو عسلویه ...
داســتــانـڪده 📝 داستان شهوانی دختر پسر
5406
من به یه شرط به هیچ کـ.س هیچی نمیگم باید هر کار میگم بکنی اونم با چشای اشکی گفت باشه فقط به کـ.سی نگو گفتم دیگه با اون حرومزاده حرف نمیزنی بیرون هم نمیری گفت ولی من رضا رو دوست دارم از دستم در رفت و محکم زدم تو صورتش دوباره زد زیر گریه گفتم زنیکه هرزه تو که عاشق عموم بودی تو که میمردی براش از طرفی اعصابم خورد بود که چرا زدمش (دو سال بوکـ.س رفتم هنوز هم میرم انقدر ضربه خورده تو سرم که سریع کنترلمو ...
داســتــانـڪده 📝 داستان شهوانی دختر پسر
4908
زن_عمو سلام من ارسطو هستم 20 سالمه جنوب کشور زندگی میکنم پدر من 2 برادر داره هر دو زن دارند یکیشون اینجا کار میکنه یکی واسه ماموریت میره اینطرف اونطرف (معتاد هست) عموی اولم که صحبت سر اون هست (در اصل صحبت سر زن جـ.ندش هست) 8 ماه پیش طبق معمول عملیات بود دو سه روز بود که رفته بود (28 روز ماموریته 20 روز پیشمونه) من همیشه تو کف زنش بودم سفید رون های تپل (نه خیلی) سینه هاش رو نمیدونم چند بود سایز ...
داســتــانـڪده 📝 داستان شهوانی دختر پسر
4544
تـ.جاوز_تلخ_عمو_سیامک سلام داستانی که میخوام بنویسم خیلی شاید داستان س.ک.سی نباشه ولی یکی از مهم ترین اتفاقایی هستش که برام افتاده سه سال پیش مامان و بابای من میخواستن زمینی تو شمال کشور بخرن و منم دوست نداشتم برم و بابام منو گذاشت پیش عمو سیامک ، عمو سیامک سی سالش بود و مجرد بود و خونه مجردی داشت قد بلند بود و از لحاظ قیافه جذاب بود خیلی مهربون و باحال بود و من خیلی دوسش داشتم به خاطر همین وقت ...
داســتــانـڪده 📝 داستان شهوانی دختر پسر
3728
ﻣﯿﺰﺩ ﺷﻠﻮﺍﺭﻣﻮ ﮐﺸﯿﺪ ﭘﺎﯾﯽ ﮔﻔﺖ ﭘﺎﺷﻮ ﮐﺎﻣﻞ ﻟﺨﺖ ﺷﻮ ﻟﺨﺖ ﻣﺎﺩﺭ ﺯﺍﺩ ﺟﻠﻮﺵ ﻭﺍیسادم ﺑﺮ ﺍﻧﺪﺍﺯﻡ ﮐﺮﺩﻭ ﮔﻔﺖ ﺟﻮﻭﻥ ﺟﻨﺪﻩ ﺧﻮﺩﻣﯽ ﮔﻔﺖ ﺍﻭﭘﻨﯽ ﮔﻔﺘﻢ ﺑﻠﻪ ﺍﻧﮕﺸﺘﺸﻮ ﮐﺮﺩ ﺗﻮ ﮐوﺴﻤﻮ ﻭ ﭘﺴﺘﻮﻧﺎﻣﻮ ﻣﯿﺨﻮﺭﺩ ﭘﺴﺘﻮﻧﺎﯾﻪ ﻣﻦ ﺩﺧﺘﺮﻭﻧﻪ ﻭ ﮐﻮﭼﯿﮏ ﻭ ﻣﺎﻝ ﺍﻭﻥ ﺯﻧﻮﻧﻪ ﻭ ﺑﺰﺭﮒ ﺳﻮﺗﯿﻨﺸﻮ ﺩﺭﺁﻭﺭﺩ ﭘﺴﺘﻮﻧﺎﺷﻮ ﮐﺮﺩ ﺗﻮ ﺩﻫﻨﻢ ﺑﺮﺍﺵ ﻣﯿﺨﻮﺭﺩﻡ ﺟﯿﻎ ﻣﯿﺰﺩﻭ ﺁﻩ ﻣﯿﮑﺸﯿﺪ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪ ﺷﻠﻮﺍﺭﺵ ﺭﻭ ﮐﺸﯿﺪ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﮐوﺴﻪ ﺗﭙﻞ ﻭ ﺑﯽ ﻣﻮ ﺩﺍﺷﺖ ﮔﻔﺖ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ ﺑﺨﻮﺭﯼ ﮐوﺴﻤﻮ ﮔﻔﺘﻢ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﮔﻔﺖ ﺍﻟﺘﻤﺎﺳﻢ ﮐﻦ ﮔﻔﺘﻢ ...
داســتــانـڪده 📝 داستان شهوانی دختر پسر
3687
ﺳﺎﻝ ﺁﺧﺮ ﻫﻨﺮﺳﺘﺎﻥ ﺑﺎﺯﯾﮕﺮﯼ ﺑﻮﺩﻡ ﯾﺎﺩﻣﻪ ﺍﻭﺍﯾﻠﻪ ﺳﺎﻝ 93 ﺍﺯ ﯾﮑﺴﺎﻝ ﻗﺒﻞ ﺗﻮ ﮐﻼﺳﺎﯾﻪ ﺍﺳﺘﺎﺩ ..... ﺣﺮﻓﻪ ﺍﯼ ﺗﻤﺮﯾﻦ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﭼﻬﺮﻩ ﯼ ﻣﻌﺼﻮﻡ ﻭ ﻧﺎﺯﻡ ﻣﻮﺭﺩ ﺗﻮﺟﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﮐﺎﺭﮔﺮﺩﺍﻥ ﻫﺎﯼ ﺗﺎﺯﻩ ﮐﺎﺭ ﻭ ﻏﯿﺮ ﺣﺮﻓﻪ ﺍﯼ ﺑﻮﺩﻡ ﺍﻣﺎ ﻫﺮ ﮐﺪﻭﻡ ﺑﺎ ﻭﻋﺪﻩ ﻫﺎﯼ ﺩﺭﻭﻏﯿﻦ ﻓﻘﻂ ﻓﮑﺮ ﺳﻮ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯﻡ ﺑﻮﺩﻥ ﯾﺎﺩﻣﻪ ﯾﻪ ﮐﺎﺭﮔﺮﺩﺍﻥ ﻧﺎﻣﺮﺩ ﺳﺮﻩ ﯾﻪ ﻓﯿﻠﻢ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﭘﺮﻓﺮﻭﺵ ﺑﻬﻢ ﻭﻋﺪﻩ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺩﺳﻤﺎﻟﯿﻢ ﮐﺮﺩ ﺍﻣﺎ ﺷﺎﻧﺲ ﺁﻭﺭﺩﻡ ﻓﻘﻂ ﺩﺳﻤﺎﻟﯽ !!! ﯾﻪ ﮐﺎﺭﮔﺮﺩﺍﻥ ﺗﻮ ﮐﻼﺱ ﺑﺎ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺁﻣﺪ ﺩﺍﺷﺖ ...
داســتــانـڪده 📝 داستان شهوانی دختر پسر
3632
قبلا یه بار کوس کرده بودم اما چون طرف بهم گفت کیرت کوچیکه (17 سانته) اعتماد بنفس نداشتم س.ک.س رو شروع کنم خواستم سرو تهشو هم بیارم که دیدم منو انداخت و خوابید کنارم بغلم کرد منم دیگه کم نذاشتم و آوردمش بالای بدنم خوابوندمش کیرم کاملا لای پاش بود گرمای کوسش دیونم کرد که دست بردم روی باسنش مخالفتی نکرد گفتم عجب شلواری بهت دادم مناسب امشبه گفت مگه امشب چه خبره گفتم شما بگو که یه لب گرفت و دستش و برد ...
داســتــانـڪده 📝 داستان شهوانی دختر پسر
3490
قرارداد_خرید_رنگ سلام خدمت دوستان  داستانی که قراره بخونید بدون غلط تایپی هست س.ک.س هم داره گــ.ی هم نیست و اولین داستانمم هست که نوشتم خوشحال میشم هم فحش بدید هم نظر از خودم بگم سروش هستم 27 سالمه مجردم مشهدی ام قیافه ندارم نشون به اون نشون که یه بار برای استخدام به یک شرکتی عکـ.س فرستادم از طریق تلگرام گفتن خبرت میکنیم اما فرداش بلاکم کردن متوجه شدم بخاطر تیپمه نه ورزشکارم نه خوشتیپ و چهره م ...
داســتــانـڪده 📝 داستان شهوانی دختر پسر
3480
میکنه گفتم عزیزم ناراحت نباش دیگه از اون کتکها خبری نیست تو جات پیش من امنه اشکاشو پاک کردم و بوسیدمش سوتینشو باز کردم شرتشو در آوردم اون هم شرت منو در آورد شروع کردم به خوردن از لب شروع کردم گردن سینه شکم ناف کوس ( تو کوسش حسابی مکث کردم ) رون زانو مچ پا روی پا انگشتاش (برش گردوندم) کف پا پشت مچ پا پشت زانو پشت رون کون (دوباره روی کونشم مکث کردم و حسابی خوردم) کمر پشت گردن ، دیگه کیرم به کونش رس ...
داســتــانـڪده 📝 داستان شهوانی دختر پسر
3229
سلام ماهان هستم از کرمانشاه 30 ساله از بچگی عاشق بیتا بودم من14 سال داشتم و اون 15 سال با هم زیاد شیطونی میکردیم اما اون به زور باباش ازدواج کرد و منو با هزار تا آرزو تنها گذاشت 29 ساله بودم که ازش خبرایی به من رسید دوتا بچه داشت هر دو دختر یکی 14 ساله یکی 13 ساله شوهرش هم معتاد شده بود این ها رو که فهمیدم به فکر فرو رفتم و یه نقشه کشیدم شوهرشو پیدا کردم و طرح دوستی باهاش ریختم همون جور که می خواس ...
داســتــانـڪده 📝 داستان شهوانی دختر پسر
3247
راننده_اژانس سلام محمد هستم بچه شرق تهران 25 سال سن راننده آژانس مختصر میگم الاف نشید اولین داستان که حالا .بگزریم یه روز بارونی یه زن به نام فرزانه رو سوار کردم ببرمش نیاوران اقا تورا زبون ریختم ببینم این بیوس یا نه دیدم بله 6 ماه طلاق گرفته بیوس اندام فرزانه 175 قد سینه 75 باسن توبر اقا و خانمی که شما باشید مخ زدمه شمارمو دادم کوسکش رفت که زنگ بزنه . 1 ماهی گذشت تا یه شب تو خونه بودم دیدم ت ...
داســتــانـڪده 📝 داستان شهوانی دختر پسر
2966
رابطه ﺑﺎ ﻫﻤﮑﺎﺭﻡ ﺗﻮﯼ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﺳﻼﻡ ﻣﻦ ﻧﻮﯾﺪ ﻫﺴﺘﻢ 28 ﺳﺎﻟﻤﻪ ﻭ ﻣﺘﺎﻫﻞ ﻫﺴﺘﻢ ﺍﻭﻟﯿﻦ س.ک.سی ﮐﻪ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﻣﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﺷﺶ ﺳﺎﻝ ﻗﺒﻞ ﮐﻪ ﺗﻮﯼ ﯾﻪ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﺗﻮ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﮐﺎﺭ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ . ﺗﻮﯼ ﯾﻪ ﺷﺐ ﺯﻣﺴﺘﻮﻧﯽ ﮐﻪ ﺷﯿﻔﺖ ﺷﺐ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﺑﺨﺸﻤﻮﻥ ﻫﻢ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻠﻮﺕ ﺑﻮﺩ ﺑﺎ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻫﻤﮑﺎﺭﺍﻡ ﮐﻪ ﭼﻨﺪ ﻣﺎﻫﯽ ﺑﻮﺩ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺑﺨﺶ ﻣﺎ ﻭ ﻃﺮﺣﺸﻮ ﻣﯿﮕﺬﺭﻭﻧﺪ ﺷﯿﻔﺖ ﺑﻮﺩﻡ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺷﮕﻞ ﻧﺒﻮﺩ ﻭﻟﯽ ﺍﺳﺘﯿﻞ ﺩﺭﺳﺘﯽ ﺩﺍﺷﺖ ﻣﻦ ﯾﻪ ﭼﻨﺪ ﻣﺪﺗﯽ ﺑﻮﺩ ﺗﻮ ﻧﺨﺶ ﺑﻮﺩﻡ ﻭﻟﯽ ﺟﺮﺍﺕ ﻧﻤﯿﮑﺮﺩﻡ ﺑﻬﺶ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﮕﻢ ...
داســتــانـڪده 📝 داستان شهوانی دختر پسر
3253
ﺍﻭﻟﯿﻦ رابطه ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﺳﻼﻡ . ﺍﺳﻢ ﻣﻦ ﺁﺭﺯﻭ ﺍﺳﺖ . ﻣﻦ ﺍﻻﻥ 29 ﺳﺎﻟﻤﻪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺑﺮﺍﺗﻮﻥ ﺑﮕﻢ ﺑﺮ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﻩ ﺑﻪ 9 ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮎ ﻣﻦ 20 ﺳﺎﻟﻢ ﺑﻮﺩ . ﻣﺎ 4 ﺧﻮﺍﻫﺮ ﻭ 2 ﺗﺎ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﻫﺴﺘﯿﻢ ﻭ ﻣﻦ ﮐﻮﭼﮑﺘﺮﯾﻦ ﺑﭽﻪ ﻫﺴﺘﻢ . ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﺧﻮﺍﻫﺮﻡ ﺩﻭ ﺗﺎ ﺑﭽﻪ ﺩﺍﺭﻩ ﮐﻪ ﭘﺴﺮ ﺑﺰﺭﮔﺶ ﻣﺤﻤﺪ ﮐﻪ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﺧﻮﻫﺮﺯﺍﺩﻩ ﺍﻡ ﺍﺳﺖ ﻭ 1 ﺳﺎﻝ ﺍﺯ ﻣﻦ ﮐﻮﭼﮑﺘﺮﻩ . ﻣﻦ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺧﺎﻃﺮﻩ س.ک.س ﺍﻡ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻣﺤﻤﺪ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﻨﻢ . ﺭﺍﺳﺘﺶ ﺩﻭﺭﻩ ﺩﺑﯿﺮﺳﺘﺎﻥ ﻣﻦ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺩﻭﺭﻩ ﮐﺎﻣﻼ ﻓﺮﻕ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ...
داســتــانـڪده 📝 داستان شهوانی دختر پسر
3219
ﮐﻪ ﮐﯿﺮﺵ ﺗﻮ ﮐﻮﻧﻢ ﺑﻮﺩ ﻣﻨﻮ ﺧﻮﺍﺑﻮﻧﺪ ﺭﻭﯼ ﺗﺸﮏ ﻭ ﺧﻮﺩﺵ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪ ﺭﻭﯼ ﻣﻦ ﻭ ﺩﯾﮕﻪ ﻫﯿﭻ ﮐﺎﺭﯼ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﻧﺴﺘﻢ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺑﻪ ﺟ ﺰ ﺍﻟﺘﻤﺎﺱ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﻣﺤﻤﺪ . ﺑﻬﻢ ﮔﻔﺖ ﯾﻪ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺑﮕﺬﺭﻩ ﻋﺎﺩﺕ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ . ﻣﻨﻢ ﮔﻔﺘﻢ ﺗﻮ ﺭﻭ ﺧﺪﺍ ﺩﺭﺵ ﺑﯿﺎﺭ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﺭﺩ ﺩﺍﺭﻩ ﺩﺍﺭﻡ ﻣﯽ @DasttanKade ﻣﯿﺮﻡ . ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﭼﻨﺪ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﻋﻘﺐ ﻭ ﺟﻠﻮ ﮐﺮﺩﻥ ﺩﺭﺩﺵ ﯾﻪ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﮐﻤﺘﺮ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭﻟﯽ ﺑﺎﺯﻡ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﺭﺩ ﺩﺍﺷﺖ ﻭﻟﯽ ﭼﻮﻥ ﻟﺬﺕ ﻫﻢ ﻗﺎﻃﯿﺶ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻣﯽ ﺷﺪ ﺗﺤﻤﻞ ﮐﺮﺩ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﭼﻨﺪ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﻫﻢ ﺍﺑﺸﻮ ﺭﯾﺨﺖ ﺗ ...
داســتــانـڪده 📝 داستان شهوانی دختر پسر
8857
کانال تلکرام فیلم و سریالمون هم عضو بشید 👇🏼 👇🏼 👇🏼 👇🏼 https://t.me/joinchat/AAAAAEP6g4tP7X9mhGqBVQ https://t.me/joinchat/AAAAAEP6g4tP7X9mhGqBVQ
داســتــانـڪده 📝 داستان شهوانی دختر پسر
4930
دخترخاله_کمرو سلام من محمد هستم امسال کنکور دادم قد و وزنم رو دقیق نمیدونم مثل بعضیا که چرت مینویسن ماشالا همه هم بالای 175 هستن. از کـ.سانی هم که فرهنگ دارن خواهش میکنم که فحش ننویسن. من و دختر خالم (هستی) از بچگی رابطمون خوب بود و همدیگه رو دوست داشتیم . اونم هم سن من هست ولی با اختلاف پنج ماه کم تر از من . تا بالاخره پارسال سر یه قضیه روش رو باز کردم و هر حرفی که میخواستیم جلوی هم به زبون @D ...
داســتــانـڪده 📝 داستان شهوانی دختر پسر
4240
خواهرزن سلام خدمت دوستان شـ.هوانی من داستانهای زیادی خوندم اینجا اما اکثرش دروغ بوده میخوام یه داستان بنویسم برام فرقی نداره که واقعی بودنشو باور کنید یا نه امیدوارم با این داستان بعضیا درس عبرت بگیرن من محسن ۲۴ ساله متاهل و ساکن تهرانم خانومم ۲۱ سالشه و پدر و مادرش اهل یکی از روستاهای اطراف مشهدن خلاصه یه هفته به عید کارمو تعطیل کردمو راه افتیم سمت روستای زنم اینا . نزدیکای مشهد بودیم که خواهر ز ...
داســتــانـڪده 📝 داستان شهوانی دختر پسر
3760
خالي بود عجب حالي کردم منم گفتم کوس جديد گير آوردي بيارش منم بکنمش پولش هرچي بشه ميدم شهرام گفت نه خره کوس نيست شوهر داره جز منم به کسي نميده گفتم چه جوري دوست شدي گفت دوست مامانمه؛ گفتم مامانت خبر داره گفت: به کسي چيزي نگي مامانم برام جورش کرد گفت : وقتي به مامانم گفتم عجب دوستي داري اولش دعوام کرد گفت اون شوهر داره ب ع د يک مدت ازم قول گرفت اگه دوستيموبا سوگل ( سوگل دوست دختره شهرام بود که ما ...
داســتــانـڪده 📝 داستان شهوانی دختر پسر
3388
خیلی عادی برخورد کردیم و تنها فرقش با دانشگاه این بود که مانتوشو در آورده بود و منِ هیز همش توی هر فرصتی اندامش رو دید میزدم، فهمیده بود نگاهش میکنم ولی به روی خودش نمیآورد. بعد از چند ساعت کار و خ اين ماجرا رو که ميخوام براتون تعريف کنم مربوط به شهريور ميشه من يک خواهر دارم که در حال حاضر 33 سالشه واسمش شهين است يک دختر12ساله هم داره بنام الناز اين خواهره بنده يک زن چادري هست که بعضي وقتها اگه و ...
داســتــانـڪده 📝 داستان شهوانی دختر پسر
3408
همکلاسی متاهل سال اول بود که اومدم دانشگاه آزاد، کارشناسی ناپیوسته بودم 2 سال قبل کاردانی رو یه دانشگاه دیگه خوندم و بعد از گرفتن فوق دیپلم بلافاصله برای گرفتن لیسانس به این دانشگاه اومدم. در کل چند سال دیر اومدم دانشگاه و از اکثر بچه های کلاس بزرگترم ولی به دلیل صورت بچه گانه و قدِ نه چندان بلند به سختی دیگران تشخیص میدن چند ساله هستم. یه همکلاسی پسر دارم که خیلی با هم صمیمی هستیم و با دخترا هم ...
داســتــانـڪده 📝 داستان شهوانی دختر پسر
3368
زنم کنمش و قصدم جدی بود به سمت راستم که نگاه کردم دیدم خون ریخته و فهمیدم به به پردشم برای اولین بار خودم زدم رفتم اب بیارم که به هوشش بیارم دیدم سامیار داره کوس لیصی میکنه خنده ای مستانه زدم و به سمت اشپز خونه رفتم وقتی به هوش اومد و دید بازم لختم ترسید و خواست فرار کنه که سریع دویدم و گفتم جوووووون کجا من تازه پیدات کردم گفت نه نه تو رو خدا دارم از درد میمیرم گفتم بعد میبرمت دکتر خلاصه اینقدر ن ...
داســتــانـڪده 📝 داستان شهوانی دختر پسر
3208
سلام داستانی میخوام براتون بگم مال سه سال پیشه من ارتان هستم۱۸ ساله از یک خانواده پولدار و با ابرو،از تهران قضیه از اون جایی شروع شد که من تازه به بلوغ رسیده بودم و از دوستانم در مورد س.ک.س شنیده بودم و خیلی به این موضوع جذب شده بودم و میخواستم هر طوری که شده یه بار این کار رو تجربه کنم و به همه نظر داشتم خودمم نمیدونم چم شده بود تا دو سال گذشتو من اطلاعاتم کامل تر از یه مرد بالغ شده بود و همه چی ...
داســتــانـڪده 📝 داستان شهوانی دختر پسر
3092
سوختم چه آبی دوستت دارم و... بعد پیش هم خوابیدیم و همدیگه رو بوسیدیم ک مامانم گفت کونم رو نكردي يادت باشه دفعه بعد باید تلافی در بیاری و تا زمانی که مامان بره من میکردمش و هر وقت هم که میرفتم خونه اگه موقعیت پیش میومد میکردمش .! پایان داســتــانـڪده 👈 @DasttanKade
داســتــانـڪده 📝 داستان شهوانی دختر پسر
3058
من و مامانم در جنوب این داستان ماله من و مامانم هست.مامان من اون موقع حدود 40سال داشت ولی اندام یه زن 30ساله رو داشت من تو یکی از دانشگاههای جنوب قبول شده بودم و اونجا خوابگاه به من نرسیده بود وباید خونه میگرفتم ولی من تنها بودم وهم خونه ای برام پیدا نشد برای همین مجبور شدم خونه تکی اجاره کنم ومادرم هم قرار شد یکی دو ماه بیاد پیش من تا کمی جا بیفتم. داستان اینجوریه که مامانم وبابام عاشق و معشوق ب ...
داســتــانـڪده 📝 داستان شهوانی دختر پسر
3351
تو گوشم میگفت درد داشتی داد بزنن . درد @DasttanKade کیرش تمام تنمو گرفته بود ولی امیر به صدای من توجه نمی کرد .بعد چند بار آروم عقب جلو کردن یهو کیرشو تا ته فشار داد داخل . یه لحظه فکرکردم مردم . ولی این تازه اولش بود شروع کرد عقب و جلو کردن . چشمتون روز بد نبینه . اون روز واقعا فهمیدم گـ.ائیده شدن یعنی چی . من داشتم گریه میکردم و امیر داشت تلمبه میزد . حدود 10 دقیقه داشت تلمبه میزد که یهو یه فشا ...
داســتــانـڪده 📝 داستان شهوانی دختر پسر
3187
اولین باری بود که کیرو تو بدنم احساس میکردم . نمی دونم همه دخترا اینجورین یا من فقط من تسلیم کیرم . چند دقیقه ای گذشته بود که امیر یهو لرزید و دهن منو پر آب کرد . امیر یهو با حالتی خاص بهم گفت ببخشید هواسم نشد ولی من خوشم اومده بود . ابشو قورت دادم . پا شدم کنارش واستادم و به ش لبخند میزدم یهو صدای زنگ اومد تا حالا اونجوری تو زندگی جا نخورده بودم انگار منو برق گرفت . هول شده بودم نمی تونستم شرتمو ...
داســتــانـڪده 📝 داستان شهوانی دختر پسر
3295
اولین_رابطه_من من رویا هستم 19 ساله از تهران با قد 166 و اندام لاغر . ولی سینه و باسن گرد بزرگی دارم که تو اندام لاغرم خیلی به چشم میان واسه همین وقتی میرم بیرون خونه خیلی موذب میشم اخه همه مردا فقط دارن به من نگاه میکنن . ماجرایی که میخوام براتون تعریف کنم واسه اولین س.ک.س من از کون هستش که برام هم خیلی خوب بود و هم خیلی سخت این اتفاق پارسال وقتی 18 سالم بود برام افتاد . پدرم زیر زمین خونمونو ...
داســتــانـڪده 📝 داستان شهوانی دختر پسر
2969
ک عرفان با دستش دهنمو گرف حالا اون یکی پسرم اومده بودو داشت سینمو میخوردعرفانم کیرشو از دهنم درآوردو و داشت ازم لب میگرفت درده کمرم از یادم رفتو حالا دیگه داشتم لذت میبردم اون یکی پسرهک فهمیدم اسمش نیماست کیرشو گزاشت جلو دهنمو از پشت موهامو گرفت و ب زور کیرشو تا ته حلقم میبرد و میاورد نمیزاشت حتی نفس بکشم ارشام داشت ت ند تند عقب جلو میکردو میزد دره کونم یهو ی چیزه داغی رو تو کوسم حس کردمو @Dastt ...
داســتــانـڪده 📝 داستان شهوانی دختر پسر
3249
سلام من رامانا هستم۲۱سالمه و اندامه خیلی قشنگی دارم قدم ۱۷۵و سینه۷۰وزنمم۶۰چشمم مشکی و درسته و پوسته سفیدی دارم لبای قلویی و صورتی در کل همه بهم میگن خوشکلی میخوام یکی از س.ک.سامو براتون بگم از اونجایی شروع میشه ک من ۱۸سالم بود با ی پسره دوست بودم ب اسمه محمد محمد خیلی حشری بودو همش از من درخواسته س.ک.س میکرد ب خاطره همونم ما از هم جدا شدیم چون من شراییطم طوری نبود ک بتونم درخواستشو عملی کنم چن ...
داســتــانـڪده 📝 داستان شهوانی دختر پسر
3317
زدن پرده دوس دخترم. سلام ماهان هستم ۲۰ از کرج من ی دوس دختر داشتم به اسم حدیثه که یبارم داستان س.ک.س اولمونو تو ۱۷ سالگی نوشتم کا الان ۴ ساله با هم دوستیم که این داستان مربوط میشه به ۱ سال پیش ینی وقتی که من ۱۹ سالم بود منو حدیثه خانوم خیلی به هم وابسته شده بودیم ما ی بار هم س.ک.س کرده بودیم ما زیاد تو تل س.ک.س چت ب ...
داســتــانـڪده 📝 داستان شهوانی دختر پسر
3185
تنت دربیار ببینیم چی داری اون زیر. گفت هیچی. دست گذاشتم رو پستوناش خیلی باحال بود سفت سفت بود گ فتم پس اینا چیه ما كه میگیم پستون خندید مانتو رو از تنش در آورد پیرهن و كرستش رو هم من درآوردم شروع كردم به خورن پستوناش گفت تو میخواستی چی كار كنی برام؟ گفتم شلوارت رو در بیار. گفت خودت درش بیار اینجوری بیشتر حال میده خان لاشی @DasttanKade بودن. منم شلوار و شرتش رو با هم از پاش كشیدم پائین ولی ...
داســتــانـڪده 📝 داستان شهوانی دختر پسر
3237
خانم_پرستار بابام تو شركتشون دستش رفته بود زیر پرس و بردنش بیمارستان و یه هفته بیمارستان بود چند تا عمل روی انگشتش انجام شد منم هر شب میرفتم بیمارستان پیشش شب دوم بود كه بابام خیلی درد داشت رفتم به پرستار بخش گفتم اومد یه مسكن بهش تزریق كرد و رفت بابام بعد نیم ساعت خوابش برد منم خدایش اونقدر دلم برای بابام میسوخت كه اصلا به هیچی فكر نمیكردم @DasttanKade چه برسه به كوس بازی بعد از سه ربع پرس ...
داســتــانـڪده 📝 داستان شهوانی دختر پسر
1849
کوسم هی عقب جلو می کرد بعد شد سه تا انگشت، بعد همین جوری که عقب جلو میکرد، سرعتش تندتر میشد، بعد تا جایی که می تونست لای چوچول و واژنمو باز کرد،تا حدی که احساس کردم دارم جر میخورم بعد کیرشو با شدت کرد تو، درد همراه با لذت بود اول آروم آروم منو می کرد، همینجوری که عقب جلو میکرد دولا شده بود @DasttanKade سینمو میخورد، منم درد داشتم ولی خیلی لذت می بردم از دردش، وسط کار کیرشو دراورد، کوسمو میمالوند ...
داســتــانـڪده 📝 داستان شهوانی دختر پسر
1777
سارا_و_دکترزنان سلام من سارا هستم 23 ساله، من یه مدت طولانی بود که کوسم خارش داشت، رفتم یه دکتر زنان که ببینه چیه، نمیدونستم دکتر زنه یا مرد، وقتی رفتم دیدم دکتر مرده، برام مهم نبود چون میدونستم قرار نیست معاینه بشم، چون شنیده بودم دخترها را معاینه نمیکنن، وقتی باهاش در مورد مشکلم صحبت کردم، سریع گفت برو تو اتاق لباست را در بیار، منم با بد بختی و هزار تا خجالت رفتم،شلوارو شرتمو دراوردم ، بعد خوا ...
داســتــانـڪده 📝 داستان شهوانی دختر پسر
1673
هم س.ک.س.الان بعد سه بار ضرب با اونا خانومم دیگه راضی نیست و میگه اشتباه کردیم اما من هنوز پایه ام و دوست دارم. پایان داســتــانـڪده 👈 @DasttanKade
داســتــانـڪده 📝 داستان شهوانی دختر پسر
1635
که اگه نمیخوره سخت نگیرن بهش و بزارن راحت باشه ما سه چهار پیک خوردیم و این وسطا هم که منو وحید حسابی چشم چرونی کردیم و کوس قلمبه سمانه رو انقدری نگاه کردم که مینا به شوخی گفت میخوای جات و عوضش کن اذیت نشی که سمانه گفت من بسمه و کنار کشید و وحید گفت ما هم پیک اخر و بخوریم و جمع کنیم که مینا گفت اینا چیه میخورین و وحید هم شوخیش گل کرد و شروع کرد یه پیک و به شوخی دادن به مینا مینا میخواست در بره که س ...
داســتــانـڪده 📝 داستان شهوانی دختر پسر
1934
اولین_تجربه_ضربدری سلام به همه دوستان . من امیرم 33 سالمه و خانومم مینا 29 سالشه و یه دختر هفت ساله هم داریم.من تو شهوتناک و سایتای دیگه با س.ک.س ضربدری آشنا شدم و به این مدل س.ک.س علاقه مند شدم و با مینا در میون گذاشتم و مخالفت کرد و منم دیگه پیگیر نشدم اما در خفا همیشه داستان میخوندم و فیلم می دیدم و … تا اینکه دوسال پیش تو اینستا توی یه پیج دوستیابی ضربدری پیام گذاشتم و یه خانوم از مشهد. به ا ...
داســتــانـڪده 📝 داستان شهوانی دختر پسر
1937
سینه های خوشکلو میدیدم و کمری باریک و یه کون خوشگل نمی دونستم چکار کنم تکون میخوردم که کیرم به پاش بخوره.بهش گفتم صابون روبده تا منم خودمو صابونی کنم.ازش گرفتم شروع کردم به شستن خودم دستمو صابونی کردم و کشیدم پشت کمرش یه باره خشکش زد گفت چکار میکنی گفتم دستت نمیرسه من میشورم گفت نکن دیگه خجالت میکشم. گفتم خجالت نداره و شروع کردم به شستن کمرش حالا دیگه کیرم رو نزدیک کونش کرده بودم و سرش رو میزدم بش ...
داســتــانـڪده 📝 داستان شهوانی دختر پسر
1702
پگاه زن داییم پگاه زنی بود سبزه با اندامی باریک و قدی متوسط و سبک وزن با اندامی خوش تراش.خیلی باهاش صمیمی بودم یعنی هر وقت خونشون بودم خیلی تحویلم میگرفت و با هم رابطه خوبی داشتیم.از من چند سالی کوچکتر بود.خودش وداییم تنها زندگی میکردن و بچه ای نداشتن. یه روز که رفته بودم خونشون برای کمک به داییم رفتم که برم توالت در رو که باز کردم دیدم @DasttanKade زنداییم روی توالت نشسته یه باره خوشکم زد هم من ...
داســتــانـڪده 📝 داستان شهوانی دختر پسر
1671
دیگه به طور طبیعی پیش نمی رفتم وداشتم سگ می شدم.خلاصه این قدر لباش رو خوردم که اونم به حرکت در اومد و تازه لباش به جنبش اومده بود. ناگفته نمونه که من با یک دستم کوسش رو لمس می کردم و یک دستم رو دورش حلقه کرده بودم.شایدم دستم که رو کوسش گذاشته بود باعث به حرکت در اومدنش شده بود.این قدر @DasttanKade خوردم و اون خورد که دیدم گردنش رو برد عقب و من به اثتناد داستان های بچه ها فهمیدم که باید گردنش رو ب ...
داســتــانـڪده 📝 داستان شهوانی دختر پسر
1568
جرقه_عشق_با_تعمیرکامپیوتر در این چند وقتی که با این سایت آشنا شدم خیلی به من کمک کرد که بتونم این اتفاق که دارم داستانش رو واستون می نویسم رو رقم بزنم . من حدود 4 ماهی هست که داستان هایی که بچه می فرستن رو می خونم. من یکی از اقوامون هست (دوست ندارم که فاش کنم )که خیلی دوستش دارم و خیلی وقته تو کفشم .حدود 1 ماه پیش که تو سایت می گشتم یک داستان رو خوندم و دوباره پروژه اون بنده خدا جرقه زد تو زهنم ...